ارجاع شعر به بيرون يا درون متن




عنوان مجموعه اشعار : سپید
شاعر : مهدی برگی


عنوان شعر اول : قساوت
من از قساوت ابرها
دلتنگ می شوم
آنگاه که چشمان خشکیده ی خود را
به زمین می دوزند
و از آن بالا
برای ما شکلک در می آورند
بیایید به همدیگر تسلا بدهیم
بیایید سر بر شانه های هم بگذاریم
و گریه کنیم
در رگ های رودخانه ی خشک
نخل سیاهپوشی جاری شده است.


عنوان شعر دوم : پدر
مگر می توان پدر بود
و با بادکنک ها دهن به دهن نشد
مگر می شود پدر بود
و گوسفند نشد
مدرسه لکنت دارد
مدرسه خیلی تنبل شده است
مدرسه بازی را دوست ندارد
سایه ی کودکی های من هر شب در آغوشم می خوابد
و
پسرم روی تکالیفش
برای خاطر پسرم امروز به اخبار گوش نخواهم کرد
امروز برای گل ها پوچ خواهم شد
امروز اخبار دنیا را تغییر خواهم داد
با خاموش کردن تلویزیون
و گوش کردن به صدای قدم زدن یک مورچه
بر روی اپن آشپزخانه
می خواهم همین امروز
در ساعت دو بعد از ظهر
کنار پسرم
سرم را روی بالش بگذارم
و خواب هزار و یک پادشاه را ببینم



عنوان شعر سوم : نردبان
نردبانم کوتاه است
در این کویر برهوت
با خود به کجا می برم این نردبان را
ابرهای کراهت می روند
و ابرهای نعمت می رسند
ای بالا بلند
از لابلای ابرها خودت
نردبانی بیاویز
تا بر پله های خیسش
پله پله
سبز شوم
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
گفتن از واقعيت هاي روزمره زندگي در شعر چون تيغي دو دم است . از يك سو اين موضوع و محتوا مي تواند شعر را براي مخاطبان ملموس نمايد و درك آن را ساده تر كند و در يك شعري متعهد را عرضه نمايد و از سوي ديگر به دليل نزديكي با واقعيت دخالت ، تخيل در آن دشوار مي گردد و دست بردن در واقعيت و تغيير در آن سخت مي شود .
در شعر قساوت با مفهوم خشكسالي روبروييم كه نه تنها دامن گير كشور ما بلكه مبتلابه بخش عظيمي از جهان است . چگونه بايد از اين موضوع به اين روشني سخن گفت اما مستقيم نگفت و چگو.نه مي توان سوژه ي به اين وضوح را استعاري و شاعرانه بيان كرد ؟
« مهدي برگي » با تك تك عناصر دخيل در اين فاجعه برخوردي شاعرانه دارد .نباريد ابرها را به قساوت آنها تعبير مي كند و آنها را شخصيت هايي انساني با چشماني خشكيده فرض مي كند . اين شخصبيت هاي انساني موزيانه براي آدم هاي قحطي زده شكلك درمي آورند . حالا پيشنهاد شاعر چيست ؟ سر بر شانه ي هم نهادن و گريستن ، آن قدر كه رودخانه ها دوباره پر آب شوند ، چه مبالغه اي ! حاصل كار يك شعر است . اين كه اين شعر و شگردهايش تا چه حد تازه و بديع است حرف ديگري ست اما در شعريت آن ترديدي نيست . البته مي توان در مورد پايان بندي آن پرسيد كه نخل سياهپوش چگونه مي تواند در رود خشكي جاري شود ؟! اگر رودخانه خشك نبود مي شد حضور سايه ي نخل سوخته را آب به جاري شدن آن عبير كرد اما با خشكي رودخانه ديگر جرياني براي جاري شدن نخل وجود ندارد . به عبارت ديگر اين تصوير شاعرانه است اما منطقي و باورپذير نمي باشد .
شعر دوم يك پدرانه ي لطيف است . شعري با تصاويري ملموس و شفاف كه از روزمره هاي زندگي برخاسته است .
باد كردن بادكنك ها نه ! دهن به دهن شدن با آنها !
صدا در آوردن براي كودك نه ! گوسفند شدن !
خشكي و انضباط مدرسه نه ! لكنت و تنبلي آن ! ...
اشارات جذاب و غيرمستقيم و شاعرانه به اعمالي روزمره و عادي چون بازي هاي گل يا پوچ يا لالايي خواندن و خواب هفت پادشاه را ديدن ( آن هم هزار و يك پادشاه ! بينامتني با قصه هاي هزار و يك شب )
شعر سوم اما بر خلاف دو شعر اول فاقد ارجاع بيروني ست و به اصطلاح درون متني محسوب مي شود . اين شعر ظرفيت تاويلي بيشتري نسبت به دو شعر ديگر دارد چرا كه مخاطب را مستقيما به هيچ واقعيت خارجي ارجاع نمي دهد . بر خلاف شعر اول كه نسبت به ابرها بدبين است ، اين شعر به ابرها خوش بين است . ابرهاي نعمت كه جايگزين ابرهاي كراهت مي شود . البته اين تركيب سازي ها رساست اما چندان زيبا نيست چرا كه ذهني و معناگراست و كمتر تصويري ست . انتظار انداختن نردبان توسط ابر و بالارفتن از آن و سبز شدن راوي نيز تبير شاعرانه اي ست .
« مهدي برگي » شاعر ساده نويسي است اما اين سادگي باعث نشده كه او جهان را سطحي ببيند . او در جهان دست مي برد اما حاصل كار را در فرم و ساختاري ساده ارايه مي دهد و به همين دليل طيف مخاطبان او وسيع تر مي شود .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۲
مهدی برگی » چهارشنبه 17 مرداد 1397
ضمن عرض تشکر و خسته نباشید از توجه و سعه ی صد ر استاد شکار سری در مورد شعر اول و آخرین قسمت شعر و موضوع نخل در منطقه ی ما در سالهای خشک رسم است که نخل امام حسین علیه السلام را می پوشانند و در صحرا برای طلب باران می گردانند.و منظور آن نخل بوده است. ممنون
حمیدرضا شکارسری » چهارشنبه 24 مرداد 1397
منتقد شعر
خداوند بر همه ي ما باران رحمتش را نازل بفرمايد ! ان شالله

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.