حفظ يكدستي و انسجام




عنوان مجموعه اشعار : جاری تر از رود کر
شاعر : اسد زارعی


عنوان شعر اول : مهربانی در پی پاداش نیست
عاشقا ن  را رخصت کنکاش نیست.
مهربانی در پی پاداش نیست.

من چه سان باور کنم عشق تورا؟

بیقراری در نگاهت فاش نیست.

دل به هرم عشق میسوزد نه عیش.

" (عاشقی مقدور هر عیاش نیست)"

اشتباهی آمدی،گم کرده راه!

محفل ما مجلس خفاش نیست.

گفته بودی عشق هم یعنی هوس.

شانس آوردی که این جا، جاش نیست!

زارعی " بیدل " سرایی کرده است.

شا عر شور آفرین کلاش نیست.

عنوان شعر دوم : دیوانگی عذریست محکم پیش داور
آری نمی خواهم بفهمم ای برادر!
آشفته تر می گردم از فهم فراتر 

پرسیدم از روشن ضمیری زندگی چیست

 آتش گرفت و سوخت از آه مکرر

وقتی نمی پرسی نمی فهمی و خوابی

وقتی که در خوابی نمی گردی مکدر

 آری نمی خواهم بفهمم چونکه یک عمر

باید بسوزد بی صدا شمع منور

   بیداری و هشیاری از آن تو باشد 

من راحتم با غفلت و مستی و ساغر

شعرم گواهی می دهد دیوانه هستم 

دیوانگی عذریست محکم پیش داو

عنوان شعر سوم : دینداری تو وحشت و ویرانگری است
تا فکر تو محدود به حور و پری است
بازار خرافات پر از مشتری است 

تا بی خردان جای تو می اندیشند 
دینداری تو وحشت و ویرانگری است 
نقد این شعر از : انسیه موسویان
آقاي اسد زارعي شاعر خوش قريحه! دو غزل و يك رباعي ارسالي شما را خواندم. شعرهايي كه خوشبختانه به لحاظ چهارچوب و اصول اوليه ي شعري، خالي از اشكالند. از اولين نقدي كه بر سروده هاي شما در پايگاه نقد نگاشته بودم، تا امروز، به نظر مي رسد آهسته و پيوسته مسير رشد را مي پيماييد و اين جاي اميدواري ست.
در غزل اول شما، مهمترين مشكل همان است كه در نقد پيشين بر سروده ي ديگرتان نوشته بودم؛ تكليف شاعر با رويكرد شعر مشخص نيست. مخاطب نمي داند كه بالاخره دارد شعر طنز مي خواند يا جدي؟ از بيت اول تا اواخر شعر، حرف ها كاملاً جدي اند و زبان نيز سنگين و فاخر. اما ناگهان با اين بيت مواجه مي شويم:

گفته بودی عشق هم یعنی هوس.

شانس آوردی که این جا، جاش نیست!
لحن، زبان و واژگان انتخابي شما به گونه اي ست كه مخاطب فكر مي كند شعر طنز است. حال آن كه در بيت هاي ديگر و حتي بيت پاياني، نشانه اي محكم مبني بر طنز بودن شعر نمي بينيم.
مشكل ديگر اين شعر، همين دوگانگي و نوسان در زبان شعر است. بهتر است در زبان شعر يكدستي را حفظ كنيم و مثلاً اگر نزديك به زبان گفتار مي نويسيم، در كل شعر اين لحن و بيان حفظ شود. خوشبختانه در شعر دوم اين مشكل به چشم نمي خورد. زبان شعر اگرچه كهن است اما حداقل كل شعر به لحاظ زبان، يكدست است. فقط اي كاش تلاش كنيد از اين پس از فعل «گرديدن» به جاي شدن كمتر استفاده كنيد.
اين شعر به لحاظ مضمون و رويكرد هم يكدست بود و انسجام خوبي داشت.
اما رباعي شما. به نظر مي رسد هر مصراع اين رباعي يك حرف متفاوت دارد و به لحاظ انديشه و درونمايه، ارتباط محكمي بين دو بيت وجود ندارد. در بيت اول از اعتقاد بي حد به خرافات گفته ايد و آن را نتيجه ي محدود بودن فكر به حور و پري ( عشق هاي ظاهري يا جسماني) دانسته ايد. در بيت دوم نداشتن فكر و انديشه و بي خردي را نكوهش كرده ايد و گفته ايد وقتي بي خردان به جاي تو مي انديشند، دينداري تو سبب وحشت و ويرانگري خواهد شد. من بين اين مقوله ها ارتباط تنگاتنگ و محكمي نمي بينم و به نظرم مي رسد شايد چيزي در ذهن شاعر بوده كه حذف شده و همين بخش محذوف، سبب ابهام در شعر شده است.
با نگاهي كلي به اغلب سروده هاي شما، استنباط بنده اين است كه به سرودن شعر طنز، گرايش و علاقه داريد و رگه هايي از طنز هم در سروده هايتان مشاهده مي شود. اگر مايليد در اين زمينه به شكل جدي تر و حرفه اي تر كار كنيد، توصيه مي كنم شعر شاعران طنزپرداز را بيشتر بخوانيد. آثار كساني چون منوچهر احترامي، عمران صلاحي، ناصر فيض سعيد بيابانكي و ... همچنين با كمي جست و جو، مقاله هاي ارزشمندي در زمينه ي تكنيك هاي طنزآفريني در كلام خواهيد يافت.
برقرار و سرافراز باشيد.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
انسیه موسویان » پنجشنبه 05 مهر 1397
منتقد شعر
سلام . لطف داريد ممنونم
اسد زارعی » سه شنبه 03 مهر 1397
درود بر شما استاد بزرگوار ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.