لزوم نشستن در جایگاه مخاطب




عنوان مجموعه اشعار : رباعی و غزل
شاعر : نفیسه کریمی


عنوان شعر اول : رباعی اول

از کوچه ی ما سرو و صنوبر برخاست

بی سایه ی تو" شرجی "و "گرما" غوغاست

می آیی و مینویسمت با دو سه خط

باتوست که کنج کوچه ی مازیباست

نفیسه کریمی

عنوان شعر دوم : رباعی دوم

من رخوت تبدار شب مردادم

افسرده ترین گریه ی بی فریادم

سرمست تویی که در هوای گیسوت

با هستی و کائنات در افتادم

نفیسه کریمی

عنوان شعر سوم : غزل

تو غزل مثنوی شاعره ای تنهایی
تو همان قافیه ی تازه ی کم پیدایی


نگرانم نکند دور شوی چون پرواز
حالت نور که پر میکشد از بینایی


آب در چشم من آرام به جریان افتاد
اشتیاق است که فهمیده دلم می آیی


هم شراب لب تو ریخته در جامم سرخ
هم خیالات غمت داده مرا رسوایی


تو سرانجام همآ غوشی ابری با باد
تا سرانگشت زمین رقص کند شیدایی


شاعرت بوده ام از لحظه ی جان گیری عشق
روبروی منی و من به غزل آرایی


تووی آیینه ی شب صورت تو گل انداخت
تو نه شمعی و نه پروانه فقط زیبایی


ترسم از ظلمت شب نیست خودت می دانی
جان به سر کرده مرا سایه ی "جان فرسایی"


نگرانم نکند مانده ای امشب جایی
با کسی عشق در آغوشی و من تنهایی!!!


