ظرف ترکیب‌های ناهمگن؟




عنوان مجموعه اشعار : زیر انگشت های تشریح
شاعر : رحمت اله رسولی مقدم


عنوان شعر اول : ظرف ترکیب های ناهمگن
ای لبت خاندان آدم و جن
ظرف ترکیب های ناهمگن
حدسم ا ین بود ساکنان لبت
دودمانی اصیل تر باشند

رو به روی قلم نی و کاغذ
حلقه چشم هام پر بود از
واژه هایی که سعی می کردند
در سکوتم دخیل تر باشند

پیش ما کاسه های صبر گذاشت
بعد ما را به خودکشی وا داشت
بعد دستور عفو صادر کرد
تا صفاتش جمیل تر باشند

شک که در گام هات رخنه کند
هرچقدرهم پیامبر باشی
مطمئنی که یخ نمی بندند
رودهایی که نیل تر باشند

دست کن در نمونه این قوم
مردمی را تصادفی بردار
که در این بین انتخاب کنند
با چه دردی ذلیل تر باشند..

دوستانی که از سر اخلاص
می نشینند در دل آتش
تا اگر سوختند و دم نزدند
در نگاهت خلیل تر باشند

سر به داران قبل ازین سرکش
جنگجویان قبل ازین سازش
چه کسانیت بین این قرعه
می شود از قبیل تر باشند؟

فرض کن مبتلای اخمت را
بعد در من بچسب زخمت را
نسخه کن بعد چسب زخمت را
زخم ها استریل تر باشند

اصلا از این به بعد سخت نگیر
عشق را از کلیشه خارج کن
مثلا از مثلثات بخواه
نسبتا مستطیل تر باشند

در تمام جهات تجزیه شو
به لبت..بوسه هات تجزیه شو
به زنانی که در تو می مردند
تا درونت فسیل تر باشند

پیش ازین دیده ام تو را یا نه؟
عشق افسانه بود..رویا نه..
بلکه مادام خاندان لبت
در دهانت گسیل تر باشند

