از چشمي دوربين شاعر




عنوان مجموعه اشعار : ++
شاعر : محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر اول : ++
استکان ها را می چینم
قندان ها را
میزهای خمیازه را
مرتب می کنم
عقربه های ساعت را
هم
*
عقربه ها می دوند
سپس کفش ها را مرتب می کنم
دهان ها و گوش ها
*
چیزی به پنجره ها شتک می شود
خودم را از تمام صداها
بالا می کشم
پنجره های ترک خورده را
از روی میز ها می شمارم
شیشه های شکسته
از تمام انگشت هایم می چکد
از عقربه ها
هم
دیوارهای قرمز
از پرده ها بالا می روند
خودم را
از کودکانی که روی میز ...
بالا می کشم
استکان ها از خون پر می شوند
از شیشه های شکسته
قندان ها
هم
عقربه ها گلویم را می جوند.


عنوان شعر دوم : +
+

عنوان شعر سوم : +
+
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شعر به شيوه ي حركت هدفمند دوربين در سكانس هاي آغازين يك فيلم سينمايي كليد خورده است و شاعر با معرفي مكتوب اكسسوار صحنه و دلايل احضار اشيا و پديده ها روايت خود را آغاز مي كند. رفتار عيني شعر اگر چه با حضور ناگهاني واژه ي «خميازه» خيلي زود متفاوت مي شود اما شاعر به سرعت به عينيت خود باز مي گردد و فضا را براي اتفاقي كه قرار است در سطرهاي بعد نگاشته شود آماده مي كند. اگر همين بند شهودي شعر را بخواهيم بررسي كنيم بايد به شاعر يادآوري كنيم كه اگر به حركت تصويري شعر معتقد باشيم بايد سعي كنيم از مزاحمت هاي واژگاني و حركت هاي بلااثر در رويه ي زباني خود را حفظ كنيم:
«استکان ها را می چینم
قندان ها را
میزهای خمیازه را
مرتب می کنم
عقربه های ساعت را
هم»
را مقايسه كنيد با اين شكل اجرايي:
«استکان ها را می چینم
قندان ها
میزها را مرتب می کنم
و عقربه های ساعت را...»
در حقيقت رفع موانع حركتي خوانش شعر و قرار گرفتن در كانال موسيقي دقيقاً شبيه استفاده از ابزاري هم چون ريل و كرين در تصويربرداري سينماست. ابزاري كه به كمك آن بتوان تصاوير زنده تر و تاثيرگذارتري را منتقل نمود. بناببراين به نظرم با چنين ذهنيتي شاعر بايد همه ي شعر را دوباره خواني و دوباره نويسي كند تا زوايدي هم چون «سپس» در سطر «سپس كفش ها را مرتب مي كنم» كه حتي در روزمره نيز كاربرد اثرگذاري ندارد، «تمام» در سطر «شيشه هاي شكسته/ از تمام انگشت هايم مي چكد» و «هم» كه در چند سطر با بدسليقگي در تخريب هارموني حضور پيدا كرده است.
نكته ي ديگري كه در مرور چند باره ي شعر نيز نمي توان بدان به درستي دست پيدا كرد عدم انعقاد محتوا در سطرها و پايان نيافتن شعر در خاتمه است. شاعري در واقع نتوانسته است عينيت و ذهنيت خود را توامان به توافقي نهايي نزديك كند و براي من اين حس ايجاد شد كه اشياء و پديده هاي احضار شده در سطح همان احظار باقي مانده اند و نتوانسته اند به تكميل حضور همديگر كمكي كنند. در سطرهاي واپسين شاعر به چنگ و دندان در تلاش است تا پايان بندي موفقي براي شعر خود ايجاد كند اما صرفاً به تكرار همان اتفاقات قبل تر اكتفا كرده است كه همين تكرار در فاصله ي چند سطر كمي ملال آور از آب درآمده است. با اين همه به ذهن و نكته بيني شاعر در بسياري از سطرها آفرين بايد گفت كه از آن جمله به سطر درخشان زير اشاره مي كنم و آرزوي موفقيت برايش خواهم داشت:

شیشه های شکسته
از تمام انگشت هایم می چکد...

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۴
محمد ولی وردی پسندی » یکشنبه 11 شهریور 1397
بسیار بسیار ممنونم جناب بهداروند عزیز
ارمغان بهداروند » دوشنبه 12 شهریور 1397
منتقد شعر
درود بسيار شاعر
جلال جلالی نسب » یکشنبه 11 شهریور 1397
سلام جناب آقای بهداروند عالی بود راستش تو این مدت کوتاهی که از آشناییم بااین پایگاه و شمادوستان خوش اخلاق و با حوصله و با سواد میگذرد بسیار آموختم و آشنایی با استادان این مجموعه ومطالعه ی نقد های حرفه ایی این عزیزان فرصتی استثنایی شد تا به داشته های خود بیفزایم و به بی سوادی خود بیشتر پی ببرم برایتان از خدا آرزوی تو فیق روز افزون دارم
ارمغان بهداروند » دوشنبه 12 شهریور 1397
منتقد شعر
از حوصله و مهر شما سپاسگزارم عزيز

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.