نوبت حرکت است




عنوان مجموعه اشعار : بینام
شاعر : خلیل الله کوهبنانی


عنوان شعر اول : رویا

روز و شب در خواب و رویا، دست و پاها می زنم
خویش رادر رخت یک خوشبخت، خوش جا می زنم
می شوم مست وغزلخوان ، دست در دست نگار
بوسه ها بر قامت آن یار رعنا می زنم
می زند لبخند و می دوزد نگاهش را به من
من برای دیدنش دل را به دل دریا می زنم
دوش تا دوشش روم در جاده های عاشقی
پابه پایش رقصم و صد ساز و سرنا می زنم
خوشه های خرمن زلفان او در دست من
شانه بر آن ها میان دشت و صحرا می زنم
من عجب دیوانه ای هستم که شیدا درجنون
مهر تاییدی بران امروز و فردا می زنم
ناگهان آشفته برمی خیزم از خوابم چنین
خواب و رویا را مثال کاغذی تا می زنم



عنوان شعر دوم : جوگیرشدن

عالمی دارد عجب این همه جوگیر شدن!
دم صبح تا سر شب این همه جوگیرشدن
سر هر مسئله هر لحظه به هر هنگامه
صد و هشتاد وجب این همه جوگیر شدن
با دو تا به به و چه چه و دو تا توپ و تشر
ز زری یا ز رجب این همه جوگیر شدن
بنده خود خورده ام و باز چه حالی دارد
منع خرما و رطب این جوگیر شدن!
شر و شوری شد و شد شهر هرات و نشود
شهر صنعا و حلب این همه جوگیر شدن



