يك نكته از هزار نكته




عنوان مجموعه اشعار : گذرگاه عشق 2
شاعر : Seyed Miran


عنوان شعر اول : پایان فصل زمستان
برف
عاشقانه می زند
زیبایی اش را
در ویترین سرد زمستان
بلکه جلوگیری کند
فصل را
از رفتن به سال نو
تکراریست
این ریزش قوا
سریع السیر خرج می شود
دستان سیمگون ابرها
در این وضع
برای فصل یخ زدگی
زیبایی را
وداع کردن
غم دشواریست
در حالی بد
برف حک می کند
بر ویترین سخت و سرد
زود حرکت کن
زودتر
چاره نیست
باید بروی
مثل گذشته
ای فصل غرق شده
در سفیدی سرای خود


عنوان شعر دوم : هوای هوس
هوا غمگین
هوا آلوده است
غبار های خاکستری
غرق قدرت می کنند
ناپاکی را
در این نزدیکی
کسی آماده پیکار
نقش هرزه
دوا نداشت
طولانی می گذرد
ماجرایشان
آن دورها
شلوغی ها
هوای نفسی آلوده است

عنوان شعر سوم : شعری در قالب پریسکه
هر چه لحظه ها
به دیدارت نزدیکتر می شوند
عقربه ای از ساعت قلبم
کنده می شود(کوتاه - پریسکه)
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
هزار نكته ي باريك تر از مو در شعر است كه گاه يكي با ديگري متناقض به نظر مي رسد . اين گفتمان فرهنگي و ادبي حاكم بر شعر روزگار است يا شرايط حاكم بر قالب يا ژانر شعري ست كه اهميت و جايگاه هر عنصر ادبي را در ارتباط با عناصر ديگر مشخص مي كند .
زبان و سادگي زبان در شعر امروز ، عنصر لغزان و سراب گونه و فريبنده اي ست كه استعدادها و متن هاي بي شماري را به ورطه ي نابودي و اضمحلال كشاده است . البته در اين ميان هر قلمي را به طمع شاعري به اين عرصه دعوت (!) كرده است و جامعه ي ادبي را شلوغ و پر رفت و آمد ساخته است !
شاعر حداقل بايد كاربرد سالم و نثرگونه ي زبان را بشناسد تا بنواند شعر بگويد . حالا بياييد اين عبارت را بررسي كنيم :
« برف
عاشقانه می زند
زیبایی اش را
در ویترین سرد زمستان »
زدن زيبايي به ويترين !!!
« بلکه جلوگیری کند
فصل را
از رفتن به سال نو »
فصل را جلوگيري كردن !!!
و تو خود حديث فراوان بخوان از اين مجمل !
« سيد محمد حسين ميران » تخيلي شاعرانه دارد ( شايد ! ) اما هنوز نه زبان ( و نه حتي زبان شاعرانه ) را نمي شناسد ، بيان شاعرانه كه جاي خود !
شعر دوم از فرط ضعف زباني حتي وضوح نثر و نثر ادبي را هم ندارد . شعر سپيد تنها حاصل تقطيع نثر نيست . تنها تخيلي خام هم نيست بلكه به نمايش درآوردن و اجراي آن تخيل است كه ضرورت شناختن فرم و ساختارهاي شعري را گوشزد مي كند .
شعر كوتاه ( پريسكه ! ) آخر از نظر زباني وضعيت بهتري دارد كه البته با توجه به كوتاهي اثر قابل انتظار هم هست . اگر چه كنده شدن عقربه ي ساعت قلب بسيار ذهني و دم دست است اما باز هم بارقه اي از نمايش و اجراي شاعرانه ي تخيل را در خود دارد . به نظر مي رسد آقاي « ميران » حالاحالاها بايد كار و تمرين و مطالعه كند و دود چراغ بخورد و از كوتاه سرايي هم آغاز كند تا شايد در آينده به مرزهاي دور شعر و شاعري برسد !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.