جرقه هاي كوچك شاعرانه




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : لیلا سلیمیان


عنوان شعر اول : وصل نزدیک است

حافظا من هِی تفال میزنم
هم تو هِی گو وصل نزدیک است جان
حافظا کو اینچنین وصلی که تو
هِی دمادَم مژده اش را میدهی؟

هر شبم دیوان توست و التماس
با سر انگشتانِ پاکِ دستِ راست با وضو
هِی به بسم الله و شوق
هِی به زاری و جنون و ضجه یِ حافظ بگو!
میگشایم دفترت ای وای باز ،وصل نزدیکست
کو؟
حافظ بگو!

روبه قبله ،اشک در چشم و پر از راز و نیاز
باز هر شب
باز نیت
باز بسم الله
با وضو
با سر انگشتانِ پاکِ دست راست
میگشایم دفترت
این طرف فالم وصال
آن طرف هم بیت شاهد
باز هم شوق وصال

وصل نزدیک است
کو؟
حافظ بگو!

عنوان شعر دوم : نذر نظر

مثل یک حبسی آزاد شده از زندان
منگ و گیجم!
که چرا؟!
این چنین است جهان!
خالی از عشق...،یقین.....
خالی از لمس نگاهی کهنه.....
و چه بی طاقتم از نذر نظَر
و من این ذکر نگیرم از لب ...
تا بیایی نظرم نیست کسی را محرم....
تو بیا
تا که هر ساله بر آن عهد که تو آمده ای !
من ادا گردانم
نذر چشمانم را

عنوان شعر سوم : من به خود آمده ام

صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفت/
و در آن صبح همه دلها به حضورم نالان/
همه جا باران است/
بوی نم می آید،بوی خاک/
بوی خاک آنقدر مستی داشت/
که دلم پر بزند از برای بغلش/
و هوا میلرزد از نبود نفسم در نفسش/
مادرم غصه اش را پاشید و هوا پر شد از آه/
دل ابرها شکست،آسمان نعره کشید/
آه مادر دل او هم سوزاند/
بوی غربت آمد ،بوی رفتن آمد/
عاقبت خاک مرا سخت در آغوش فشرد/
کاش در این غربت تنگ،دستی از عالم بالا بفشارد دستم/
و مرا، ببرد پیش خدا و مرا ذوب کند در نورش/
من هنوزم هستم ،من به خود آمده ام/
چقدر اینجا نور است ،چقدر باران است/
چقدر مستی خاک،هوا ،راز ،نیاز/
چقدر اینجا نفسم آرام است/
چقدر اینجا نور است/
من به خود آمده ام!
نقد این شعر از : انسیه موسویان
خانم ليلا سليميان در عنفوان جواني و با كمتر از يكسال سابقه، دست به سرودن زده اند. خوشبختانه براي آموختن و سرودن فرصت و زمان كافي در اختيار دارند. سه شعر ارسالي ايشان بيشتر سطرهايي موزون( و گاه همراه با قافيه) هستند كه به لحاظ برخورداري از عنصر احساس و عاطفه، ارزشمندند و عنصر اصلي شعر يعني خيال انگيزي و نگاه شاعرانه و متفاوت در آن ها به چشم نمي خورد. تنها گاهي در شعر ايشان جرقه هاي كوچك شاعرانه اي ديده مي شود كه جاي اميدواري دارد. مصراع هايي چون:
دل ابرها شكست/ آسمان نعره كشيد
مي توان گفت اين سه شعر، نشان دهنده ي ذوق و قريحه ي شاعري ايشان است. اين يعني در مسير دشوار سرودن، در پله ي اول ايستاده اند چرا كه داشتن ذوق و علاقه براي ورود به هر كاري، اولين مرحله است. اما آيا مي توان تنها با تكيه بر علاقه و ذوق، اين مسير را پيمود و به موفقيت دست يافت؟ قطعاً پاسخ منفي ست.
گام هاي بعدي، مطالعه ي فراوان، تمرين و ممارست مستمر و مداوم است تا نسبت به اصول و قواعد شعر و ظرايف و دقايق آن آگاهي و شناخت كسب شود. البته به نظر مي رسد خانم سليميان مطالعاتي به ويژه در شعر معاصر داشته است. اين نكته را مي توان از حال و هواي سروده هايش دريافت كه به وضوح ردپاي ذهن و زبان و بيان شاعران معاصر ( به عنوان مثال سهراب سپهري) در آن مشاهده مي شود. هم چنين ايشان قالب نيمايي را برگزيده پس تا حدودي با اين قالب آشناست. مثلاً مي داند كه در قالب نيمايي بر خلاف قالب هاي كلاسيك، طول مصراع ها با يكديگر مساوي نيست و كوتاه و بلند مي شود. يا اين كه در شعر نيمايي، قافيه جايگاه ثابتي ندارد و شاعر مي تواند به اقتضاي نياز از قافيه استفاده كند. اما يكي از مشكلات شعرهاي اين دوست عزيز، اشكالات وزني است. درست است كه وزن در شعر نيمايي با شعر كلاسيك متفاوت است اما شعر نيمايي هم از وزن عروضي استفاده مي كند منتها با قواعد و اصول خاص خود. بنابراين شاعري كه در اين عرصه طبع آزمايي مي كند، در وهله ي نخست بايد وزن عروضي را بشناسد . به علاوه شروع و پايان مصراع ها نيز در قالب نيمايي، اصول و قوانين خاص خود را دارد كه در اين شعرها رعايت نشده است. براي آموختن اين اصول بهترين راه مطالعه ي فراوان و دقيق شعر شاعران نيمايي سراست. شاعراني چون اخوان ثالث، شفيعي كدكني، قيصر امين پور، و ...
منتظر سروده هاي تازه ي اين دوست باذوق هستيم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.