ظروفِ مرتبطه




عنوان مجموعه اشعار : قطعه دوبیت
شاعر : سیدعلی آکوچکیان


عنوان شعر اول : ظرف و ومظرروف
مطلب طاعت دیوان که ملاحت این است
تو که در شهر به پیمان شکنی مشهوری
بطلب طاعت رندان که تو در حلقه آن
مثل ظرفی که به ظرف دگری مظروفی (یکتا)

عنوان شعر دوم : یادها
بوی گلها یادِ بویت می کند
می پرد دل یاد کویت می کند
درکنار پنجره از قاصدک
لحظه لحظه جستجویت می کند(یکتا)

عنوان شعر سوم : وفا
وفا در عهد و در پیمان نکردیم
خدا رایاد با ایمان نکردیم
چگونه از خدا خواهیم درمان
که دردی از کسی درمان نکردیم(یکتا)
نقد این شعر از : محمّدجواد آسمان
در این یادداشت، با هم مروری نقادانه خواهیم داشت بر سه شعر. شاعر این شعرها همشهری من هستند و از ایشان ممنونم که سوغاتی از اصفهان برای پایگاه نقد شعر فرستاده اند. شعرهایی که در این یادداشت با هم به بازخوانی شان خواهیم پرداخت، شامل یک قطعه، یک دوبیت و یک دو بیتی هستند. در میان اشعار چهارلختی (مانند بندهای چهارپاره، رباعی، دوبیتی و دوبیت) وجه تمایز آنچه به اسم قالب های دوبیتی و رباعی می شناسیم، وزن آن هاست؛ هرچه را که وزن «لا حول و لا قوة الا بالله» داشته باشد، رباعی خوانده اند و آنچه را که در وزن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل» یا «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» سروده شده باشد، دوبیتی نامیده اند. دوبیتی هایی که بر وزن یادشده (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل) نباشند، دوبیت نامیده شده اند. بنا بر این، در میان اشعار دوم و سومی که بهانه ی نگارش این یادداشت هستند، تنها به اعتبار وزن، باید آخری را دوبیتی بنامیم و دومی را دوبیت. اما نخستین شعر در قالب قطعه سروده شده است. در مورد شرایط قطعه، جز مقفی نبودن هر دو مصراع بیت نخست (که برای شناختش کافی ست غزلی را بدون بیت مطلع تصور کنیم)، واجد محتوای اندرزی بودن را هم ذکر کرده اند. به این اعتبار، نخستین شعر از میان سه شعر پیش رو قطعه است. با این حال، باید توجه داشت که امروزه با رفع انحصار محتوایی از قوالب مختلف (مثلاً این که از غزل تنها انتظار عاشقانه بودن نداریم یا قصیده را تنها به نیت مدح کسی نمی سراییم) نمی توان بر شرط محتوای اندرزی برای قطعه چندان پای فشرد. شعر نخست، مشکل آشکار قافیه دارد. واژه ی «مشهوری» می تواند با کلماتی مانند «دوری، مجبوری و...» قافیه شود و کلمه ی «مظروفی» می تواند همقافیه ی «معروفی، مشعوفی و...» باشد. اما این دو کلمه (مشهوری و مظروفی) نمی توانند با هم در جایگاه قافیه حاضر شوند. با این حال، به نظر می رسد که قصد شاعر، قافیه کردن این دو بوده است. این شعر، مشکلات دیگری نیز دارد. بگذارید روی واژه ی «ملاحت» انگشت بگذاریم و بپرسیم که آیا واقعاً کسب ملاحت (نمکین بودن) ربطی به سر فرو نیاوردن پیش دیوها دارد؟ پس چطور می توان از مخاطب این شعر انتظار داشت که با چنین مضمونی همنوا شود؟ وانگهی، از خود می پرسیم: چه لزومی داشته است که شاعر، به جای این که بگوید «پیش دیوها سر فرود نیاور»، بگوید: «سر فرود آوردن پیش دیوها را طلب نکن»؟ علاوه بر این، باید توجه داشت که «طاعت» با «اطاعت» متفاوت است. آیا کسی دیوها را پرستش می کند و برای آن ها مناسکی به جای می آورد که بتوانیم آن ها را «طاعت» بنامیم؟ حدس من این است که شاعر به جای «اطاعت» از «طاعت» بهره برده است. همین طور اگر معنی «طاعت دیوان» را «عبادتی که توسط دیوها انجام می شود» هم فرض کنیم، باز می توان پرسید که: «مگر دیوها عبادت می کنند؟!». پاره ای از همین حرف را در مورد «طاعت رندان» هم می شود زد؛ کسی رندان را عبادت نمی کند. اما حتی اگر مقصود شاعر این باشد که: «مانند رندان عبادت نکن» هم می توانیم بپرسیم: اصلاً مضمونِ عبادت کردن و نکردن، یا اطاعت کردن و نکردن، چه ربطی به دو مصراع دوم و چهارم این شعر دارد؟ چطور باید بین توصیه به اطاعت نکردن دیوان و اطاعت کردن از رندان، با «پیمان شکنی» و «ظروف مرتبطه» ارتباط معنایی برقرار کنیم؟ در مصراع سوم این شعر، شاعر گفته است: «... که تو در حلقه ی آن». این «آن» به چه چیزی بر می گردد؟ به رندان؟ رندان جمع هستند و اگر مراد شاعر، اشاره به «حلقه ی رندان» بوده، طبیعتاً باید می گفته: «... که تو در حلقه ی آنان». بگذارید نیم نگاهی هم به سطر واپسین این شعر بیندازیم. معنی «ظرفی که به ظرف دگری مظروف» باشد، چیست؟ معنی ظرفی که مظروفِ ظرفی دیگر است، این است که ظرفی در درون ظرف دیگری جای گرفته است. باز نمی توانیم بفهمیم که شاعر در مجموع در کلّیت هر بیت چه چیزی می خواسته بگوید. از این شعر، سه معنی دریافت می کنیم: 1ـ طاعت دیوان را طلب نکن (که در مورد ابهام معناییِ خودِ این گزاره قبلاً نوشتم). 2ـ طوری نباش که در شهر به پیمان شکنی مشهور شوی؛ پیمان شکن مباش. 3ـ طاعت رندان را بطلب(که همین گزاره هم مبهم است امّا اجمالاً می توانیم بفهمیم که شاعر می خواسته در مقابل توصیه به یار نبودن با دیوها، یار بودن با رندها را توصیه کند). اما کلّ شعر به ما چه می گوید؟ تقریباً هیچ! ببینید: «ای کسی که در شهر به پیمان شکنی مشهور هستی! طاعت دیوها را طلب نکن زیرا ملاحت این گونه کسب خواهد شد. در عوض، طاعت رندها را طلب کن زیرا در حلقه ی آنان تو مثل ظرفی هستی که ظرف دیگری را در خود جای می دهد». بعید می دانم کسی بتواند از مجموع این چند جمله ی همپیوند، معنایی کلّی و یکپارچه و بسامان دریافت کند. با همه ی این توضیحات، باید پذیرفت که شعر، شعر مقبولی نیست؛ زیرا هم مشکل قافیه دارد و هم ضعف بیان. و تا بیان شعر صحت نیابد، نمی توان فهمید که اساساً چه می خواسته بگوید، و تا نفهمیم که شعری چه می خواهد بگوید، نمی توان در مورد شاعرانه یا غیرشاعرانه بودن آن حرف سخن گفت و ارزیابی و تحلیل و نقدش کرد. برویم سراغ شعر دوم که یک دوبیت است. این شعر، نسبت به شعر اول، صد پلّه بهتر است. اگر بر کاربرد «از قاصدک جست و جویت می کند» که به جای «از قاصدک سراغت را می گیرد» به کار رفته خرده ای نگیریم، تنها ایراد این شعر در مصراع نخست اتفاق افتاده است. ساختار بیانیِ «فلان چیز، یادِ بهمان چیز می کند»، این معنا را می دهد که: «فلان چیز، به یادِ بهمان چیز می افتد». اگر این را بپذیریم، معنای مصراع نخست این می شود: «بوی گل ها به یاد بوی تو می افتند»! در حالی که می دانیم که شاعر چیز دیگری می خواسته بگوید؛ در واقع می خواسته بگوید: «بوی گل ها مرا به یاد بوی تو می اندازد». دوباره ضعف بیان! شعر آخر که در وزن دوبیتی سروده شده است، از میان این سه شعر، بی ایرادترین و کامل ترین شعر است. گرچه در همان هم مخاطب بدبین و بهانه گیر می تواند روی «خدا را یاد با ایمان نکردیم» انگشت بگذارد و بگوید: اگر وزن دست شاعر را نبسته بود، آیا ضرورت دیگری در خدمت القای معنای شعر، شاعر را وا می داشت تا جای ارکانِ «خدا را با ایمان یاد نکردیم» را عوض کند؟ اگر پرگویی کردم، از خوانندگان این یادداشت، و اگر گستاخی کردم، از شاعر گرامی عذرخواهم.