#رحمت_اله_رسولی_مقدم

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور
دربارۀ شعرهای آقای رسولی‌مقدم دوستان منتقد مطالب مفصل و درخوری نوشته‌اند. من هم بر این اساس که هر اثر هنری و ادبی خود می‌گوید با من چه برخوردی داشته باش و مرا از کدام زاویه ببین سعی می‌کنم مطالبی خدمت دوست شاعرمان عرض کنم، به این امید که به‌کار آیند.
نخستین نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم و نکته‌ای حاشیه‌ای‌ست و البته ایرادی هم برای شعر نیست، و من فکر می‌کنم بلندی وزن باعثش شده دربارۀ قالب شعر است و این است که مصراع اول از چهار پاره تشکیل شده و پارۀ چهارم با «اصیل‌تر باشند»ی تمام می‌شود که بعد می‌فهمیم قافیه و ردیف شعر است. مصراع دوم هم به همین شکل است تا می‌رسد به «دخیل‌تر باشند». یعنی هشت پاره برروی‌هم یک بیت ساخته‌اند. اگر بخواهیم غزل بنویسیم بیت‌های بعد هم برای تشکیل باید با هم هشت پاره باشند، ولی الآن این‌گونه نیستند و در پارۀ چهارم ردیف و قافیه داریم. پس، ازلحاظ شکلی، این شعر غزل نیست و شکل «قطعه»های یا شعرهای کلاسیک است؛ اگر هر دو پاره را یک مصراع فرض کنیم. البته اشکالی هم ندارد. حتی ما می‌توانیم سؤال کنیم که در گذشته قطعه را به چه منظوری استفاده می‌کرده‌اند و بفهمیم به چه منظوری و به آن منظور بی‌توجه باشیم و برویم دنبال منظور خودمان، حالا آن‌ها کاری می‌کرده‌اند ما هم کار خودمان را بکنیم. پس می‌رویم دنبال کار خودمان و شعر «ظرف ترکیب‌های ناهمگن» را می‌بینیم چه‌کار کرده است. اولین کاری که شعر می‌کند این است که ما را با این گزاره روبه‌رو می‌کند که لبش خاندان آدم و جن است و ظرف ترکیب‌های ناهمگن است و (شاعر) حدس می‌زده ساکنان لبش (لب او، نه لب شاعر) دودمانی اصیل‌تر باشند (خواهند بود. چون شاعر از قبل از این دارد صحبت می‌کند). دربارۀ ارتباط اندام‌وار که در هنر مسئلۀ مهمی‌ست بحث‌ها و گفت‌وگوهای زیادی شده است. با این حرف مشخص می‌شود من پذیرفته‌ام این شعر شعر نویی است و آن را جزو آثار نو دسته‌بندی می‌کنم. حال می‌خواهم ببینم توانسته است از امکانات و بایدهای هنر نو استفاده کند یا نه.
بعد از آن بیت/ دو مصراعِ اول ما وارد یک فضای دیگر می‌شویم که حلقه‌های چشم شاعر روبه‌روی قلم‌نی و کاغذِ پر از واژه‌هایی است که سعی می‌کردند در سکوت راوی/ شاعر دخیل (به‌قول شاعر دخیل‌تر) باشند. این بیت را هم می‌پذیریم که در کار فضاسازی برای کل شعر و روایت آن باشد. بیت/ پارۀ سوم اما معلوم نیست چه کسی کاسه‌های صبر پیش ما (شاعر و کی؟) می‌گذارد؛ لب او که خاندان آدم و جن است و در بیت/ مصراع اول آمده است، یا حلقۀ چشم‌های شاعر که بعد از آن آمده است. منتظر می‌مانیم این را پاره‌های بعد برایمان حل کنند اما نمی‌کنند.
نکتۀ شایان‌توجه در این شعر تداعی‌هاست که صورت گرفته و به‌نظرم قابل‌اعتنا باشند. حتی مسئله‌ای‌ست که می‌تواند یک اثر را، همراه با تخیل، شعر کند، اگر ردِّپایی از تصنع در آن نبینیم. آدم و جن در مصراع اول، صفات جمیل را در به ذهن شاعر آورده و صفات جمیل پیامبر و نیل را در بیت بعد و قوم را در بیت بعد (قوم بار معناییِ دینی هم دارد)، و در بیت بعد خلیل را و سربداران و جنگ‌جویان را و... . البته مطمئن نیستم این‌ها در خدمت شکل‌گیری کاملِ شعر باشند. فکر می‌کنم شعر تصور کرده با این تداعی‌ها یک‌پارچه می‌شود، حال آن‌که چنین به‌نظر نمی‌رسد.
یک ایراد که حیف (حتی حیف در معنیِ قدیمی‌اش که ستم باشد) است در چنین شعری باشد، ایراد وزنی‌ست. «هم» در «هرچقدر هم» ایراد دارد؛ هرچند گمان می‌کنم شاعر متوجه بوده که آن را نزدیک به چقدر تایپ کرده، ولی حتی این توجه هم این ایراد را نمی‌پوشاند. نکتۀ دیگر جذابیتِ استفاده از «تر» در کنار اسم است که باعث شده شاعر را در استفاده از فعل به اشتباه بیندازد. ببینید: «مثلاً از مثلثات بخواه/ نسبتاً مستطیل‌تر باشند». این‌جا باشند باید باشد باشد.
(راستی اصیل‌تر از آدم و جن هم مگر هست؟ چرا شاعر حدس زده و خواسته لبت (لبش) ساکنانی اصیل‌تر داشته باشد؟ با همۀ این‌ها چرا ما این را می‌پذیریم و چرا دوباره که برگشتیم به آن‌ها شک می‌کنیم؟) آیا این شعر ظرف ترکیب‌های ناهمگن است؟

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۲
رحمت اله رسولی مقدم » 13 روز پیش
سلام استاد عزیز متشکرم که وقت گذاشتید. از کلاستان خواهم آموخت⚘❤
حسین جلال‌پور » 7 روز پیش
منتقد شعر
سربلن باشید و برخوردار.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.