چندفضایی در زبان




عنوان مجموعه اشعار : با دوستان خزنده
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
و سنت هایمان را نیز نو کردند
اصیلان را عقب راندند و هو کردند

زبان تازه ای را یادمان دادند
به این ترتیب ما را نیز نو کردند

و گندم را گرفتند از کشاورزان
به جایش جا به جا ترویج جو کردند

همیشه سرنوشت ما شکستن بود
پس از مصرف، نمکدان را ولو کردند

صدای سگ کشی از کوچه می آمد
همان یک جو وفا را هم درو کردند

عنوان شعر دوم : .
در چشم های من غم عالم نهفته است
این چشم ها که ثانیه ای را نخفته است

از شاخه هام ریخته ذات بهاری ام
جای شکوفه هام زمستان شکفته است

معلوم نیست باد خزان (هرزه گرد پیر)
در گوش نوبهار حیات/طم چه گفته است

بر من چه رفته است ؟ یقینا شنیده اید
هر کس که دیده مرگ کسی را ، شنفته است
*
این نعش ناشی متحرک ، تمام عمر
در جیب، قلب پاره ی خود را نهفته است

عنوان شعر سوم : .
من یک درختم که هر وقت ، در راه طوفان می افتاد ، از خنده می شد وزنده
چون در بیابان نباید ، آبی شود یافت من هم ، از گریه می کرده خنده

من یک درختم که بی رخت در خشک سالی نشستم ، در سوگ های سیاهم
روییده بر شاخه هایم ، اندوه های زیادی ، در شکل های پرنده

من ریشه دار و اصیلم ، نه مثل این بوته ها که ، احزاب باد کویرند
من ریشه دار و اصیلم ، اما اصیلان اسیرند ، در ریشه های مکنده

از پای در جبر بسته ، از زخم های ضخیمم ، شلاق سوزان خورشید
از زیستن ناگزیرم ، راه گریزی ندارم ،از آسمان گزنده

من مرگ را می شناسم ، من مرگ را می شناسم ، من مرگ را می شناسم
از زیستن با جسد ها ،از زیستن با کلاغان ، با دوستان خزنده


شعر چهارم

ای شعر ناب ای خلعت زردوز ، ای کاش روحم را بپوشانی
یارای پوشاندن ندارندم ، این شعر های بند تنبانی

آغوش بگشای و بپوشانم ، سرمای اینجا خانمان سوز است
این خانمان را حفظ کن خانم! باید خودت آن را بسوزانی

ای نیمه ی مفقود من برخیز ، این نیمه ی تاریک را دریاب
در روشنای خویش دفنم کن ، ای عشق ای خورشید پنهانی

ناگفته هایم را زبان وا کن ، ای که زبان رسمی ات نور است
نُطق بخیلان مطلقا کور است ، آن موقعی که لب بٍتٍرکانی

دریای نورا ، کوه نورا ، ما ،غرق تو ی آتشفشان هستیم
ای قطره قطره روشن مطلق، ای قطره قطره فهم عرفانی

ای شعر ناب ای نور کورانی ، باشد که ما را هم بنورانی
دریای نورا ، منتظر هستیم، دریابمان ای عشق نورانی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
زبان، آینۀ شعر و جان شاعر است. اگر شاعری نتواند در زبان به ورزیدگی لازم دست یابد، نمی‌تواند بر مخاطبانش تأثیرگذار باشد و آنان را در مسیری هدایت کند که خود می‌خواهد. اگر شاعری در زبان ورزیدگی لازم را نداشته باشد، خیلی زود دستش پیش مخاطب رو می شود چرا که نخستین مواجهه مخاطب با شعر و شاعر، زبان است. اگر زبان شعر سست باشد، یا حداقل به اندازه ای که باید؛ استوار نباشد، ما با اختلال در ارتباط میان شاعر و مخاطب رو به روییم.
در شعرهایی که از «حسین چمن سرا» می خوانیم، این ایراد در شعر دیده می شود. گاهی از پس بیتی که در شعر می‌خوانیم، به معنایی روشن نمی‌رسیم. این ایراد به این خاطر است که زبانی که شاعر در شعرش استفاده کرده است، رسایی لازم را ندارد. شاعر در پیچ و تاب وزن و قافیه و ردیف گیر کرده است و حاصل این گره افکنی در کار شاعر این است که ما به سرانجام مشخصی در شعر نمی رسیم. مثلاً وقتی شاعر می گوید:

بر من چه رفته است ؟ یقیناً شنیده‌اید
هر کس که دیده مرگ کسی را ، شنفته است

ما به معنای روشنی نمی رسیم. آیا منظور شاعر این بوده است که «شنیدن کی بود مانند دیدن؟» شاید! ولی بیت رسا نیست و به طور روشن منظور شاعر در بیت به مخاطب منتقل نمی شود. گاه ایراد در زبان، به نارسایی معنایی مربوط نیست، به چندگانگی فضای زبانی مربوط است. برای مثال اینکه شاعر نتواند تعاریفی را خود برای زبان شعرش ایجاد کرده است، در طول شعر حفظ کند، یک ایراد است. وقتی قرار است با استفاده از باستان گرایی و فخامت، شعر بگوییم، استفاده از عناصر زبانی که به آن فضا نمی‌خورد، باعث می شود زبان دچار ضعف شود. مثلاً در این بیت:
ای شعر ناب ای خلعت زردوز ، ای کاش روحم را بپوشانی
یارای پوشاندن ندارندم ، این شعر های بند تنبانی
تناسب زبانی میان «ای خلقت زردوز» و «شعر بند تنبانی» رعایت نشده است و همین مسأله به اصطلاح «توی ذوق می زند».
دربارۀ بقیۀ شعرهای شاعر نیز می توان همین ایرادات را تکرار کرد ضمن اینکه غزل اول، به شدت تحت تأثیر قافیه و ردیف ساخته شده است و برخی بیت هایش مانند ولو کردند، و ترویج جو کردند، این دنباله روی از قافیه را بیشتر به مخاطب نشان میدهند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.