الگوي مشترك شعر




عنوان مجموعه اشعار : گل کویر
شاعر : پری طیبی


عنوان شعر اول : گل کویر
سُنبل کوچکِ من
تو پرِ پر پر شده ی اندوه کویری
خاک بارید و پنداشتی باران است
خاک بارید و
رفتی تا عمق ریشه ی خود
و نجُستی هنوز
که بر آن تکیه کنی
تو نروییدی و خاک
همچنان می بارد
که نیستی ات ریشه زند

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر همه ي اين شعر را در سطر «خاك باريد و پنداشتي باران است» خلاصه كنيم، چقدر به شعر آسيب وارد شده است. چقدر نياز به توضيح و تشريح مازاد بر آن داريم. به اين بهانه خواستم بگويم اشراف بر اتفاق شعر يكي از مهمترين ضرورت هاي شاعري است. شاعر بايد ضربان شعر خود را در اختيار داشته باشد و حكمت اين اشراف، برجسته شدن و برجسته كردن سطرهايي است كه بيشترين اتفاق ممكن در آن ها شكل مي گيرد. حتما شم هم مثل من و ديگران اين سطر را شنيده ايد و به كار برده ايد كه «ناگهان چقدر زود دير مي شود» اين سطر از ميان يكي از شعرهاي قيصر امين پور قد كشيده است و سال هاست كه در زبان مردم به عنوان مثلي ساير مورد استفاده قرار مي گيرد. در واقع اين سطر هم از قابليت هاي ادبي و زيباشناسي شعر برخوردار بوده است وهم اين ظرفيت را داشته است كه مردم از آن كاركردي بيشتر از شعر استخراج نمايند. بسياري از سطرهاي بزرگان شاعر ادبيات ما نيز به مدد همين خصيصه باعث شهرت دو چندان مولفان خويش شده اند:
«كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها» حافظ
«اي كاروان آهسته ران كآرام جانم مي رود» سعدي
«به صحرا بنگرم صحرا تو بينم» بابا طاهر
«مرا تو بي سببي نيستي/ به راستي صلت كدام قصيده اي اي غزل!» شاملو
«آب را گل نكنيم» سهراب سپهري
«هوا بس ناجوانمردانه سرد است» اخوان ثالث
«تو را من چشم در راهم» نيما يوشيج
در همه ي اين سطرها آن چه كه مي تواند الگوي مشتركي به عنوان آيد همين فشردگي معنا و سلامت لفظ است كه در باقي ماندن و رسوب كردن شعر در ذهن مخاطب خاص و عام موثر واقع مي شود.
برگرديم به شعر خانم طيبي كه پيش از اين ها نيز دو شعر از ايشان را به نقد نشسته بوديم كه به شاعر توصيه هايي هم چون پرهيز از معماسازي در متن، تاكيد بر كنشمند بودن شعر و حذف گزارشگري در روايت شده بود. البته بايد گفت از خانم طيبي پس از مطالعه ي ده نقد خوب از منتقدان ارجمندي هم چون جناب مستقيمي، جناب شكارسري و جناب سعدآبادي كه موشكافانه با آثار او مواجه شده اند انتظار تلاش بيشتري مي رود. شاعر خود را ملزم به انتخاب واژه و حذف تكرارهاي كاملا مشهود نديده است. اين مطلب جاي توقف دارد. يا شاعر بدان آگاه نمي باشد و يا مطوّل بودن شعر برايش از درجه كيفي بيشتري برخوردار است. وقتي شاعر در خطاب به «سنبل كوچك خويش» مي گويد كه تو از اندوه كوير و بارش خاك نتوانستي شكوفه دهي و جوانه بزني آيا سطرهايي هم چون:
خاک بارید و
رفتی تا عمق ریشه ی خود
و نجُستی هنوز
که بر آن تکیه کنی
تو نروییدی و خاک
همچنان می بارد
که نیستی ات ریشه زند
در آن نانوشته نوشته نشده است. به نظرم اين قدر شرح جزييات نه تنها به شعر كمك نمي كند بلكه فرآيند فروپاشي شعر را سرعت مي بخشد چرا كه بايد، اين مجال را به مخاطب داد كه به اشارات شاعر، اسب ذهن خويش را بدواند و به كشف و شهود نايل آيد. به نظر من شعر از انسجام معنايي و همنوايي مفهومي برخوردار است اما هيچ نشاني از علائم زباني در شعر رويت نمي شود. فراموش نكنيم شعر، رنج آفرينش است و در اين آفرينش بايد بهترين تولد را ممكن نمود و گر نه اين تلاش با آن چه بي هيچ تلاشي در زبان مردم شكل مي گيرد برابر و اتفاقاً گاه كم ارج تر است. به اين سطر كه انگار از پس زايماني زودرس در ذهن شاعر اتفاق افتاده است، توجه كنيد:
«تو نروييدي و خاك
همچنان مي بارد
كه نيستي ات ريشه زند»
كه نيستي ات ريشه زند به درستي اجرا نشده است و همين تلاش شاعر براي تمايز از زبان خلق باعث شده است، به چنين ضعف آشكاري شعر مبتلا شود. براي خانم طيبي روز و روزگاري پر از شعرهاي شكوفا آرزومندم

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.