منتقد : محمّدجواد آسمان

محمّدجواد آسمان ـ شاعر ـ در 8 تیر 1361 در چادگان (در غرب استان اصفهان) زاده شد و در دبیرستان استعدادهای درخشانِ «فرهنگ» اصفهان (ویژه‌ی علوم انسانی) تحصیل کرد و برای تحصیل در مقطع کارشناسی در رشته‌ی فلسفه وارد دانشگاه اصفهان شد. او سپس تحصیلات خود را در ...



دیدگاه ها - ۸
سیدعلی آکوچکیان » سه شنبه 20 شهریور 1397
درود برجناب آسمان و تشکر از بابت نقد دلسوزانه شما اما بواسطه اینکه شما را با این حقیقت آشنا کنم که اشکال قافیه دراین سروده نبوده لینک خوانش همین شعر دارای تاریخ در سایت آپارات هست و در بهمن ماه سال1395 فرهنگسرای بهار خوانش شده است را تقدیم نمودم تا مورد توجه دوستان قرار گیرد شاید دوستانی باور نکنند اشتباه تایپیست بوده است
سیدعلی آکوچکیان » سه شنبه 13 شهریور 1397
مظروف به آنچه در ظرف جای گیرد گویند. یعنی آنچه در ظرف است مظروف نام نهاده شده است وقتی مخاطب شعر درحلقه رندان قرارگیرد او مظروف است و حلقه رندان ظرف و اینجا یک ظرف داریم نه چندین ظرف از این جهت حلقه مفرد است و "آن" به کار رفته است.یعنی هنگامی که تو در حلقه آن رندان قرار می گیری حلقه رندان ظرف است.و تو مظروف هستی
سیدعلی آکوچکیان » سه شنبه 13 شهریور 1397
اما در مورد "رندان" که جمع است چراشاعر "آن" بکار برده؟ باید توجه به"حلقه" می نمودید حلقه فرد است و حرف اشاره" آن" می بایست بکار برد اگر توجه شما بر واژه "رندان" باشد بله طبیعتا باید از واژه "آنها " استفاده شود ولی اشاره شاعر به حلقه که ظرف است و مخاطبی که مظروف است می باشد بنابراین اگر اشاره به "رندان" بود طبیعتا می بایست از "آنان" استفاده می شد ولی چون اشاره به حلقه است وحلقه یکی است وفرد است از حرف اشاره "آن" استفاده شده است.
علی اسماعیلی » چهارشنبه 24 مرداد 1397
آسمان سلام و ارادتمندم شاید منظور شاعر از دیوان ، دیوها نبوده و دیوان به معنای جایگاه سیاسیون و افرادی که مناسب دولتی دارند بوده، مثل وزارتخانه‌ها و سایر نهادهای حکومتی و دیوان و رندان دو بخش متقابل از جامعه‌اند رندان؛ افراد ساده و بی شیله پیله دیوان؛ سیاسیون مکار و سیاس
محمّدجواد آسمان » شنبه 27 مرداد 1397
منتقد شعر
درود بر آقای اسماعیلی بزرگوار. حق با شماست. در هنگام نوشتن برای لحظه‌ای به این معنی دیوان هم فکر کرده بودم ولی از ذهنم پریده بود. ممنونم از تذکرتان.
سیدعلی آکوچکیان » سه شنبه 13 شهریور 1397
درود بر شما دوستان فهیمم سپاس از مورد توجه قرار دادن، و نقد سروده های اینجانب ایراد قافیه وارد است البته اشتباه درهنگام نوشتن رخ داده ومعروفی اشتباها مشهوری تایپ شده است . ولی اشتباه تایپی است و بی توجهی تایپیست . باید دانست شاعری با وصف سرودن بالغ بر 35 هزار بیت وپانزده سال فعالیت ادبی هرگز چنین اشتباه فاحشی از او سر نمی زند اما جناب اسماعیلی کاملا درمورد دیوان درست نظر داده اند و ازایشان سپاسگزارم جناب آسمان عزیز همشهری دوست داشتنی باید از کالبد شکافی شعر تشکر نمایم
محمّدجواد آسمان » چهارشنبه 14 شهریور 1397
منتقد شعر
درود بر استاد آکوچکیان! پیروز و شادکام باشید.
سیدعلی آکوچکیان » پنجشنبه 15 شهریور 1397
جناب اسماعیلی سپاسگزارم کاملا درست فرمودید درمورد دیوان شما درست نظر داده اید و از شما سپاسگزارم بله دیوان در واقع صاحب دفترانی هستند که در مسند حکومت اند

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.