ما هر دو در ابتدای راهیم




عنوان مجموعه اشعار : شادی زارهای شبانه
شاعر : علی نظری سرمازه


عنوان شعر اول : تشنه تر
می زند تا در دل دریای غم
خشکسالی،خشکبالی را رقم
آب هم لب تشنه می میردولی
تشنه تر از آب می ماند عدم

عنوان شعر دوم : ترحم برای بقا
بی غسل ،بی کفن
بدون تشیع جنازه
دلم برای آخرین قابیل دنیا می سوزد

عنوان شعر سوم : سجده
آنقدر گندم خورده ام که
وقتی به سجده می روم
سنگینی بار گناهم را بر دوش زمین احساس کنم
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم.
یک شعر کوتاه منظوم و دو شعرواره یا سپیدک؛ همه آن چیزی است که در این نوبت از این شاعر به دستمان رسیده است. به قول معروف: مختصر و مفید.
تلاشم می¬کنم در چند اپیزود، نکاتی گذرا در مورد این شعرهای کوتاه بنویسم و امیدوارم برای شنونده و خواننده¬اش مفید باشد.
ا/ کوتاه نویسی یا بهتر بگویم موجز نویسی، انصافاً از ضرورت¬های ادبیات امروز است؛ چرا که مخاطب امروز مثل قدیم، نه وقت و مجالش را دارد که قصائد و مثنوی¬های "هفتاد من کاغذ" بخواند و بشنود و نه حوصله¬اش اقتضای چنین کاری می¬کند. پس تا اینجا یک - هیچ به نفع شاعر این قطعات.
2/ بی تردید شما هم می¬دانید که شعرهایی تا این حد کوتاه در حوزه شعر کلاسیک، به دو بخش تقسیم می¬شده¬اند. یکی رباعی با وزن معروف و مشهور "لاحول ولا قوه الا بالله" و دیگری دو بیتی یا ترانه با وزن "مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل". معمولاً در ابیات گذشته، شعرهای -کوتاه- خارج از این قاعده را شعر ناتمام می¬دانسته¬اند. با این حساب آن دو بیت ابتدایی که با وزن فاعلاتن سروده شده است در حکم شعری ناتمام است (البته با این تعربف بالا) ولی آنچه که گفتیم و نوشتیم وحی منزل نیست. بلکه ما در این مجال فقط از عرف دم زدیم.
اما جدای از بحث قالب، حیفم می¬آید دو جمله در مورد این دوبیت نگویم. درواقع من مانده ام اوردن خشکسالی در د دریای غم را پارادوکس ادبی بنامم و از آن تعربف کنم یا تضاد معنایی تعبیر کنم و در نکوهشش سخن برانم. وقتی نمی¬فهمم فقط همین اندازه می گویم نفهمیدم یا حداقل میگویم به سلیقه¬ام نگرفت. "تا خشکسالی در دل دریای غم، خشکبالی را رقم می¬زندآب لب تشنه می¬میرد اما عدم تشنه¬تر از آب می¬ماند" اگر بگویم مراد شاعر را دریافته¬ام دروغ گفته¬ام. بارها به دوستانم گفته¬ام وقتی شعری را در حالت موزون سرودید و شک کردید که منظورتان رسیده است یا نه؟ آن را از حالت نظم بیرون بیاورید و به¬صورت نثر بنویسید و آنگاه بررسی کنید آیا مفهوم است یا خیر...
3/ در مورد دو شعر دیگر یعنی سپیدک ها یا شعر واره، باید بگویم شخصاً این چنین قطعات را به¬رغم زیبایی و کامل بودنشان، شعر نمی-دانم. از نظر من -که البته دلبستگی¬ام به شعر کلاسیک بیشتر است و نمی¬توانم آن را مخفی کنم – این آثار در حد طرح یا قطعه ادبی می-تواند تعریف شود و نه شعر کامل و صد البته قطعات ادبی یا طرح¬ها نیز بخشی از ادبیات امروز ما تلقی می¬شوند.
در هردو اثر ارائه شده در بخش سپید، روانی، زیبایی و حتی ایجاز به معنای تام آن رعایت شده است.با اندیشه در این آثار بسیار قوی است؛ و من البته شعرواره نخست یعنی تشییع جنازه قابیل را بیشتر پسندیدم. زیرا در آن تزاحم تصویری وجود ندارد و در عین حالی که ساختار شاعرانه در جمله¬بندی رعایت شده، اندیشه به¬خوبی منتقل ¬شده و شعر کاملاً رساناست. در مقابل، شعر واره دوم را کمی مبهم یا نارسا می¬دانم.
بد نیست همینجا پرچم سفیدم را در برابر این شاعر و همه شاعران سپید سرا بالا ببرم که شعر سپید گفتن (البته از نوع خوبش) به¬مراتب سخت تر از شعر کلاسیک متوسط گفتن است با آنکه نه وزن دارد و نه قافیه و ردیف.
اما این قبیل آثار، نه هایکوی ژاپنی است و نه شعر نیمایی و حتی شعر سپیدی مثل آثار فروغ و سهراب و دیگران...
مثل جرقه¬ است... نوری است کم و کوتاه و تمام. مثل فلاش دوربین... همین... کوتاهی بیش از حد و مجاز غیر متعارف آن، فرصت و درنگ کافی به خواننده نمی¬دهد. به قول معروف: به لب می¬رسد و به دندان نه. برخورد ما به این گونه آثار، همان لذت آنی و خوشایندی کوتاه است و بس.
برای این شاعر ،¬¬¬آرزوی بهترین ها را دارم. باقی بقایتان.

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۱
علی نظری سرمازه » پنجشنبه 26 مهر 1397
درودبرشاعرگرامی ومنتقدبزرگوار ممنونم از وقتی که گذاشتیدونقدی که فرمودید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.