خنده؛ یکی از پایه های اصلی طنز




عنوان مجموعه اشعار : نیش و نوش
شاعر : محمود کامل


عنوان شعر اول : دلار
در حوزه اقتصاد جزر و مد شد
با وضع "ریال "حال ما هم بد شد
مایوس تر از قبل به این مسئولین
روزی که دلار ز ده تومن هم رد شد!

*************************
ای دلار لعنتی آرام گیر
حال ما را کم در این ایام گیر
این همه سرکش مشو ،افتاده باش
از " ریال " ما بیا الهام گیر!!

********************


عنوان شعر دوم : بوی ماه مدرسه
نقیضه ای بر شعر ؛ " باز آمد بوی ماه مدرسه "

" باز آمد بوی ماه مدرسه "
خرج و برج گاه گاه مدرسه
کاش تنها پول بیمه و کتاب
کیف و کفش یا که کلاه مدرسه
کاغذ و ماژیک ،قبض برق و گاز
هم ردیف خرج چاه مدرسه
شرمسار از روی فرزند و مدیر
اولیای بی پناه مدرسه
اشتیاق بچه ها یادش بخیر
" خنده های قاه قاه مدرسه "
جای بازی ها و آن شور و نشاط
اضطرابی در نگاه مدرسه
لشکری باشد بدون ساز و برگ
دست خالی بین سپاه مدرسه
کاش می شد مجلس و دولت بود
اندکی فکر رفاه مدرسه
تا نباشد حرف پول وشهریه
بحث هر شام و پگاه مدرسه
علم و دانش را نباشد منزلت
این چنین تا جایگاه مدرسه
بارالها قوت و صبری بده
بر مدیر بی گناه مدرسه
روز اول می نویسد" شهریه "
باز بر تخته سیاه مدرسه !!


محمود کامل طرقی




عنوان شعر سوم : نیسان آبی
" نیسان آبی"

زنیسان آبی حذر می کنم
چو من از خیابان گذر می کنم
به هر سو نگاه و بسی احتیاط
زخود این چنین دفع شر می کنم
نه تنها به کوی و خیابان شهر
که این کار را در سفر می کنم
به جاده همیشه حواسم به اوست
به پیش و پس هر دم نظر می کنم
اگر بینمش هست در پشت سر
تعارف به آن بی پدر می کنم
به بوق و چراغ و به هر شیوه ای
شده ،دیگران را خبر می کنم
نه از زوزه اش می هراسم فقط
که هم وحشت از آن سپر می کنم
به خواب و خیالم بیاید اگر
به کابوس شب را سحر می کنم
گمانم که او فاقد بیمه است
که احساس ترس و خطر می کنم!!


