تربيت و پرورش دهني شاعرانه




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : زیبا زیلایی


عنوان شعر اول : نقاشی را کامل کن
به این نقاشی
چهار دیوار اضافه کن
درست جایی
که هر کس با خودش روبرو می‌شود.
حتی اگر سیاه کم آوردی
باز هم
قاضی را پررنگ بکش
و کارگران را بزرگ
شاید دیوارها به بزرگیشان اعتماد کنند
و نگذار
هیچ دیواری از ایستادن خسته شود
و نگذار
آن معماری از مجازاتش فرار کند
که روی نقشه زمین
طرح پنجره ریخته است.
تو می‌توانی
پس دوربینی بکش
با مدارهایی پیچیده‌تر
که آدم‌ها را نبیند
و برای اولین بار
تصویر‌ آن پرنده‌ای را ثبت کن
که از جنس غریزه
دیوار می‌سازد دور خودش
تا به اندازه خودش
از آدم‌ها فاصله بگیرد.

عنوان شعر دوم : باور می‌کنی؟
لباس‌های توی کمد
که منتظر ایستاده‌اند
و لباس‌های توی ماشین
که خیس از رویای هم‌آغوشی‌اند
و لباس‌های بر تن خواهرم
که دارند زار می‌زنند
هیچکدام
مال من نیستند.
من بیش از هر صفتی برهنه‌ام
و هر روز
لباس‌هایی که از کمد بیرون می‌پرند
آمده‌اند تا مرا دست بیندازند
آنها گشاد می‌خندند
و تنها به من
تهی بودنشان را نشان می‌دهند.
لباس‌هایی که این روزها
حیاط خانه‌ی ما‌ را قرق ‌کرده‌اند
تا آفتاب بگیرند
می‌دانند
که لکه‌هایشان هرگز پاک نمی‌شوند
هر کدام از آنها
می‌خواهد برای کسی نو بماند
که من نیستم
هیچ لباسی
در هیچ کجای دنیا
برای من دوخته نشده است.
من بیش از اندازه‌
برهنگی را دوست دارم
و مغزی را
که در روزنه‌های توری سفید گیر کند
نخواهم بخشید.
من شبیه خواهرم نیستم
او نام مشترکمان را جدی گرفته است
و مدت‌هاست
تا چشم باز می‌کند
زن است
می‌شود این نام کوچک را روی هر لباسی چسباند
اما
آن لباس‌ها
اندازه من نمی‌شوند.


عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
« آنا ماريا پاچكو » پيكرتراش معاصر اسپانيايي مي گويد : « طبيعتا من ساختار تركيب هنري را مي شناسم اما نمي دانم كه چگونه شكل مي گيرد به همين دليل است كه من ماكت نمي سازم چرا كه در آن صورت كار من صرفا طراحي بود . در طراحي با آن چه از آن مطلع هستيد سر و كار پيدا مي كنيد اما در هنر بايد به چيزي بپردازيد كه از آن بي خبريد . » *
با اين حال هنر و شعر صرفا به اين دليل كه كاملا از خودآگاه ما سرچشمه نمي گيرد و حداقل بخشي از آن از ناخودآگاه شاعر پدپد مي آيد ، آشفته و درهم و برهم نمي تواند باشد . آشفتگي ، اگر عامدانه و متكي بر منطق متن نباشد حتما برخاسته از عدم تربيت ذهني هنرمند و شاعر يا حداقل برآمده از تربيت ذهني ناقص اوست . همين هنرمند و شاعر با پرورش درست ذهني و تربيت صحيح خلاقيت در ادامه ي كار هنري و ادبي اش خواهد فهميد كه چگونه مي تواند حتي بدون آن كه دقتي خاص بنمايد ساختار منسجم و فشرده ي اثر خود را ايجاد نمايد .
هر دو شعر خانم « زيبا زيلايي » پر از آشفتگي است كه چه بسا خود او بر آن اشراف و از آن آگاهي نداشته باشد . اين آشفتگي حتي گاه به گنگي و ابهام متن انجاميده است .
باز هم
قاضی را پررنگ بکش
و کارگران را بزرگ
شاید دیوارها به بزرگیشان اعتماد کنند
فرم و ساختار اين دو شعر بر اساس تذاعي هاي آزاد شكل مي گيرد و پيش مي رود اما حتي تداعي هاي آزاد هم در وحدت فضايي خاص و ويژه گرد هم مي آيند تا از تلاشي و انهدام اثر هنري جلوگيري كنند .
من بیش از اندازه‌
برهنگی را دوست دارم
و مغزی را
که در روزنه‌های توری سفید گیر کند
نخواهم بخشید.
با اين همه سطرهاي زيبا در اين دو شعر به آن اندازه هست كه به آينده ي كاري شاعري تنها با حدود سه سال تجربه ي شعري بسيار اميدوار شويم .
تصویر‌ آن پرنده‌ای را ثبت کن
که از جنس غریزه
دیوار می‌سازد دور خودش
تا به اندازه خودش
از آدم‌ها فاصله بگیرد.
و از شعر دوم هم اين سطرها زيبا و عميق اند :
حیاط خانه‌ی ما‌ را قرق ‌کرده‌اند
تا آفتاب بگیرند
می‌دانند
که لکه‌هایشان هرگز پاک نمی‌شوند
هم چنان كه در مورد اشعار قبلي ايشان هم عرض كرده بودم معتقدم شعرهاي خانم « زيلايي » شديدا محتاج به ويرايش اند و عاجزانه طلب ايجاز مي كنند .
***
سوالي درانتهاي شعرها توسط خانم شاعر مطرح شده است كه به اختصار به آن پاسخ مي دهم : خواندن شعر عملي هم لذت آور و هم خلاقانه است . از شعر بايد لذت برد . بايد اتفاقا در تخيل آن غرق شد و لذت برد اما در عين حال مي توان به نقد آن نشست درست در جايي كه به دليلي قرائت متن دچار وقفه مي شود و خوانش و تاويل شعر به چالش كشيده مي شود . حالاست كه لذت متن از حالت قرائتي لذت آور به خوانشي لذت آور مي رسد . لازم نيست از متن شعر چيزي ياد بگيريم يا از خواندن آن شاعري بياموزيم . اين كار به تدريج و با افزايش تجربه ي كار رويارويي با شعر ها خود به خود صورت خواهد پذيرفت . درست مثل رانندگي كه كار با پدال هاي اتومبيل به تدريج به اعمالي ناخودآگاه و خودكار تبديل مي شود . موفق باشيد



* پرسش از هنر - نايجل واربرتون - مرتضي عابديني فرد - نشر ققنوس - 1388 - صفحه 63 و 64

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.