جملات سروده خود را مرور كنيد



من چون غمِ خود را بنگارم به نگارم
شعریست که در وصف نگارم بنگارم

جان از بدنم رفتنی است و لبِ شیرین
بیهوده هدر کرده به لب، بوسه به کارم

"گل" هست به باغ و به درخت است "شکوفه"
اما خبر از آمدنت نیست "بهارم"

بگذشتی از این عاشق و بگذاشتیم زار
بعد از تو سرِ زانویِ خود سر بِگُذارم

چون غنچه ی دل هست در این باغ هزاران
من مرثیه خوانِ دلِ هر چندهزارم

رفتی تو و غم ماند برایِ دل و باید،
زین پس به غمت من دلِ خود را بسپارم .
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در اين غزل بيش از آن كه مانند غزل ديگرتان خواسته باشيد مضمون‌پردازي كنيد، به توصيف و بيان احساس پرداخته‌ايد و شايد همين رويكرد، مهم‌ترين دليلي باشد كه باعث شده در بعضي ابيات از نظر زباني با نگارش سالم‌تري مواجه باشيم (ناگفته نماند كه اين رويكرد يعني بيان احساس، اگر منجر به كاهش ظرفيت‌هاي آفرينشي اثر شود، اصلا پذيرفته نيست).
استفاده از آرايه‌هاي «جناس» و «تكرار» در مطلع باعث شده زبان و موسيقي بيت، تا حدي انگيخته شود اما شايد به دليل همين توجه ويژه باشد كه سراينده دچار سهل‌انگاري و بيت، دچار تعقيد بياني شده است؛ «من وقتي كه غم خود را به نگارم مي‌نگارم، شعري‌ست كه در وصف نگارم مي‌نگارم». حتي اگر مصراع اول را پرسشي هم بخوانيم، مشكل حل نخواهد شد.
در بيت دوم باز هم با تعقيد روبه‌روييم. سعي كنيد «لبِ شیرین بیهوده هدر کرده به لب، بوسه به کارم» را به صورت يك جمله مرتب بنويسيد تا متوجه شويد مخاطب براي فهميدن بيت، چه كار سختي پيش رو دارد.
در مصراع اول بيت سوم آيا نقش دستوري «هست» و «است» متفاوت بوده كه به شكل دوگانه به كار رفته؟ اين هم از موارد تحميل وزن است.
در بيت چهارم قاعدتا بايد براي «اين عاشق»، ضمير سوم‌شخص به كار مي‌برديد (بگذاشتي‌اش زار).
در بيت پنجم، تكرار «دل» از قوت بيت كاسته است.
در مصراع پاياني، «من» فقط براي پركردن وزن آمده است.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.