عنوان شعر سوم : سفره ی خالی

هر زمان می بینیم بر من تبسم می کنی
کوهی از احساس را در من تجسم می کنی
می زنی با آن نگاهت آتشی بر سینه ام
گاه گاهی می کشی من را، تکلم می کنی
نو بهاری، آیتی از آیه های خلقتی
سینه گرم مرا غرق ترنم می کنی
شب می ربایی خواب را از چشمها
روز و شب ذهن مرا گرم توهم می کنی
سفره امید من از شام وصلت خالی است
عاقبت آیا توآن را پر تنعم می کنی؟ خالی
هر زمان می بینیم بر من تبسم می کنی
کوهی از احساس را در من تجسم می کنی
می زنی با آن نگاهت آتشی بر سینه ام
گاه گاهی می کشی من را، تکلم می کنی
نو بهاری، آیتی از آیه های خلقتی
سینه گرم مرا غرق ترنم می کنی
شب می ربایی خواب را از چشمها
روز و شب ذهن مرا گرم توهم می کنی
سفره امید من از شام وصلت خالی است
عاقبت آیا توآن را پر تنعم می کنی؟
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با خواندن چند سری شعر از آقای باقی‌زاده می‌بینیم که ایشان اگر نه به طور کامل، به شکلی نسبی بر وزن و قافیه و همینطور روانی بیان مسلط شده‌اند. اشکالات جزئی در این زمینه را در پایین اشاره خواهیم کرد اما چیزی که حالا باید از اشعار ایشان توقع داشته باشیم بسیار بیشتر از تسلط بر وزن و قافیه است. حالا بنده به عنوان مخاطب یواش یواش انتظار کشف‌ها بدیع و نکته‌های رندانه مخصوص از شاعر دارم. یعنی وقتی هر بیت از شعر را می‌خوانم باید منتظر مواجهه با یک شگفتی و کشف باشم. بیت اول شعر اول را با هم بخوانیم: «روز و شب در خواب و رویا، دست و پاها می زنم / خویش رادر رخت یک خوشبخت، خوش جا می زنم» اول اینکه اصطلاح «دست و پا زدن» در تنگنای وزن و قافیه تبدیل به «دست و پاها» شده است. اما از این گذشته من به عنوان مخاطب این شعر بعد از خواندن آن به چه لذت و کشف خاصی می‌رسم؟ آفرینش هنری و ادبی در این بیت کجاست؟ آن چیزی که به عنوان آورده‌ای جدید و بدیع در ذهن هستی ساخته شده است. خب البته این بیت این نکته‌ها را ندارد و در نهایت شاعر این جمله را می‌گوید: «هر روز و شب در خواب دست و پا می‌زنم و خودم را در قالب یک خوشبخت جا می‌زنم.» سوالی که مطرح می‌شود: چطور می‌شود که این جمله تک بعدی، غیر قابل تاویل و تفسیر چند وجهی تبدیل به آفرینشی هنری شود؟ واقعیت این است که شاعر در چند وجه می‌تواند آورده‌ای نو برای مخاطب داشته باشد. یا در حوزه خیال‌انگیزی و تصویرسازی، یا در لحن خاص بیانی (عاطفی، حماسی و ...)، یا در عناصر بدیعی معنوی یا در حوزه زبان و لفظ، و یا در تلفیقی از اینها. حال در طنز می‌توان به ارتباط و قرینه‌سازی‌های متناقض و متضاد بین ارکان معنایی و لفظی شعر بیشتر هم فکر کرد. مثلاً در همین بیت وقتی که در مصرع دوم به «لباس یک خوشبخت» اشاره می‌شود، می‌توانستیم در مصرع اول قرینه‌ای متضاد برای آن بسازیم. مثلاً «لخت بودن» شاعر. اینطور می‌شد از معنای یک‌بعدی بیت کمی فرار کرد. در ضمن اشاره مستقیم به «خوشبخت» یا هر صفت دیگری در شعر خیلی جالب نیست و بهتر این است که شاعر سعی کند با فضاسازی و تصویرسازی‌های خاص مخاطب را به سوی منظور خود رهنمون کند. «می‌شوم مست وغزلخوان، دست در دست نگار / بوسه ها بر قامت آن یار رعنا می زنم» ببینید در این بیت هم تصاویر و مضامین تکراری و دستمالی شده‌اند. «می زند لبخند و می دوزد نگاهش را به من / من برای دیدنش دل را به دل دریا می زنم» در این بیت شاعر می‌توانست قرینه‌ای بین چشم‌های معشوق و دریا پیدا کند. اما با ناشی‌گری از سر آن رد می‌شود. «چشم می‌دوزد به من با چشم‌های آبیش / من به محض دیدنش دل را به دریا می‌زنم» در این صورت بین چشم آبی و دریا قرینه‌ای شکل می‌گرفت. در ضمن اصطلاح کنایی «دل به دریا زدن» هم که البته در معنای بیت مستتر است. به بیت‌های بعدی هم با همین دید، نگاه کنید و آنها را بررسی کنید. اما نکته آخر اینکه در بیت آخر لحن و بیان عاشقانه تبدیل به فضایی طنزآمیز می‌شود. این چرخش البته خیلی جالب از کار در نیامده است. چون برای غافلگیری مخاطب در آخر شعر نیاز به بیانی محکم و بیتی منسجم و استخوان‌دار است که این بیت خیلی این ویژگی‌ها را ندارد.
شعر دوم شعری در حال و هوای طنز و فکاهه است. شعر ردیفی دارد که هر شاعر طنزنویسی را می‌تواند برای نوشتن وسوسه کند. خود تعبیر «جوگیر شدن» به خودی خود و به صورت پیش‌فرض ذهنی صورتی، مطایبه‌آمیز و خنده‌دار دارد. اما شاعر باید بداند که استفاده از این واژه‌ها، اصطلاحات یا تصاویر خنده‌دار، خود تیغی دو لبه است که هم می‌تواند به بانمک‌تر شدن شعر کمک کند و هم می‌تواند شعر را از ریخت و معنا بیندازد. چطور؟ وقتی که شعر سوار بر قافیه و ردیف باشد و شاعر بتواند با استفاده از عناصر بلاغی گوناگون بقیه ارکان شعر را به اندازه آنها بالا ببرد و مورد توجه قرار دهد کار بهتر و قوی‌تر می‌شود. اما موقعی که باقی شعر به دنبال ردیف و قافیه افتاده باشد و مخاطب حس کند شاعر کل شعر را برای آنها گفته است، شعر شکست می‌خورد. در واقع شاعر باید طرح و برنامه مشخصی برای فضای کلی شعرش داشته باشد. در این شعر اکثر ابیات اسیران ردیف و قافیه شده‌اند. مضمون‌سازی‌ها ارتباط عمودی و گاه افقی معنایی به هم ندارند. کل شعر هم ساختار دقیق و بافت منسجمی ندارد.
شعر سوم نیز دچار همان اشکالات شعر اول است با این تمایز که در برخی ابیات این شعر اشکالات نحوی و ضعف تالیف هم دیده می‌شود. «می زنی با آن نگاهت آتشی بر سینه ام / گاه گاهی می کشی من را، تکلم می کنی» اینجا «تکلم می‌کنی» چه ارتباطی به باقی معنای بیت دارد؟ اگر ارجاع «آتش به سینه عاشق زدن»، «نگاه معشوق» است، ارجاع بعدی که «تکلم کردن» است بی‌ربط و بی‌معناست.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
عبدالرحمن قنبری » دوشنبه 26 شهریور 1397
نقد خوب و منصفانه ای بود ممنونم از جناب مقدمی بزرگوار بر انوخته های اندکم افزوده شد همچنین از شاعر و دوست گرامی باقی زاده ی عزیز هم برای گذاشتن شعرشان در بوته ی نقد سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.