مصائب و مواهب شعر




عنوان مجموعه اشعار : یکصد شعر عاشقانه برای بانو
شاعر : احمد ایوبی


عنوان شعر اول : طلب عشق
دانه ای کوچک بودم سرشار از عشق
که در گلدان کوچکی افتادم
ریشه دواندم ، جوانه زدم ،برگ رویاندم
اما از کوچکی گلدان خشکیدم
برگ هایم در پاییز نخوت زرد شد و ریخت
ساقه ام در غرور تبار انسانی شکست
ریشه هایم در بی آبی عاطفه مرد
اما هنوز هم دانه ای هستم از عشق سرشار
محبوب من
مرا بردار و در دشت قلب خویش بکار
و با گرمای آفتاب تنت
نسیم سبز نفس هایت
چشمه لبانت
مهربانی دستانت
باغبانی ام کن
محبوب من
بگذار درخت شدن را در خاک حاصلخیز قلب تو ،تجربه کنم
ـــــــــــ
احمد ایوبی
96/12/21
جم
ـــــــــــــ

عنوان شعر دوم : فریاد عشق
محبوب من
آنهنگام که در سکوت فریاد زدی
دوستت دارم
صدای تو از تمام مرزهای اعتقاداتم
عبور کرد
از دشت های اندیشه ام گذشت
از قلعه های تنم بالا رفت
و
در تمامی وجودم طنین انداز شد
محبوب من؛من صدای عشق تورا
با چشم های خویش
با گوش های خویش
با لب های خویش
با دست های خویش
با قلب خویش
وبا تمامی اجزای خویش
شنیدم
محبوب من
بدان و آگاه باش که بر این عشق
می بالم
و آنرا عاشقانه میستایم
ـــــــــــــــــــ
احمد ایوبی
96/12/5
جم
ـــــــــــــ

آنچه از تو به یادگار ماند
کهنه زخمی است
که نامش در شناسنامه عشق
است
اما صدایش می کنند
ناسور
ـــــــــــ
احمد ایوبی
ــــــــــــــ
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
در شعر هر گاه غلظت به كار گيري شاخصه يي ادبي، غير معقول افزايش پيدا كند قطعاً يا در پي پوشش دادن به نقيصه اي است و يا در حال فروپاشي شعر. در متن جناب ايوبي كه البته مي توان مولفه هاي ادبي قابل توجهي از آن را كشف و اظهار نمود بي هيچ دليل معيّن و قابل قبولي استفاده از تركيب هاي دو ضلعي شدت يافته است و در يك شعر هفده سطري قريب به دوازده تركيب وجود دارد كه در آسيب شناسي آن مي توان به كم بهره بودن شعر از معنا و مفهوم و خلاقيت هاي ادبي اشاره كرد كه شاعر را بر آن داشته است تا با وارد كردن ساده ترين روش تركيب سازي متن شعر خود را متراكم و حجيم نمايد. بنابراين پيش فرض خود را بر كم تجربگي و كم اطلاعي شاعر در حوزه ي جريان هاي ادبي دهه هاي اخير قرار داده و به او متذكر مي شوم كه گاهي با تورق ادبيات لااقل در دوره ي نزديك به خويش مي توان اين شانس را براي خويش خريد كه از تجربه ي موفق يا ناموفق ديگران مطلع شد و از اين دانايي سود برد. در دهه يشصت و در اوج هيجان هاي ادبي شاعران انقلاب و جنگ نهضتي به نام نهضت تركيب سازي فرا گير شد كه اصل و بناي شعر خود را بر تركيب هاي ضربدري و چيدمان هاي كليشه هاي تركيبات قرار داده بودند و اين اصل چندان نپاييد و به زودي از طرف جامعه ي متفاوت مخاطب شعر امروز طرد شد.
شعر جناب ايوبي در آغاز راه است و اين بخت كه او مي تواند تجربيات خود را با ديگر شاعران و منتقدان به اشتراك بگذارد لااقل اين حسن را دارد كه مثلا مي تواند به ضرورت كم گويي و درست گويي و بهره مندي از فشرده سازي ادبي توصيه شود. دقت كنيم به اين تغيير پيشنهادي:
«و با گرمای آفتاب تنت»...
«با آفتاب تنت...»
////
«بگذار درخت شدن را در خاک حاصلخیز قلب تو ،تجربه کنم»
«ميخواهم درخت شدن را در خاک تو ،تجربه کنم»
////
«آنچه از تو به یادگار ماند
کهنه زخمی است
که نامش در شناسنامه عشق
است
اما صدایش می کنند
ناسور...»
«كهنه زخمي از تو به يادگار مي ماند
كه ناسور صدايش مي كنند»
////
«نسيم سبز نفس هايت»
«نسيم نفس هات»
به عنوان آخرين نكته نيز بايد به دوست عزيزم يادآوري كنم كه غرق شدن در عاشقانه نويسي هاي صرفاً وصفي كه ضلعي از اضلاع رمانتيك نويسي است سال هاست منسوخ شده است و وصف اثيري و گزارش هاي محيرالعقول از عشق ديگر كاركردي در ادبيات امروز و اقبالي نزد مخاطب آن ندارد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.