رباعی های یک بیتی




عنوان مجموعه اشعار : درخت آب
شاعر : عفت نظری


عنوان شعر اول : گردآوری

از چهره ی خورشید یقین می ریزد
از باد صدای دلنشین می ریزد
گردآوری حروف دست ابر است
باران کلمه روی زمین می ریزد



عنوان شعر دوم : اشک آینه
غم از پس شادی دلم بر آمد
دیوانگی ام حوصله اش سر آمد
دلسنگی شان کار به دستانم داد
آن قدر که اشک آینه در آمد



عنوان شعر سوم : بازیگری
بسیار ظریف صحنه سازی کردی
هر آنچه مضارع است ماضی کردی
بازیگری ات حرف ندارد به خدا
با زندگی ام قشنگ بازی کردی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
درباره رباعی و باید و نبایدهای آن پیشتر در این سایت و به فراخور شعر برخی دوستان حرف زده ایم اما به نظر می‌رسد باید این حرف‌ها را چندین و چند بار تکرار کرد چراکه علاقه به سرودن رباعی در بین شاعران جوان-خوشبختانه- رو به افزایش است و در موارد زیادی نیز ایراداتی که در رباعی سرایی دوستان جوان تکرار می‌شود، مانند هم و شبیه به یکدیگر است.
بگذارید برای بازکردن بحث از رباعی‌های خانم «عفت نظری» استفاده کنیم تا شاعر بیشتر متوجه حرف ما شود. شاعر سروده است:
بسیار ظریف صحنه سازی کردی
هر آنچه مضارع است ماضی کردی
بازیگری ات حرف ندارد به خدا
با زندگی ام قشنگ بازی کردی
شاعر در ابتدای شروع سخت خود، کسی را طرف خطاب قرار داده است و به او می‌گوید که به شکل ظریفی صحنه سازی کرده است. دربارۀ کم و کیف این صحنه سازی اطلاعاتی به مخاطب داده نمی شود و به همین دلیل مخاطب انتظار دارد که در مصرع بعد، این ابهام در شعر مرتفع شود. یعنی به شکل طبیعی مصرع بعدی باید توضیحی برای این مصرع شروع شعر باشد. شاعر می‌گوید:
هر آنچه مضارع است ماضی کردی
آیا منظور شاعر از صحنه سازی همین بوده است که مخاطب شعر، جای هرچیزی که مضارع بوده است، به ماضی تبدیل کرده است؟ اصولاً «هر آنچه مضارع است ماضی کردی » دقیقاً یعنی چه؟ یعنی مرا به دست فراموشی سپردی و مرا جزو خاطرات گذشته خود محسوب کردی؟ نمی دانیم! چون بیان شاعر در اینجا مبهم و مغلق است و ما را به معنای روشنی نمی‌رساند، تازه اگر این معنا را هم بپذیریم تازه به اینجا می رسیم که پس تکلیف آن صحنه سازی چه شد؟ آیا مخاطب شعر، برای به فراموشی سپردن شاعر(راوی) دست به صحنه سازی زده است؟ مگر به فراموشی سپردن نیاز به صحنه سازی دارد؟ صحنه سازی وقتی توجیهی دارد که صحبت از فریبکاری و مکر به میان آمده باشد. در بیت آخر اصولاً نه حرفی از صحنه سازی، حیله گری و به فراموشی سپردن است. شاعر، مخاطب را سرزنش می‌کند که با با زندگی من بازی کردی. البته بازی شاعر با اصطلاح « با زندگی کسی بازی کردن» شاعرانه و زیباست اما در مجموعه یک رباعی منسجم قرار نمی گیرد. ایراد اصلی شعرهای شاعر همین است. او بیت آخرهای نسبتاً خوبی دارد اما بیت های نخستین رباعی هایش، تنها برای پرکردن جای خالی بیت اول ساخته شده است و به کامل کردن معنا و مفهوم رباعی کمکی نمی‌کنند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.