نقش قافیه در شعر




عنوان مجموعه اشعار : بدون نام
شاعر : جلال جلالی نسب


عنوان شعر اول : بدون نام
روسیاه همسرو فرزند ،قسطی میخرم
روز های آخر اسفند قسطی میخرم

ازخرید نقد (حتی قرص نان) شرمنده ام
کل دنیا را اگر دادند قسطی میخرم

برگه ی بالا بلندی میدهد دستم عیال
من هم از بقالی فرمند قسطی میخرم

مرغ ،ماهی،سبزه،حتی شارژایران سیل را
ازهمین ده متریه الوند قسطی میخرم

منکه از مادر ندیدم مهربانتر ،خوبتر
جان اورا میخورم سوگند قسطی میخرم

چندروزی چندماهی خوش حسابی میکنم
هرکه باشد با همین ترفند قسطی میخرم

چونکه قصد باز پس دادن ندارم منطقیست
هرچه میخواهم فقط آکبند قسطی میخرم

شوش اگر دستم برای عده ای رو میشود
میروم از آخر دربند قسطی میخرم

مصرف یکسالمان نزدیک صدگونی برنج
مستقیم از کشور تایلند قسطی میخرم

پیش بینی میکنم چیزی نماند از عمرعشق
میرسد روزی که یک دلبند قسطی میخرم

عشق را در بسته بندی با تمام طعم ها
زندگی را با تم لبخند قسطی میخرم

عده ای ترسیده انداز قسط دوری میکنند
ازکسانی که نمی ترسند قسطی میخرم

درحقیقت حالم از اقساط بر هم میخورد
برخلاف میل خود هرچند قسطی میخرم

#جلال_جلالی_نسب

@asharjalaljalalinasab

عنوان شعر دوم : ندارم
ندارم

عنوان شعر سوم : ندارم
ندارم
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
آقای جلالی‌نسب قبل از این سه رباعی طنز برای پایگاه ارسال کرده بود و اینک یک غزل طنز. ابتدا به صورت کلی دریافتی که از این چند اثر شاعر داشتم را عرض می‌کنم. نکته اول اینکه شاعر به نگاه طنز دست پیدا کرده است. او به عمق فهم و بیان رندانه و طنازانه رسیده است. در واقع می‌توان گفت که شاعر می‌داند که چه می‌کند و طنز را می‌شناسد. شاید در نگاه اول این موضوع چندان مهمی نباشد اما باید بدانیم که شاعران زیادی وجود دارند که بعد از سالیان دراز نوشتن، درک صحیحی از آفرینش ادبی ندارند. در مورد طنز نیز به همین گونه است و ما هر روز شاهد طنزنویسانی می‌باشیم که هنوز «طنز» را درست نفهمیده‌اند. البته با توجه به سابقه بیش از پنج سال شاعری، این ویژگی اتفاقی نیست. نکته مثبت دیگر شعرهای آقای جلالی‌نسب روانی طبع و پاکیزگی زبانی و بیانی شعرهاست. در کمتر جایی از ابیات دست‌اندازهای زبانی و ضعف تالیف وجود دارد. علاوه بر اینها شاعر سعی کرده است در هر کدام از بیت‌ها، شوخی داشته باشد. برای هیمن اکثر بیت‌ها بانمک و طنزآمیزند. اما چند نکته‌ای در مورد شعر اخیر. نوع اندیشه و نگاه در غزلی که برای پایگاه فرستاده‌اید بر خلاف سه رباعی قبلی، خیلی عمیق نیست. برای همین ما با شعری فکاهه مواجهیم تا طنز. البته این به خودی خودی اشکالی نیست. به هر حال شعر فکاهه هم ارزش‌های خود را دارد و البته مشتریان و خواهان‌های خود را. نوع انتقاد در این شعر در سطح حرکت می‌کند. شاعر در این شعر دست روی دردی بزرگ و ریشه‌ای و عمیق در انسان یا جامعه نگذاشته است. البته این به معنا نیست که در شعر اصلاً انتقادی وجود ندارد. هست اما عمیق و ریشه‌دار نیست. از همین دردهای عادی و معمولی است هر روز از این و آن می‌شنویم. اما آفرینش هنری در شعر اتفاق نمی‌افتد. منظور از این آفرینش وجود انتقاد خاص نیست، بلکه شاعر باید بتواند با استفاده از عناصر بلاغی و نگاه رندانه و زیرکانه خود، کشف‌ خاصی را داشته باشد که از دیدگان مخاطب عادی دور است. نشان دادن این نقطه‌های بکر منجر به لذت کشف در مخاطب می‌شود. در این شعر متاسفانه این فرازها وجود ندارد. بیت‌ها در یک سطح عادی از بیان جاری می‌شوند. اگر چه اتفاق کشف در بیت اول حادث می‌شود. به بیت توجه کنیم: «روسیاه همسرو فرزند ،قسطی میخرم/ روزهای آخر اسفند قسطی میخرم» با خواندن کامل بیت می‌توانیم ارتباطی زیرکانه بین روسیاهی و آخر اسفند (پایان زمستان) پیدا کنیم. بیت ضرب‌المثل معروفی را تداعی می‌کند: «زمستان می‌رود و روسیاهی به ذغال می‌ماند.» از این دست قرینه‌ها و ارتباطات در شعر کم است. واژه‌ها و ترکیبات در ابیات ارتباطی به هم ندارند و شبیه کلامی عادی شده‌اند. بیت دوم: «ازخرید نقد (حتی قرص نان) شرمنده ام/ کل دنیا را اگر دادند قسطی میخرم» شاعر برای هیچگدام از ارکان بیت پل‌های معنایی و ارتباطی نمی‌سازد. این اتفاق در بیت‌های دیگر هم افتاده است. اما نکته دیگری که در شعر باید مورد دقت قرار گیرد، حضور قافیه و ردیف است. باید به یاد داشته باشیم که قافیه در شعر کلاسیک از نظر لفظی زنگ موسیقایی و از نظر معنایی، یکی از نقاط ثقل بیت است. با این نگاه حالا یک بار دیگر بیت‌ها را بخوانیم. «برگه ی بالا بلندی میدهد دستم عیال/ من هم از بقالی فرمند قسطی میخرم» در این بیت «فرمند» به جز اسم بقالی چه نقش دیگری دارد؟ در واقع می‌توانیم به جای «فرمند» هر واژه دیگری در بیت بگذاریم. در شعر سخته و قدرتمند امکان این انتقالات و تغییرات چیزی نزدیک به صفر است. یا در بیت بعد: «ده متری الوند» (که به اشتباه ده متریه الوند تایپ شده است) هم همین مشکل را دارد.در صورت نبود تنگنای قافیه شما به جای ده متری الوند می‌توانستی، بنویسی بیست متری افسریه! البته همه قافیه‌ها این مشکل را ندارند و اتفاقاً بعضی‌ها با حسن تعلیل خوبی که در بیت برقرار می‌شود ضربهء نهایی شعر را می‌زنند. مثلاً در بیت: «من که از مادر ندیدم مهربانتر ،خوبتر/ جان اورا میخورم سوگند قسطی میخرم» خواننده تا لحظه آخر نمی‌داند که قرار است در بیت چه اتفاقی بیفتد. مخصوصاً دوخوانی معنایی ترکیب «جان او را می‌خورم سوگند» (به جان او سوگند می‌خورم که قسطی می‌خرم / به جان او سوگند می‌خورم و قسطی می‌خرم) شعر را زیباتر کرده است. با همین مشخصات که گفتیم، بهتر است قافیه‌ها یک بار دیگر مورد توجه قرار گیرند.
اما نکته بعدی «ردیف» است. باید بگویم که شاعر در این شعر از عهده ردیف‌ها برآمده است. ردیف‌ جدا از باقی بیت‌ها نیست و نقش جزیره‌های مستقلی را بازی نمی‌کند که به اقتضای قانون، وارد شعر شده‌اند. نکته پایانی اینکه بیت آخر برای پایان‌بندی شعر خیلی مناسب نیست. در واقع شاعر نتوانسته است مخاطب را در بیت آخر مجاب کند که «حالش از قسط به هم می‌خورد) هیچ دلیل شاعرانه‌ای برای این ادعا نیامده است، بنابراین مخاطب به نوعی شکفت‌زده می‌شود. اما این حاصل این شگفت‌زدگی لذت کشفی نیست. بلکه یکباره یک چرخش ناگهانی و بدون دلیل در شعر او را در شوک فرو می‌برد.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۳
جلال جلالی نسب » دوشنبه 29 مرداد 1397
ببخشید عرضم نا تمام موند و دستم خورد و ارسال شد عرض کردم که بازم شعر واسه نقد میفرستم که به ضعف های خودم بیشتر آگاهی داشته باشم ممنون از همه تون وخیلی خوشحالم که عضو این پایگاه هستم
عبدالله مقدمی » شنبه 03 شهریور 1397
منتقد شعر
ممنون از ابراز لطف و محبت شما جناب جلالی نسب عزیز. همچنان مشتاق خواندن شعرهای جدیدتان خواهم بود.
جلال جلالی نسب » دوشنبه 29 مرداد 1397
سلام و عزض ادب قبل ازهر صحبتی یک تشکر ویژه دارم از دست اندر کاران این پایگاه به خاطر راه اندازی این چنین مجموعه ای. که در نوع خود بی نظیر میباشد از استاد عزیزم جناب. مقدمی هم به خاطر نقد بسیار عالی و آموزنده ای که داشتند بی نهایت سپاسگزارم ِمن ازمطالعه ی نقد های ایشان در باره سایر اشعار نیز بسیار لذت میبرم و می آموزم البته من بیشتر رباعی کار میکنم و ورودم به عرصه طنز به دوسال نمی رسد و با تشویق های دوست و استاد عزیزم محمد شفیعی فر بود که شروع به نوشتن طنز کردم بازم شعر واسه پایگاه میفرستم که به

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.