توجه به زبان، لطفاً




عنوان مجموعه اشعار : غزل، ترانه، ربتعی
شاعر : گرشاسب طاهری


عنوان شعر اول : غزل
بیمار بی مهری تو درمان نمی گیرد
رودی که می خشکد دگر جریان نمی گیرد

قسمت نبوده سهم من باشی....ندانستم
یک سرو جا در سینه ی گلدان نمی گیرد

هر بار گفتم مهربانی پیشه کن اما
خان از رعیت زاده ها فرمان نمی گیرد

امروز دانستم چرا با من نمیسازی
چون زندگی بر هیچ کس آسان نمی گیرد

هنگام مرگ من غرورت همچنان بر جاست
ابریست احوالت ولی باران نمی گیرد

حالا بیا و بوسه هایت را نثارم کن
اما کسی‌ که مرده دیگر جان نمی گیرد


عنوان شعر دوم : ترانه
تو اوج همه قصه های خوشی
تو شاه همه بیت های منی
تو با اینکه ماه نویی کاملی
تو یه دختر بهتر از هر زنی


خدایی نکرده اگه گم بشی
همه عالمو زیر و رو می کنم
از این زندگیِ پر از ارزو
تویی که فقط آرزو می کنم

توی جمع چشماتو از من بدزد
تو خلوت صدا کن منو با چشات
تو جمع سرد باش و تو تنهاییا
بسوزون منو توی هرم صدات

نفس میکشم از تو دم می زنم
دارم سرنوشت و رقم می زنم
زمانم زمینی... ،ببین با تنت
زمین و زمانو به هم می زنم

لباتو فقط واس من غنچه کن
بزار مدتی باغبونت بشم
تویی ساحر عشق،فرصت بده
یه وقتایی ورد زبونت بشم

بیا تا ببینم بهار اومده
دوباره گل پیرَنت وا شده
چقدر موج داره تنت، معجزست
که دریا تو پیراهنت جا شده

فقط شعرمو زمزمه می کنم
صدام تا بپیچه توی گوش تو
بخون شعر تا گوشماهی بشم
بیوفتم تو دریای اغوش تو

نفس میکشم از تو دم می زنم
دارم سرنوشتو رقم‌ می زنم
زمانم زمینی... ،ببین با تنت
زمین و زمانو به هم می زنم


عنوان شعر سوم : رباعی
از بار غمم خط به جبین می افتد
از بار غمم به کوه چین می افتد
آری غم نان است مرا این غم را
بر ابر اگر نهی زمین می افتد
نقد این شعر از : آرش شفاعی
در این سایت و در هنگام نقد شعر بسیاری از دوستان بارها به اهمیت زبان در شعر تأکید کرده‌ام. مهمترین توصیۀ من به آقای طاهری هم در همین دو کلمه خلاصه می شود: توجه به زبان.
شاید لازم باشد دربارۀ این توجه بیشتر توضیح دهم. توجه به زبان باید شامل این باشد که شاعر هم به سلامت و سلاست زبان شعر توجه داشته باشد و هم به یکدستی آن و هم به اینکه زبان شعر باید محمل مناسبی برای آفرینشگری شاعرانه باشد. شاید بگویید سلامت زبان یعنی چه؟ یعنی اینکه شاعر در تمام شعر سعی کند، اسلوب ها و قراردادهای شناخته شدۀ زبان را رعایت کند و زبانی سالم، درست و از نظر ادبی بی عیب و نقص داشته باشد. البته گاهی شاعر ممکن است برحسب اولویت دیگری یعنی نوآوری، روند عادی زبان شعر را به هم بریزد اما وقتی چنین قصدی در شعر نیست، زبان باید سالم و بی عیب و نقس باشد. مصرع اول غزل را بخوانید: بیمار بی مهری تو درمان نمی‌گیرد. سؤال اینجاست که آیا ما فعل مرکب «درمان گرفتن» در زبان فارسی داریم؟ درمان شدن، درمان پذیرفتن، درمان یافتن و... صورت های درست این فعل است. یا مثلاً «خدایی نکرده» تنها به خاطر پرکردن وزن به این شکل درآمده است وگرنه تا احتمالاً شاعر می پذیرد که «خدای نکرده» یا «خدانکرده» یا «خدای ناکرده» صورت درست این اصطلاح است.
همچنین گفتیم زبان باید یکدست باشد. یعنی اینکه شاعر نباید تحت تأثیر وزن و تنگناهای اوزان عروضی، روند منطقی زبان را در طول شعر هرجا که دلش خواست، تغییر دهد.
مثلاً در بیت: توی جمع چشماتو از من بدزد/ تو خلوت صدا کن منو با چشات، در دو مصرع پشت سر هم دوبار «تو» و «توی» به دو شکل متفاوت از نظر تلفظ استفاده شده است. تنهادلیلی که این شکل دوگانه استفاده از آن واژه را توجیه می‌کند، اجبار وزن است که البته توجیهی منطقی و قانع کننده نیست. در همین ترانه این مشکل یکبار دیگر نیز به شکل عریان تری خود را نشان داده است:
بیا تا ببینم بهار اومده
دوباره گل پیرَنت وا شده
چقدر موج داره تنت، معجزست
که دریا تو پیراهنت جا شده
بالاخره صورت درست استفاده از کلمه «پیرهن» در شعر شاعر کدام است؟ آیا می شود در یک مصرع «پیرن» استفاده کرد که کاملاً محاوره ای است و در مصرعی بعد «پیراهن» استفاده کرد که کاملاً ادبی است؟ بالاخره زبان این شعر کدام است، محاوره یا ادبی و رسمی؟ شاعر باید انتخاب کند که قرار است در کدام قالب شعر بگوید و اگر قالبی را انتخاب کرد باید به قواعد و اسلوب‌های آن در تمام شعر ملتزم بماند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.