گریختن از تلۀ تکرار




عنوان مجموعه اشعار : زیز انگشت های تشریح
شاعر : رحمت اله رسولی مقدم


عنوان شعر اول : مثل احکام واجب الاجرا
ادبیات فارسی خواندیم
دوری یار یادمان دادند
ضربه خوردیم و در مقابل زخم
زخمه و تار یادمان دادند

بعد گفتند بین شش حالت
انتخابی تصادفی بکنید
زندگی احتمال داشت فقط
علم آمار یادمان دادند

هیچ کس روی درس بی تاریخ
از قلمروی با شکوه نگفت
عوضش با تاسف و تحقیر
قوم قاجار یادمان دادند

ساقه سبز آن کدو بودیم
که فقط میوه های تنبل داد
سر هر چار راه جمعی از
کودکان کار یادمان دادند

پی آن طعم ناب می گشتیم
دور انگور را قرق کردند
شعر را زیر سایه تُنُکِ
یک سپیدار یادمان دادند

نیز حلّاج های مصداقِ
سر سبز و زبان سرخ شدیم
قبل ازینکه دهان باز کنیم
چوبه دار یادمان دادند

هرچه را دوست داشتیم و هنوز
دوست داریم یادمان بردند
هرچه را ناپسند بود به میل
یا به اجبار یادمان دادند

در خیابان نظاره کن ما را
پسرانی ک عاشقت بودیم
مثل احکام واجب الاجرا
زن و بازار یادمان دادند

وقت دلتنگی ات به فکر منی
با دلِ سنگی ات به فکر منی
مهربانی برای سقف نبود
روی دیوار یادمان دادند

دانش آموزهای یک شبه ایم
هیچ از زندگی نمیدانیم
سکس را، عشق را، تکامل را
در دل غار یادمان دادند

#رحمت_اله_رسولی_مقدم



عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : آرش شفاعی
انتخاب یک ردیف تازه می تواند به معنی انتخاب یک فضای تازه در شعر باشد. شاعر با این انتخاب در حقیقت پتانسیلی برای خود ایجاد می کند که براساس آن می تواند تصویرها و حرف های جدید خلق کند و کشف های نو به نو در شعر ایجاد کند. اما این تنها بخشی از کار است، بخش دیگری هم هست که شاعران حرفه ای به آن توجه می کنند. بگذارید برایش عنوان «گریختن از تلۀ تکرار» را انتخاب کنیم. تلۀ تکرار یعنی اینکه شاعر خودش به دست خودش تله ای برای خود ایجاد کند که در آن گیر کندو مدام خودش را تکرار کند. شاعران حرفه ای سعی می کنند به بهترین وجه از این تله فرار کنند. ردیف چون ویژگی اصلی اش تکرار است به زودی می تواند به تله ای برای شاعر تبدیل شود اما شاعر باید از همان ابتدا، به فکر این باشد که چگونه این چرخه و تکرار را در جایی درست تمام کند و به مخاطب نشان دهد که با پایان این چرخه، شعر نیز به پایان می رسد.
شاعر شعری که می خوانیم، ردیف تازه ای انتخاب کرده است. «یادمان دادند» که می تواند نشان دهندۀ جبر باشد و اینکه ما در انجام کاری که کرده ایم، خیلی مقصر نبوده ایم. خب بعد از این ردیف خوب، قافیۀ راحتی هم انتخاب شده است: یار، تار، آمار، کار، سپیدار... می بینید که شاعر سعی کرده است قافیه‌های تازه ای هم انتخاب کند. حالا قافیه را به یک یادمان دادند که بچسبانیم، کار تمام است. براساس هر قافیه هم یک مضمون پیدا می کنیم اما سؤال اینجاست که حد نهایت این یادمان دادندها کجاست؟ آیا اگر شاعر حوصله می کرد و ده قافیه دیگر انتخاب می کرد و شعر را ادامه می داد، در اصل فرقی می کرد؟ از آنجاییکه بین ابیات شعر هیچ ارتباط معنایی و حسی مشترکی نیست، شاعر می توانست ده بیت دیگر به شعر اضافه کند و می توانست چند بیت را حذف کند و در اساس هیچ آسیبی به شعر وارد نمی شد. ارتباط میان زن و بازار، روی دیوار و در دل غار چیست؟ چه فضای مشترکی در کل غزل ایجاد شده است؟ تمهید شاعر برای پایان بندی شعر چه بوده است؟ سوال های زیادی از این دست می توان درباره این شعر پرسید و شاعر بهترین کسی است که باید خود را در برابر این پرسش قرار دهد و به آنها پاسخ دهد. به نظر می رسد ظرفیتی که شاعر با انتخاب قافیه و ردیف در شعر ایجاد کرده بود، نتوانسته است تا پایان شعر را نجات دهد و میان ابتدا و انتهای شعر، تفاوت کیفی زیادی است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۳
آرش شفاعی » سه شنبه 06 شهریور 1397
منتقد شعر
چرا حرف درستی است منتها به شرطی که شعر مخاطب را مجاب کند که این کولاژها به سبب نوع تفکر و اندیشه ای که در پشت شعر پنهان شده ، وارد شعر شده است؛ نه به جبر قافیه و ردیف
رحمت اله رسولی مقدم » دوشنبه 05 شهریور 1397
آیا این کافی نیست که بگیم کلاژهای انتخاب شده با هم ارتباطی پنهان دارند؟ البته جسارت منو ببخشید میدونم که بنابر اصل احترام، باید در برابر نقد تسلیم بود،من نیز تسلیمم، پرسش من جهت یادگیری بیشتر هست استاد شفاعی عزیز، متشکرم از لطفی که می کنید و وقتی که می گذارید
رحمت اله رسولی مقدم » دوشنبه 05 شهریور 1397
متشکرم استاد شفاعی عزیز، من برای بهتر اموختن از کلاس استادتان پرسشی دارم:آیا جبری که در تمام بندهای شعر از آن حرف زده ام نمی تواند طناب اصلی شعر و درون مایه اصلی آن باشد؟ من موافقم که هر بند ظاهرا با بند دیگر ارتباط تنگاتنگی ندارد، اما آیا شاعر نمی تواند در شعر کلاژ کند؟ کلاژهایی که در هر بند به بخش مجزایی از یک جبری که جامعه هدف در صورت های مختلف با آن مواجهند. جبر در سیستم آموزشی، جبر در تاریخ،جبر در سکوت، جبر در نوع تفکر،جبر در تکامل..؛ همه اینا رو جامعه هدف باهاشون رو به روست،

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.