نفیسه کریمی
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
یکی از شاخص‌هایی که در تعیین سطح انتظار مخاطب از یک سروده، اهمیت دارد، سابقه‌ی ادبی سراینده است؛ به این دلیل بدیهی که می‌تواند در آزمودگی قلم فرد، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. البته باید توجه داشته باشیم که در کنار طول این پیشینه، عرض و عمق آن هم بسیار مهم است و کیفیت آن را شکل می‌دهد؛ عرض این پیشینه، بر اساس میزان پیگیری و تعدد تجربه‌ها تعریف می‌شود و عمق آن در مقدار مطالعات مرتبطی که الزاما هم مبتنی بر منابع نوشتاری نیست؛ می‌تواند دیدن یک فیلم خوب باشد، شنیدن یک موسیقی خوب باشد یا تخاطب آگاهانه با هر متن ارزشمند دیگری که ما را به یک جهان تازه دعوت کند و الگوهای هستی‌شناختی متنوعی را پیش رویمان بگذارد تا با افزوده‌شدن آنها به ناخودآگاهمان، مهارت‌های خلاقانه‌ی بیشتری در ذهن خود داشته باشیم. در کنار چیزهایی که به آنها اشاره کردیم و بیشتر، به علاقه و پشتکار فرد مربوط است، استعداد نیز اهمیت بسیاری دارد و در بهترین حالت، راهنمایی‌های یک مربی خوب، می‌تواند به همسوشدن داشته‌ها و یافته‌های فرد منجر شود. همه‌ی این مقدمه را آوردم تا وقتی نظرم را در مورد سطح تجربه‌های خانم نفیسه کریمی می‌گویم، بتوانم بیان روشن‌تری داشته باشم. به نظر من در سیر تجربه‌های ادبی خانم کریمی عواملی باعث شده که سروده‌های ایشان، قدری پایین‌تر از سطح انتظار ما از کسی باشد که «پنج سال و بیشتر» است که می‌سراید. البته می‌شود حدس زد که به دلیل اشتغالات تحصیلی و نبود برخی پیش‌نیازهای مورد اشاره، عرض و عمق این پیشینه، کافی نبوده باشد و امیدوار بود که از این به بعد، بیشتر شود. پس اولین توصیه‌ای که می‌خواهم به خانم کریمی داشته باشم این است که شعر خوب بخوانند و حتما به دلایل خوب‌بودن آن فکر کنند. اصلا هم لازم نیست که در تعاریف و قواعد رسمی، دنبال این دلایل بگردند؛ کافی‌ست که به ویژگی‌های این متن خوب، توجه داشته باشند.
اما بعد؛ درباره‌ی سه سروده‌ای که موضوع این نوشته است باید بگویم هنوز بوی خامی می‌دهند؛ هم در شکل استفاده از زبان و هم به لحاظ بایسته‌های ماهیتی. اگر بخواهم قدری بی‌رحمانه، رک و راست باشم، باید بگویم که این سروده‌ها کم و بیش، الکن هستند و دلیل اصلی این لکنت هم چیزی نیست جز اینکه سراینده در تبدیل ذهنیت‌ خود به کلمه و سطر و متن، مهارت کافی ندارد؛ یعنی نمی‌تواند آنچه می‌بیند یا تصور می‌کند را به کامل‌ترین و زیباترین شکل ممکن، ارائه کند. البته این نتوانستن، در آغاز هر راهی هست و قطعا با ممارست، به توانستن و زیباتوانستن منجر خواهد شد. برای رسیدن به چنین هدفی، توصیه‌ی بعدی من این است که سعی کنید حرفتان را در ساده‌ترین جملات ممکن بزنید؛ بدون اینکه نگران کم‌ارزش‌شدن چنین جملاتی باشید.
در رباعی اول، قبل از هر چیز، به این نکته توجه کنید که تصاویر و کلمات این چهار سطر، تا چه حد می‌توانند به هم پیوند داشته باشند؛ یعنی به ارتباط افقی و عمودی مصاریع و ابیات توجه کنید. یک متن، دقیقا باید مثل یک شبکه باشد؛ شبکه‌ای از پدیده‌های مرتبط که یکدیگر را کامل می‌کنند و با هم دادوستد دارند. وقتی می‌گوییم «سرو و صنوبر» و برای آنها از فعل «برخاست» استفاده می‌کنیم، مخاطب برای دریافتن این رابطه، دچار سردرگمی می‌شود چون نمی‌تواند آن را در یک تحلیل مشخص، بررسی کند و مجبور است چیزهایی را حدس بزند تا به یک نتیجه‌ی نسبی برسد. مثلا مجبور است «برخاست» را «برافتاد» معنی کند؛ چراکه در مصراع بعدی، صحبت از نبودن سایه‌ی «تو» است. و البته باز هم در این مصراع، با بیان سرراستی مواجه نیستیم. آیا منظور، این بوده که شرجی و گرما غوغا می‌کند؟ و باز هم در ادامه، این پرسش‌های بی‌پاسخ، در ذهن مخاطب، ادامه دارد؛ آیا منظور از «با دو سه خط»، «در دو سه سطر» است؟ و... .
رباعی بعدی حداقل در بیت نخست، بهتر است؛ خصوصا که یکی دو ترکیب ـ تصویر خوب هم دارد؛ «رخوت تبدار شب مرداد» که البته باید در حالت نکره بیان می‌شد (مثلا: رخوت تبدار شبی مردادی) و «افسرده‌ترین گریه‌ی بی‌فریاد». اما در مصراع سوم، باز هم پرسش‌های تازه‌ای ایجاد می‌شود؛ آیا «سرمستی» با «رخوت» و «افسردگی» نسبتی دارد؟ و آیا «کائنات» از دایره‌ی «هستی» بیرون هستند که جداگانه در کنار آن آمده‌اند؟
غزل خانم کریمی هم نسبتا خوب شروع می‌شود. البته باید پرسید قرینه‌ی «غزل‌مثنوی» چیست؟ اما تعبیر «قافیه‌ی تازه‌ی کم‌پیدا» زیبا و خلاقانه است. در بیت دوم باز هم با بیان شیوایی مواجه نیستیم؛ اگرچه تلاش سراینده برای رقم‌زدن تصاویر تازه و جاندار، قابل احترام است. در بیت سوم نیز چنین است؛ مضمون بیت، قابل احترام است اما بیان، دقیق نیست. در بیت چهارم «داده مرا رسوایی» به خوبی بقیه‌ی بیت نیست. در بیت پنجم، ارتباط افقی مصاریع، کامل نیست؛ اگرچه مصراع اول، به‌تنهایی مصراع خوبی‌ست. درباره‌ی بیت ششم یک نکته‌ی مهم را باید بگویم؛ آن هم اینکه ساخت‌های دستوری نزدیک، الزاما به معانی نزدیک، منجر نمی‌شوند و این را باید از وجوه کاربردی آنها بیاموزیم. «جان‌گیری» معادل دقیقی برای «جان‌گرفتن» در معنای «پدیدآمدن» نیست. در بیت هفتم سراینده «شمع» و «گل» و «پروانه» را گرد آورده ولی با یک بسته‌ی تصویری روشن مواجه نیستیم و البته باز هم مصراع نخست، به‌تنهایی مصراع محترمی‌ست. در بیت بعد، من متوجه نمی‌شوم که چرا «جان‌فرسایی» داخل گیومه قرار گرفته اما در مجموع، این بیت، نسبت به خیلی از ابیات دیگر، سالم‌تر است. و در بیت آخر، «مانده‌ای» در معنای «مانده باشی» به کار رفته که دقیق نیست و «تنهایی» هم در معنی «تک و تنها» به کار رفته؛ در حالی که این کاربرد، خاص زبان گفتاری‌ست.
خانم کریمی باید بتوانند علاوه بر اینکه به عنوان سراینده با متن خود ارتباط دارند، در نقش مخاطب هم قرار گیرند و ببینند قرینه‌های متنی تا چه حد برای یک تخاطب درست، کفایت می‌کنند. مطمئنا پس از آن با آثار بسیار بهتر ایشان مواجه خواهیم بود.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
نفیسه کریمی » شنبه 27 مرداد 1397
بسیار سپاس از خوانش و نقد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.