محمود کامل
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
این اولین سری از شعرهای طنز آقای کامل است که برای پایگاه نقد شعر می‌فرستند. همان ابتدای کار باید بگویم با خواندن این چند شعر دریافتم شاعر طنزپرداز دیدی قدرتمند و ظریف دارد. چیزی که لازمه طنز است. نگاه رندانه و سرخوشانه به موضوعات یکی از شروط اصلی شکل‌گیری طنز است. شاعر سعی کرده است در ابیات شوخی‌ها را اجرا کند و مثل بعضی دوستان تازه‌کار، اجرای شوخی را منحصر به یک نقطه و نکته خاص نکند. این اتفاق در کارهای زیادی می‌افتد که طنزپرداز برای یک دکمه کتی می‌دوزد که معمولاً خوش‌قوراه و خوش‌ریخت از آب در نمی‌آید. یعنی با پیدا کردن یک موضوع بامزه و خنده‌دار، تعدادی جمله یا بیت خنثی و بی‌حال حول آن می‌سازد. شعرهای آقای طرقی این ویژگی را ندارند.
نکته کلی بعدی اینکه شاعر تا حدودی روی ابتدائیات شعر کلاسیک، مثل وزن و قافیه تسلط دارد. یعنی در بیشتر مواقع آن را رعایت می‌کند اما در مواردی این اتفاق نمی‌افتد که برای اصلاح همین تعداد معدود هم لازم است شاعر سعی کند شعرهای بزرگان را با صدای بلند بخواند. این با صدای بلند خواندن هم به تسلطش بر وزن و قافیه کمک خواهد کرد و هم او را موسیقی درونی کلمات آشناتر خواهد کرد.
رباعی اولی که آقای کامل فرستاده‌اند، بر خلاف شعرهای دیگر، یک ویژگی مهم طنز را ندارد؛ آن هم نکته ظریف و نگاه رندانه خاص است. اگر همین رباعی را به صورت متنی بدون وزن و قافیه بنویسیم، می‌بینیم که با حرف عادی مردم کوچه و خیابان تفاوتی ندارد. البته شاعر سعی کرده با زیور کردن وزن و قافیه و ردیف این نقیصه را بپوشاند اما در نهایت مخاطب با خواندن این شعر می‌تواند از خود بپرسد: که چی؟ شاعر چه نکته‌ای را کشف کرده که من نکردم؟در ضمن حدف فعل در مصرع سوم به زبان شعر ضربه زده است. «مایوس‌تر از قبل به این مسئولین –شدیم-» الی آخر.
اما دوبیت دوم درست برعکس رباعی بالاست. در این شعر شاعر توانسته است با کنایه‌ای ظریف، موضوع گرانی دلار را از دریچه‌ای ببیند که مخاطب به آن فکر نکرده است. این کشف کوچک اما خاص، نمک خودش را هم دارد. برای همین طنز در این شعر شکل گرفته است اما اشکال عمده این شعر بیان و زبان آن است. اول اینکه ردیف «گیر» اگر چه با بافت زبانی مصرع اول تقریباً همخوانی دارد اما در مصرع دوم و چهارم، با توجه به نوع جمله انتظار داریم به جای «گیر»، «بگیر» بشنویم. دلیل این تفاوت شاید در اصطلاحی باشد که به زبان عامیانه در مصرع دوم به کار رفته است: «حال گرفتن». در واقع ترکیب اصطلاح عامیانه با فعل لحن کتابی باعث نامتجانس شدن جمله شده است. نکته بعدی اینکه جابجایی ارکان جمله هم به زبان ضربه زده است. مثلاً در «حال ما را کم در این ایام گیر» در واقع این است: «در این ایام حال ما را کم-تر- بگیر».
شعر بعدی، نقیضهء شعر غزل معروف قیصر امین‌پور است. نکته کلی که در مورد این شعر می‌توان اشاره کرد نزدیک شدن آن به مرزهای فکاهه است. از آنجایی که انتقاد عمیق در شعر کمرنگ است، خیلی نمی‌توان به آن صفت طنز داد. اما باید بدانیم که این موضوع اشکال شعر نیست و فقط ویژگی آن است. البته در کار فکاهی وقتی جنبه انتقاد ضعیف می‌شود، باید عنصر خندهء شعر را محکم‌تر کرد. بیت اول اما با شوخی خاصی شروع نمی‌شود. البته با توجه به اینکه مصرع اول اصل شعر امین‌پور است و شاعر مصرع دوم را هم روان سروده شده است، مخاطب جذب خواندن شعر می‌شود. اما برای نگه داشتن خواننده باید بیت بعدی همراه با شوخی خوبی باشد که دومین بیت این ویژگی را ندارد. در واقع بیت بیشتر شبیه یک غرغر عادی