عبور از ديروز




عنوان مجموعه اشعار : حیله
شاعر : سید‌محمد انتظار‌قائم


عنوان شعر اول : جهل و فنا
«جهل و فنا»

ای چوب دسته ی تبر تیز آهنی
داری برای باغ خودت گور میکنی

ای عنکبوت در پی پروانگی مرو
قبر است «پیله»ای که تو بر خویش می‌تنی

آیینه عیب بی‌خردان داده ای نشان؟
انگار کرده ای هوسِ اینکه بشکنی

ای جهل، ای تو پرده ی پنهانگرِ فنا
ایهام، در خودی تو و ابهام در منی

عنوان شعر دوم : چشم ظاهربین
ای تک‌درختِ مرده یِ از قصه بی خبر
چوبت برای باغ، شده دسته ی تبر

ای تو کمانِ خم شده در دستِ حرمله
در این رکوع، سویِ که خم کرده ای کمر؟

ای گوسفندِ شکرگزارِ پر از عطش
آبِ نمک ننوش ز چوپانِ حیله گر

ققنوس بی دلی که راهسان از آتشی
خاکستر پدر به تو داده ست بال و پر

آیینه های زندگی من مقعرند
اینجا گمان به صدق در آیینه ها مَبَر



عنوان شعر سوم : گهواره ی مادر
گهواره‌وار، صندلی اش تاب میخورَد
رنگِ رُخَش به جلوه ی مهتاب میخورد

رویش چروک، مثل رخِ ماه روی آب
وقتی نسیم،بر بدنِ آب میخورد

در حوض خانه ماهیِ بی جان، شناور است
حال و هوای حوض، به مرداب میخورَد


مادر اگرچه رفته به خوابِ ابد هنوز
گهواره وار، صندلی اش تاب میخورد
نقد این شعر از : انسیه موسویان
سه غزل كوتاه آقاي سيد محمد قائم انتظار، همانند سروده هاي قبلي اش، خبر از شاعري با ذوق و استعداد فراوان مي دهد كه با در نظر گرفتن سابقه و تجربه ي كوتاه شاعري اش، بسيار اميد بخش و خوشحال كننده است.
به نظر مي رسد مطالعات اين دوست گرانقدر، بيشتر در حوزه ي شعر كهن بوده چرا كه در لحن و زبان و نوع استفاده از واژگان( مخفف كردن كلمه ها و شكستن برخي واژگان به ضرورت وزن) آشكارا تحت تأثير شاعران قديم است.انديشه و محتوايي كه در اين شعرها نهفته، از شاعري دغدغه مند و فكور حكايت دارد كه صرفاً از سر تنفنن و سرگرمي به سرودن روي نياورده بلكه حرفي براي گفتن داشته است. اين دغدغه ها البته بسيار ارزشمند و ستودني است اما بايد دانست كه براي تأثيرگذاري بيشتر بر مخاطب بهتر است انديشه ها و احساساتمان را به زبان مردم روزگار خودمان بگوييم. مثلاً هنگامي كه مي خوانيم:
ای جهل، ای تو پرده ی پنهانگرِ فنا
ایهام، در خودی تو و ابهام در منی
به دشواري باور خواهيم كرد كه اين بيت را شاعري در قرن 21 سروده است.
حتي وقتي اين بيت را مي خوانيم:
ای عنکبوت در پی پروانگی مرو
قبر است «پیله»ای که تو بر خویش می‌تنی
اگرچه از انديشه ي شاعر و پيام نهفته در آن كه با تمثيلي زيبا همراه شده، لذت مي بريم، باز هم سخت است كه بپذيريم آن را سيد محمد قائم انتظار ، 19 ساله از يزد سروده است. لحن اين بيت بسيار حكيمانه است و گويي شاعري با ده ها سال تجربه ي زندگي آن را سروده! انتظار داريم وقتي شعري از شاعري با اين مشخصات مي خوانيم اولاً زبان و بيان و لحن يك جوان امروزي را در آن بيابيم ثانياً از دغدغه ها و دلمشغولي ها و علايق او در آن نشانه اي ببينيم.
با اين حال در ميان اين سه شعر ارسالي، به نظرم شعر سوم بسيار زيبا و خلاقانه سروده شده بود و به حال و هواي روزگار امروز نزديك تر بود. در اين شعر شاعر با تصويرهايي زيبا و سرشار از خيال و كشف هايي خلاقانه، به توصيف خانه اي پرداخته كه ديگر، مادر در آن نيست. تشبيه صورت چروك مادر به تصوير ماه در آب وقتي كه نسيم بر آن مي وزد، يكي از آن نمونه هاست. در اين شعر كه به لحاظ عاطفي نيز زيبا و تأثيرگذار است، رديف و قافيه هم خوش نشسته اند.
اميدوارم آقاي قائم انتظار، استعداد و ذوق سرشار خود، مطالعه ي بيشتر شعر شاعران امروز و تمرين و ممارست فراوان را جدي بگيرد تا در آينده شعرهاي بسيار زيباتري از او بخوانيم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.