شعری خوش لفظ با مضمونی شیوا




عنوان مجموعه اشعار : کوچ
شاعر : علی شهودی


عنوان شعر اول : آتش دل
بعد از این با که بگویم غم پنهانم را
در میان با که نهم راز فراوانم را
رفتی وهیچ نگفتی که نه وقت سفراست؟
این سفرمی شکند پشت عزیزانم را ؟
که بر این آتش افروخته آبی بزند ؟
که تسلی دهد این سینه ی سوزانم را
داغها در دلم انباشته مرگ رفقا
می رود تا کشد این آتش دل ، جانم را
هرکجا می نگرم قصه کوچ است وفراق
پنجه ی کوچ گرفتست گریبانم را
چون؟ نگریم من از این داغ که ماموراجل
یک به یک می برد از شهر رفیقانم را
طلب راحتی ازخانه ی ویرانه خطاست
ترک باید کنم این منزل ویرانم را
بعد از این با لب خندان نتوان یافت مرا
که پسندید فلک دیده ی گریانم را
من از این آمدن و رفتن یاران خودم
متصور شده ام لحظه ی پایانم را
از رفیقان وفادار نمی یابم کس
که به او شرح دهم حال پریشانم را
شمع من باش که روشن کنی ازپرتوحسن
در شب رفتن من شام غریبانم را
شهودی بستان آباد
تبریز – 15 مرداد 1397


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم.
این اثر، مرثیه¬ای است محکم و خوش لفظ در قالب غزل، از شاعری که با این شعر، نشان داده بایدها و نبایدهای شعر کلاسیک را تقریباً می¬داند و بر اصول اولیه شعر سوار است و سالهاست با شعر همآوردی و همآغوشی داشته است.
به ایشان تبریک می¬گویم. این غزل حداقل از بسیاری از اشعاری که در طول تاریخ ادبیات فارسی سروده شده است نه تنها چیزی کم ندارد که از نیم بیشتر آنها سرآمد هم می¬تواند باشد. یعنی برخورداری از وزن سالم و قافیه و ردیف مناسب، حس و عاطفه عالی و زبانی قابل فهم برای شنونده.
اگر کسی توفیق پیدا کند دفتر شعر جناب شهودی عزیز را تورق کند و چشمش به این مطلع یا ابیاتی از این غزل بیفتد بعید نیست که آن را تا سرانجامش دنبال کند.( و بدانید که در این روزگار، این توفیق کمی برای یک شاعر نیست زیرا بسیاری از شعرها در خوانش گاهی به بیت دوم نمی رسند و مخاطب، عطای خواندن آن را به لقای بیت نخستش می بخشد)
این شعر با مصراعی خوش لفظ و عاطفی و در عین حال هنرمندانه آغاز می شود.
بعد از این با که بگویم غم پنهانم را / در میان با که نهم راز فراوانم را
مرثیه مورد نظر، در همان ابیات نخست، تاثیرش را بر مخاطب می گذارد. هنرمندی شاعر در این است که مرثیه¬اش را با بیانی غیرمستقیم شروع کرده است. همه¬گیری و جامعیت موضوع و تعمیم پذیری¬آن، از نکات برجسته این نوع سرودن است؛ یعنی ضمن اینکه از فراق کسی و اندوه چیزی شکوه می¬کند اما تا پایان معلوم نیست این مرثیه برای چه کسی مشخصاً سروده شده است، نه اسمی و نه نشانی و نه کدِ خاصی ...! خصوصیت شعرهای گذشته ما غالباً اینچنین است؛ کمتر خصوصی است. شاعران امروز - چه در شادی و چه در فراق- جنبه¬های خصوصی و محدودتری را در اغلب اشعارشان لحاظ می¬کنند و این باعث می¬شود طیف محدودتری از مخاطب را شامل شود: مثل نشستن در یک کافی¬شاپ و نوشیدن قهوه دو نفره و فال گرفتن و... اما شعر قدیم را اگر بهتر بکاویم می¬بینیم غم آنها غم جهانی و شادی و رضایتشان شادی عمومی است.
از این تعریف و تمجیدها که بگذریم- امیدوارم احساس رسیدن و تمام شدن و پختگی و خدانکرده غرور در شاعر این ابیات ایجاد نکند ذکر دو سه نکته در مورد خود این شعر ضروری است: نخست ایرادی است که ادبا و منتقدان و بخصوص قدما بر چنین قافیه¬هایی می-گیرند و آن هم عیب شایگان قافیه است. در قوافی "رفیقان" و "عزیزان" که "ان" جمع، متعلق به اصل قافیه نیست. البته ناگفته نماند قدما یک بار استفاده از شایگان قافیه را در غزل مجاز دانسته¬اند و با این حساب اگر یکی از این دو بیت حذف یا اصلاح قافیه شود مشکل این غزل مرتفع خواهد شد.
نکته دوم، بحث زبانی شعر است. این غزل اگرچه زبانی یکدست دارد و نه می¬شود آن را خیلی قدمایی دانست و نه می¬شود آنرا خیلی امروزی و به¬روز برشمرد. با این حال توصیه می¬کنم حتی المقدور با پرهیز از برخی عناصر و واژگان مثل " در میان با که نهم " " نه وقت سفر است" " استفاده از ادات پرسشی "که" به جای چه کسی"، "انباشته"، کاربرد فعل" می نگرم" به جای بینم، "مأمور اجل"، "فلک" به جای روزگار و یا ترکیباتی مثل "پرتو حسن" ، "خانه ویرانه"، "پنجه کوچ"،" آتش افروخته "... برای نزدیک شدن به زبانی نو، امروزی¬تر و مخاطب پسندتر تلاش کنید.
شمع من باش که روشن کنی ازپرتوحسن / در شب رفتن من شام غریبانم را
دست آخر، استفاده از مضمون بیت آخر برای پایان¬بندی زیبای این شعر را تحسین می¬کنم و آرزوی بهترین¬ها را برای این شاعر دارم. باقی بقایتان.

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.