ريل گذاري براي تغيير




عنوان مجموعه اشعار : ندارد
شاعر : مینا احمدی کهجوق


عنوان شعر اول : برای یک دوست
برایت هزار نام ساخته بودند
شراب و خستگی،
درخت و خدا،
فصل درو، رقص بودی و
زمان سخت تگرگ،
نجوای نیایشی هزار ساله می شدی،
اما تو حالا،
بی نام و نشان تر از من،
آلوده به غربت،
مانده ای،
در لایه لایه ی مهی انبوه
آنچه بر روحت نازل شد
از پلک آسمان بود
و چه زود در سایه ی درختی بنام خودت،
تو را ترک گفتند.

عنوان شعر دوم : ..
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
دوباره خواني شعرهاي خانم احمدي از اين بابت كه پيشتر دو بار شعر او را بررسي كرده ام و پيشنهادهايي در خوانش هايم داشته ام برايم اهميت دارد. تاكيد بر شناخت شكل و ظرفيت هاي ادبي قوالب فارسي و سلامت زبان از مهمترين مواجهات نخست من با شعر ايشان بوده است كه در اين تخاطب سعي كردم نشانه هايي از حركت رو به رشد را در اين دو سه مولفه جستجو كنم. در شعر «براي يك دوست» شاعر براي رهايي از ذهنيت توليد ادبي صرفاً بر اساس داشته هاي تجربي و قواعد كلاسيك به نتايج قابل قبولي دسترسي پيدا كرده است و همين كه نظام فكري و چيدمان محتوايي شعر اگر چه نه چندان موفق اما تغيير پيدا كرده است نشان از آغاز تغيير و تحويل در اركان توليد شعر او دارد.
«در سايه ي درختي به نام خودت»
****
آن چه بر روحت نازل شد
از پلك آسمان بود.
****
برايت هزار نام ساخته بودند
شراب و خستگي
اگر چه باز هم در اين فاصله مي توان بازگشت به قبل را در برخي سطرها مشاهده كرد و به شاعر يادآوري نمود:
بي نام و نشان تر از من
آلوده به غربت...
قطعا چينش چنين سطرهايي كه از حداقل انرژي ادبي برخوردار هستند علاوه بر خدشه دار كردن عناصر زيباشناسيك شعر، در افت همراهي مخاطب با شعر موثر خواهند بود.
در بررسي آثار دوستاني كه در اين سطح از سابقه قرار دارند يكي از مهمترين نقيصه هاي متني، بلاتكليف بودن روال شعر و تعريف نشدن شخصيت ها و خصوصي بودن اتفاقاتي كه ارجاع بيروني براي مخاطب ندارند مي باشد. در همين شعر، نمي توان به صراحت اين «تو» را تعريف كرد و با آن به شناخت رسيد. پديده ها و اشياء بر اساس نياز و بنا به كليت مفهومي شعر احضار نگرديده اند و در تعليق به سر مي برند:
فصل درو، رقص بودي و
زمان سخت تگرگ
نجواي نيايشي هزارساله مي شدي...
***
مانده اي
در لايه لايه ي مهي انبوه...
اين سردرگمي عناصر و اشياء قاعدتاً ضمن حجيم تر كردن بيهوده ي شعر، امكان متمركز كردن ذهن را بر اتفاق اصلي شعر را سلب مي كند و به ناگزير شاعر در پي توجيه حضور آن ها سطرهايي را مرتكب مي شود كه صرفاً به تطويل طولي شعر منتج مي شود.
به اين فضاآفريني در ابتداي يكي از شعرهاي نيما توجه كنيم:
مانده از شب هاي دورادور
در مسير خامش جنگل
سنگچيني از اجاقي خرد
و اندرو خاكستر سردي...
با دقت در عناصر تشكيل دهنده ي صحنه يپشاروي شاعر و درستي انتخاب اشياء كه بنا به خلاقيت شاعر رويكردي نمادگونه نيز پيدا كرده اند متوجه مي شويم كه اين احضار اسباب تعالي شعر را ممكن نموده است نه تضرر آن را.
اميدوارم به همين چند نكته باز هم شاهد تغيير رو به بهبود شعر ايشان باشيم.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
مینا احمدی کهجوق » سه شنبه 30 مرداد 1397
سلام، عالی بود، درست شبیه معلم ها و کلاس درس بود. بی نهایت تشکر. با احترام، احمدی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.