فضاهای تازه را تجربه کن!




عنوان مجموعه اشعار : رباعی
شاعر : بهنام کردلو


عنوان شعر اول : رباعی 1

از هجر تو در گوش جهان می گویم
از فرصت کوتاه زمان می گویم

دعوت به نماز عشق کردم همه را
من شاعرم و شعر ِ اذان می گویم

عنوان شعر دوم : رباعی دوم
ما مدعیان انتظاریم همه
ارزان شده ایم و کم عیاریم همه

با وقت که تنظیم شده ساعت ما؟
برگرد بیا که بیقراریم همه

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : آرش شفاعی
تا به حال شده شعری را از یک شاعر بخوانید و بی اختیار لحن و زبان یک شاعر دیگر به ذهنتان بیاید؟ مثلاً بگویید این شاعر چقدر به فضای زبان و حس شعر سهراب نزدیک بوده است و یا به فضای شعری فروغ؟ آیا به نظر شما این نزدیکی فضا و زبان، یک ایراد است؟ می خواهم به مناسبت شعرهای آقای کردلو در این باره حرف بزنم. خیلی از کسانی که هنر و بخصوص شعر را نمی شناسند، فکر می کنند یک شاعر از اولین لحظه‌ای که حس کرد، شعر می تواند بگوید تا آخرین لحظۀ حیات، یک بستۀ کامل است و از عالم غیب؛ شعرهایی به او القا می شود و او آن‌ها را می‌نویسد. به خاطر همین است که وقتی نزدیکی احساس یا زبان شعر شاعری را با شاعری دیگر می‌بینند، فوراً انگشت اتهامشان بلند است. هر شاعر موفقی، مجموعه ای از تجربه های شاعرانۀ پیش از خود نیز هست. آیا می‌شد به شاعری مانند حافظ رسید، بدون اینکه سعدی در غزل ظهور کند؟ مولانا که همه شاعری بی خویش و شعرش را کاملاً الهام شده می‌دانند بدون ظهور شاعرانی مانند سنایی و عطار به این درخشش نمی‌رسید. تازه ما دربارۀ شاعری صحبت می کنیم که کمتر از دو سال است شعر می گوید. تحت تأثیر شاعران دیگر بودن برای شاعران دارای کارنامه هم چیزی طبیعی است و اصلاً سزاوار سرزنش نیست. آن چیزی که سزاوار سرزنش است، این است که شاعری سلطۀ ذهنی و زبانی شاعری دیگر را بپذیرد، مانند او شعر بگوید و مانند او جهان را بنگرد. به هیچ شاعر تازه کاری نمی توان برای اینکه تأثیر گرفته است، خرده گرفت اما می توان به شاعری مانند آقای کردلو که سرشار از استعداد است، متذکر شد که لحن و زبان رباعی هایش، رباعی های آقای جلیل صفربیگی را به یاد مخاطب می‌آورد. در اینجاست که باید به شاعر متذکر شد، سعی کند تجربه های متنوع زبانی و فرمی را که در سال های اخیر در این قالب روی داده است، مطالعه کند. سعی کند زبانی تازه تر و منحصر به فردتر در رباعی پیدا کند و از آن بالاتر و مهم تر اینکه خود را در یک قالب محدود نکند و به ذهن خود اجازه دهد با تجربه کردن قوالب و فرم های جدید در شعر، پرواز کند و به فضاهای تازه دست یابد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.