مواجهه با متن




عنوان مجموعه اشعار : ایمان بیاوریم
شاعر : امیر مهدی اشرف نیا


آرزوهایم را‌
- در کنار دستهایش -
می کارم
پیش از آنکه عزرائیل قطعه به قطعه
زمین را به نام خود زند
و خشکسالی سطر به سطر
در نوشته هایم جا خوش کند

همین چند قطره کافیست
تا وضو بگیرم
و نمازم را
آهسته در رختخواب بخوانم

حتی اگر "رقیب" خوابیده باشد
و "عتید" مشغول خواندن شعرهای من
متکای خیس شاهد است
کاغذهای مچاله شاهدند
و همین دو شاهد کافیست
تا بگویند
دیوانه نیستم
تا بگویم
دیوارهای این اتاق
پیش از آنکه فرشته ای بیاید
با من حرف می زدند
با من راه می رفتند
با من تَرَک بر می داشتند

حالا که ایمان تَرَک برداشته
رابطه
لیوان
تَرَک برداشته
- در این شب های بی فروغ -
ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد

ایمان بیاوریم
به نیمه ی پُرِ روزهای باقیمانده
به خانه هایی، خالی از اشک و درد

ایمان بیاوریم
به ترک کردن نماز های بی وضو
به برداشتن تنها چند قدم
تنها چند قدم
تا روییدن واژه هایی از جنس آرزو



* رقیب و عتید دو فرشته ای که اعمال آدم رو می نویسند و قرار است شهادت بدهند
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
آن چه كه قرار است به عنوان اتفاق يك شعر طرح شود و متن در خدمت آن باشد بايد از آن چنان اهميتي برخوردار باشد كه مخاطب را در فرجام مواجهه ي با متن شعر سرخورده ننمايد و احساس پشيماني به او دست ندهد. به همين دليل درونمايه ي يك اثر ادبي مي تواند يكي از مولفه هاي تطويل و عدم تطويل شعر باشد. جناب اشرف نيا به واسطه ي اطلاع و مطالعه ي آثاري كه در همين فضا توسط همكاران ارجمندم از او نقد شده است شاعر پركار و با پشتكاري است. روند آثار او نشان مي دهد كه به نقدها توجه مي كند و اين توجه و اصطكاك را در هوشمندانه در بدنه ي آثار خود وارد كرده است. به نظرم از پس تلاش او در تغيير كيفيت اجرايي شعر، كنش هاي ادبي و بهره مندي از ظرفيت هاي شكلي شعر بايد توجه او را به اصالت درونمايه و اثرگذاري متن شعر توجه نمايم. ناگفته پيداست كه شعر در موقعيت نخستين خود چنان سرآسيمه و شتابناك نگاشته مي شود كه ضرورت دارد نگاه شاعر به اين جريان سيلابي پس از فروكش كردن و آرام شدن مسيل، مجدداً معطوف شود و بنا به درونمايه ي ذهني خود كه در متن متجلي شده است به ويراست شعر و پيرايش ادبي آن اقدام كند.
حركت سيلابي ذهن شاعر و اتفاق شعر در آنات اوليه باعث مي شود كه بسياري از واردات مفهومي در متن شعر از كارآيي چنداني برخوردار نباشند و به واسطه ي درست فيلتر نشدن خروجي ذهن و يا عدم تربيت ذهني و يا كم تجربه گي شاعر باعث تطويل بيهوده ي شعر شوند. شباهت محتوايي اين شعر به آثاري كه از متون عتيق اقتباس نموده اند مي تواند شاعر را به مطالعه ي تجربيات پيش از خود رهنمون باشد. آثاري هم چون ايمان بياوريم و تولدي ديگر فروغ فرخزاد و برخي آثار سهراب سپهري از آن جمله مي باشند.
نكته ي ديگري كه در اين شعر مي تواند از علائم كم تحركي شاعر در رويكرد زباني شعر باشد رهاوارگي سطرها و بي توجهي خلاقيت هاي زباني است. در برخي سطرها چنان زبان روزنامه اي و غير ادبي مي شود كه مخاطب احساس نمي كند در متن يك اثر ادبي قرار دارد:
پیش از آنکه عزرائیل قطعه به قطعه
زمین را به نام خود زند....
****
همین چند قطره کافیست
تا وضو بگیرم
و نمازم را
آهسته در رختخواب بخوانم...
****
حتی اگر "رقیب" خوابیده باشد
و "عتید" مشغول خواندن شعرهای من
متکای خیس شاهد است
کاغذهای مچاله شاهدند
و همین دو شاهد کافیست
تا بگویند
دیوانه نیستم...
اگر چه يش از اين نيز تاكيد كرده بودم باز نيز به دوست عزيزم جناب اشرف نيا تاكيد مي كنم كه اصراري در بيش از توان خويش نوشتن نداشته باشد. تلاش او و تجربه اش و آثار ارائه شده اش نشان مي دهد كه تطويل شعر تا كنون نتيجه ي جز تقسيم شدن نامتوازن توان او در شعر نبوده است. با درود بسيار

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.