بداجرايي در شعر




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : سعید خواجوی


عنوان شعر اول : .
دندان کرم خورده ات را
صورت چروکیده ات را
من اینگونه تو را دوست دارم
مثل یک پیرمرد
اندازه ی تمام عمر

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
در دنياي ادبيات اگر يك كشف بديع در ادامه ي خود اجراي مطلوبي نداشته باشد، به حسرت مولف و افسوس مخاطب مي انجامد. درست مثل شعر كوتاهي كه «دكتر سعيد خواجوي» براي نقد پيشنهاد داده است. به محض مواجهه ي با اين شعر خود را ناخواسته در فضاي يك گالري فرض كردم كه تابلوي بزرگي از پيرمردي در برابرم قرار گرفته است. دورنمايي عمومي كه قرار است از منظر مخاطبي ديگر براي ما روايت شود. شعر همين لحظه است. لحظه اي كه مولف و مخاطب هر دو در متن يك اتفاق قرار مي گيرند و هر دو تجربه اي همزمان از يك اتفاق به دست مي آورند اما اين مولف است كه آن لحظه را مي تواند بازآفريني كند و دوباره بيافريند و البته در اين بازآفريني، توان ذهني و درك معنايي خود را نيز بدان اتفاق بيفزايد. در شعر مذكور، شاعر نتوانسته است مرز مميزي با مخاطب خويش در اين تجربه داشته باشد و همترازي او با مخاطب آغاز همان دريغي است كه در ابتداي اين متن بدان اشاره كردم. كشف شاعر به در بسته ي بد اجرايي خورده است و ملال از همين لحظه و دريغ از نخستين لحظه ي پس از پايان شعر منتشر مي شود. اين تابلو را با تابلويي ديگر تطبيق دهيم و از اين تطبيق به ضرورياتي كه شاعر ما بايد بيشتر بدان ها توجه نمايد اشاره كنيم:
چون درختي در پاييز
با برگ هايم آهسته اشك مي ريزم (بيژن جلالي)
همه ي ما در پاييز، برگ ريزان درخت هاي اقليم خويش را تجربه كرده ايم و با آن موانست داريم اما در اين شعر آن چه را كه محصول مشترك درك بصري مولف و مخاطب است را بنا به اراده ي شاعر و ارجاعات فرامتني ديگرگونه مي بينيم و آن تجربه ي مشترك را كنش مندانه تر در مي يابيم. يك اتفاق طبيعي كه همواره در پيش چشم قرار دارد به تابلويي تبديل شده است كه مي تواند همواره پاييز را در ذهن مخاطب زنده نگه دارد.
پيشنهاد مي كنم دوست عزيز با تواني كه در او سراغ داريم اين تابلو را دوباره نقاشي كند و در اين بازآفريني به حركت در شعر و غافلگيري مخاطب بيشتر توجه كند. قطعا در اين بازآفريني خواهد كوشيد از عباراتي مثل «مثل يك پيرمرد» كه توصيف ناكارآمد ي است خودداري خواهد كرد كه در شعر كوتاه مجال شرح و تمثيل وجود ندارد و مخاطب بايد به يك اشاره، مقصود شاعر را دريابد. درود

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.