تنفس در هواي غزل




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین مسیبی


عنوان شعر اول : خودت که شاهدی...

بقولِ منزوی «تو خوب مطلقی»* وُ بَد، منم
کسی که می‌خورد همیشه از تو دستِ رد، منم

اگرچه ای ستاره! چشمکی به من نمی‌زنی
شبانه روزی آن‌که می‌کند تو را رصد، منم

نمانده آه در بساطِ من، خودت که شاهدی
کسی که قیدِ هرچه را بخاطرِ تو زد، منم

هرآنچه رشته می‌کنم، رقیب پنبه می‌کند
که مبتلایِ «شَرِّ حاسِدٍ إذا حَسَد»، منم

دوباره خیره می‌شوم به رویِ ماهِ تو ولی
پلنگِ خوش خیال که به تو نمی‌رسد، منم

______________________________
* تو خوب مطلقی، من خوب‌ها را با تو می‌سنجم
بدین سان بعد از این خوبی عیاری تازه خواهد یافت
(حسین منزوی)
نقد این شعر از : انسیه موسویان
غزل زيبايي از آقاي مسيبي خواندم. ايشان پيش از اين نيز چندين غزل و رباعي براي پايگاه نقد فرستاده بودند و دوستان منتقد، نكته هاي دقيق و ارزشمندي در نقد آن ها نگاشته بودند. به گمانم سابقه ي چهار سال نفس كشيدن و گام زدن در حال و هواي شعر، خواندن و سرودن، زمان مغتنم و خوبي براي دوست شاعر ما بوده تا در سرودن غزل تجربه هايي شيرين كسب كند.
غزل هاي آقاي مسيبي نشان از شاعري دارد كه مراحل مقدماتي و ابتدايي را به خوبي پشت سرگذاشته، ساختار را مي شناسد و مي توان با نگاه سختگيرانه تر و توقع جدي تري به نقد سروده هايش پرداخت.
در غزل مورد بحث، شاعر با انتخاب قافيه اي دشوار، توانايي خود را در قافيه پردازي نشان داده است. اگر از برخي مصراع ها كه در آن به ضرورت و تنگناي وزن و قافيه، اركان جمله جابه جا شده اند بگذريم، مي توان گفت زبان شعر نسبتاً شسته رفته و بي نقص است. يكي از اشكالاتي كه به گمانم در نقد غزل هاي پيشين ايشان نيز عنوان شده بود، نداشتن ارتباط محكم و معنا دار و يا ارتباط ضعيف ميان مصراع هاست كه اين مشكل در ابيات اول و سوم اين غزل مشاهده مي شود. در بيت اول شاعر به تركيبي از يكي از غزل هاي منزوي اشاره دارد. اين بيت را شاعر در پاورقي آورده است. خوب است از اين منظر همين دو بيت را با هم مقايسه كنيم. در شعر منزوي مي خوانيم:
تو خوب مطلقی، من خوب‌ها را با تو می‌سنجم
بدین سان بعد از این خوبی عیاری تازه خواهد یافت
مي بينيد كه چينش واژه ها در اين بيت به گونه اي ست كه تك تك آن ها در ارتباطي معنادار و تنگاتنگ با يكديگر هستند و در نهايت مفهوم واحدي را كه مورد نظر شاعر بوده، به مخاطب منتقل مي كنند: مطلق بودن، خوبي، خوب ها سنجيدن، عيار
حالا به شعر آقاي مسيبي برگرديم:
بقولِ منزوی «تو خوب مطلقی»* وُ بَد، منم
کسی که می‌خورد همیشه از تو دستِ رد، منم
به جزتضاد خوب و بد در مصراع اول، ارتباط، تناسب يا پيوند محكم و معناداري ميان ساير واژه ها وجود ندارد. همينطور ارتباطي بين دو مصراع نيست و انگار شاعر دو جمله ي جدا و دو حرف مستقل از يكديگر را در دو مصراع بيان مي كند.
همين مشكل در بيت سوم نيز وجود دارد.
نمانده آه در بساطِ من، خودت که شاهدی
کسی که قیدِ هرچه را بخاطرِ تو زد، منم
حال ببينيم اگر جاي مصراع هاي اين دو بيت را عوض كنيم، آيا مشكلي پيش مي آيد:
بقولِ منزوی «تو خوب مطلقی»* وُ بَد، منم
کسی که قیدِ هرچه را بخاطرِ تو زد، منم

نمانده آه در بساطِ من، خودت که شاهدی
کسی که می‌خورد همیشه از تو دستِ رد، منم
مي بينيم كه مشكل چنداني رخ نمي دهد. علت اين ماجرا همان ارتباط ضعيف ميان واژگان و مصراع هاست. در شعر شاعران موفق كهن و معاصر اين تناسب ها به قدري محكم است كه هرگز نمي توان به آساني واژه اي يا مصراعي را جابه جا كرد.
در بيت چهارم هم به نظرم فعل «رشته كردن» درست نيست. فعل درست آن «ريسيدن» يا «رشتن» است كه اينجا به ضرورت وزن شعر تبديل به «رشته كردن» شده است.
البته مواردي كه گفته شد نكته هاي ظريفي است كه به مرور زمان و با تجربه اندوزي و طبع آزمايي بيشتر در عرصه ي غزل، برطرف خواهد شد. همان گونه كه گفته شد از آنجا كه از آقاي مسيبي غزل هاي خوبي خوانده ايم انتظار داريم از اين پس بسيار سختگيرانه تر و با وسواس و حساسيت بيشتر در عرصه ي سرودن قدم بردارند.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
حسین مسیبی » یکشنبه 21 مرداد 1397
عرض سلام و ادب سپاسگزارم خانوم موسویان، ممنون بابت نکته‌های مهمی که بیان کردین.
انسیه موسویان » یکشنبه 21 مرداد 1397
منتقد شعر
درود بر شما. بزرگواريد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.