است. بدتر اینکه بیت دوم اشکال نحوی و بیانی هم دارد. «کاش تنها پول بیمه و کتاب / -و- کیف و کفش یا که کلاه مدرسه –باشد-» می‌بینید که حدف اجباری کلماتی که بیت خط تیره قرار گرفته‌اند چطور بیت را الکن کرده است. علاوه بر اشکال بیانی، اشکال وزن هم در شعر وجود دارد. «و» در مصرع اول از نظر وزنی معنایی ندارد. می‌شد بگوییم «کاش تنها پول بیمه «یا» کتاب» در مصرع دوم نیز به اجبار وزن مجبوریم «کفش» را بدون رعایت هجاهای بلند، به صورت فشرده و کوتاه بخوانیم یا اینکه «کفش» را باید «کف» بخوانیم و حرف آخر واژه قابل ادا کردن نیست. «کاغذ و ماژیک ،قبض برق و گاز / هم ردیف خرج چاه مدرسه» این بیت کاملاً اشکال تالیف و بیان دارد و معنای آن ساقط شده است. ارتباط بین ارکان جمله‌ها هم از نظر نحوی و هم از نظر معنایی مختلند. اگر منظور این بوده که خرج مدرسه مانند چاهی است که پر نمی‌شود، باید گفت که اصلاً این معنا منتقل نمی‌شود. اما حالا برای اینکه ذهن شاعر برای بیان هنرمندانه‌تر و رندانه‌تر باز شود، بیایید با همین مضمون چاه بیتی بسازیم: «ریختم عمری مداد و پاک‌کن / پر نخواهد گشت چاه مدرسه!»
«شرمسار از روی فرزند و مدیر / اولیای بی پناه مدرسه» اینجا اشتباهی شده است. «اولیای مدرسه» در واقع همان کارکنان مدرسه‌اند؛ یعنی همان مدیر و ناظم ومعلم. «اولیا»ی منظور شاعر «اولیای دانش‌آموز» است. در واقع باید می‌گفتیم: «شرمسار اولیای مدرسه» البته توجه دارید که در این ابیات شوخی وجود ندارد. فقط درددل است. این معضل شوخی نداشتن و کم نمک بودن ابیات تا آخر شعر ادامه دارد. بیت‌ها تنها منظوم شده حرف‌هایی عادی‌اند. یادمان باشد که در شعر باید زبان‌مان عادی باشد اما حرف‌مان نه. حضور اندیشه و دیدگاه خاص شاعر چیزی است که آفرینش او را از حرف‌ها و صحبت‌های عادی اجتماع متمایز می‌کند.
شعر سوم شعری است که حال و هوایی فکاهی-طنز دارد. فضای پیش‌فرض فکری مخاطب با تصور «نیسان آبی» به خنده می‌آید. این برای شاعر یک امتیاز است. نکته‌ای که این شعر به صورت کلی دارد، شوخی‌ و نمکی است که در اکثر ابیات حضور دارد. به نظر من در بیت اول جای دو مصرع اگر عوض می‌شد، حسن تعلیل بهتری داشت. اینطوری شاعر مشت خودش را همان اول برای مخاطب باز می‌کند. «به هر سو نگاه و بسی احتیاط / زخود این چنین دفع شر می کنم» در این بیت «بسی» با باقی کلمات شعر همخوانی ندارد و همجنس نیست. می‌شد اینطور نوشت: «نگاهم به هر سوست، با احتیاط...»
«به جاده همیشه حواسم به اوست / به پیش و پس هر دم نظر می کنم» در این بیت هم «هر دم» هم به زبان و هم به وزن شعر ضربه زده است. برای رعایت وزن مجبوریم «هر دم» را «ار دم» بخوانیم. باید بدانیم که حروفی مثل «ه» و «ع» با حرف قبلی خود قابل ادغام نیستند و اشباع دارند. یعنی باید به صورت کامل ادا شوند. تنها حرفی که قابل ادغام با حرف قبلی است «الف» است. «اگر بینمش هست در پشت سر / تعارف به آن بی پدر می کنم» اشکال بزرگ این بیت توهین لخت و بدون کنایه و لفافهء آن است. این موضوع باعث می‌شود شعر از مرزهای طنز و فکاهه خارج شده و به سمت هجو پیش برود. اگر چه حتی در هجو ادبی و ارجمند هم ناسزا را نه به این صورت مستقیم، بلکه در لفافه و کنایی و هنرمندانه می‌گویند. در اینجا «بی‌پدر» اگر چه اصطلاح است اما متضمن فحش مستقیم به سوژه است که مستحسن نیست.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
محمود کامل » شنبه 10 شهریور 1397
سپاسگزار منتقد ارجمند جناب آقای مقدمی و عوامل اجرایی پایگاه وزین نقد شعر.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.