یکی دو پیشنهاد




عنوان مجموعه اشعار : ____
شاعر : ابوالفضل محمدی


عنوان شعر اول : ____
چشم تو برای من کرده کمین
که شود با دل و جان من عجین

عشق تو نبرده ایمان مرا
شده معیار وجود عقل و دین

وسط زیارتت دل مرا
با نگاه ساده ات کمی ببین

گل سرخی تو برای قلب من
از حیاط صحن آزادی بچین

منشا همین غزل های منی
تویی شعر اولین و آخرین

در شبِ چادر تو گم شده ام
دختر مساجد شرق زمین


عنوان شعر دوم : _____
کاکتوس اتاق کوچکم! خار نداری
زیرا که به کار بقیه کار نداری

تو ساده ای و مثل گل لاله و ژاله
آرایش خاص و قر و اطوار نداری

با آب کمی قانعی و رشد نمایی
چشم طمعی به آب بسیار نداری

در عمق سکوتت چه سخن ها که شنیدم
هرچند به ظاهر سخن انگار نداری

اسطورهء عشقی و محبت که برای
یک دزد پشیمان شده ای دار نداری

عنوان شعر سوم : ___

تن رنجور من پس از عمری
شانهء راحتی نمی خواهد؟
خسته از بحث های فلسفی ام
عشق تو علتی نمی خواهد...
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
در دو نوبت قبلی که درباره‌ی سروده‌های دوست گرامی‌مان آقای محمدی نوشتم، نکاتی را یادآوری کردم که در تجربه‌های اولیه‌ی هر سراینده‌ای باید تجربه شود تا نقاط مثبت توانایی‌اش رنگ بگیرد و نقاط منفی آن رنگ ببازد. در این نوشته علاوه بر اشاره به نکاتی تازه، موارد قبلی را هم در نظر خواهیم داشت.
اولین موضوعی که با توجه به برخی کاستی‌های سروده‌ی اول باید به آن بپردازم، «وزن» است و بد نیست با یک پرسش وارد این بحث شویم: «آیا باید وزن را چیزی افزوده بر زبان بدانیم یا باید آن را یکی از داشته‌های زبان به شمار بیاوریم؟ (قطعا اینجا منظور ما زبان فارسی‌ست.) برای رسیدن به پاسخ این پرسش، یک راه قابل اعتماد وجود دارد؛ اینکه ببینیم وزن، فقط مختص قالب‌های سنتی شعر است یا اینکه در طبیعت زبان و طبعا شکل‌های نوآمدتر شعر هم وجود دارد. کافی‌ست از این منظر، به طور اتفاقی، نگاهی به نوشته‌ای در یک روزنامه یا مطلبی در یک کتاب بیندازیم. خواهیم دید که به طور مکرر، در این نمونه‌ها، ترتیبات شبه‌عروضی وجود دارد؛ یا مثلا ما بارها به جملات روزمره‌ی موزون برخورده‌ایم که قطعا هیچ‌کس آنها را به رشته‌ی نظم نکشیده است. اما هدف از این همه مقدمه‌چینی چه بود؟ قصدم این بود که به این نتیجه برسم: وزن در زبان فارسی وجود دارد؛ پس لازم نیست آن را ایجاد کنیم؛ کافی‌ست گوش ذهنمان به طبیعت زبان باشد؛ بدون شک خواهیم توانست ترتیبات موسیقایی طبیعی را در زبان کشف کنیم؛ بدون اینکه نیازی به دخالت در آن وجود داشته باشد. و اساسا اینکه نیما و پیروان راستین او هم از وزن، رویگردان نشده‌اند به دلیل دریافتن همین نکته‌ی مهم بوده است. اما از دانستن این نکته‌ی مهم تا توانستن آن، راه درازی در پیش است که بخشی حاصل استعداد افراد است و بخشی با تجربه و مطالعه باز می‌شود و فرد را به جلو می‌برد؛ پس بخشی از این شناخت، حاصل توجه و دانستن برخی اصول و ظرایف است؛ قواعدی که بر موسیقی زبان وضع نشده‌اند بلکه از آن استخراج شده‌اند؛ همانطور که قواعد عروضی هم حاصل بررسی اشکال درست و نادرست ترتیبات هجایی‌ست. در سروده‌ی نخست، شما از یک امکان عروضی بهره برده‌اید: تبدیل «فعلاتن» و «فاعلاتن» به یکدیگر در اولین رکن هر مصراع؛ اما در مصراع دوم بیت پنجم، رکن اول در هیچ‌یک از ترتیبات بالا نمی‌گنجد و قاعدتا خود شما هم موقع خواندن «تویی»، «یی» را به تندی و به شکل هجای کوتاه ادا می‌کنید. این رفتار در شعر عامیانه مرسوم است و هجای بلند به شکل کوتاه و تند خوانده می‌شود اما در شعر عروضی، کمیت هجاها اهمیت دارد.
نکته‌ی دیگری هم که به همین مبحث مربوط است و قبلا هم برایتان نوشته‌ام این که ما اجازه نداریم به حکم وزن و قافیه، در طبیعت زبان دست ببریم و چیزی را در آن اضافه، کم یا جابه‌جا کنیم. مثلا در بیت اول سروده‌ی اول «برای من» کاملا اضافه است و... . یکی از پیشنهادهایم این است که تا مدتی سعی کنید با قافیه‌های بازتر همراه با ردیف‌های ساده، مصراع‌های درست و مرتب و ترجیحا شاعرانه بسرایید و به ارتباط افقی و عمودی در بیت و کل سروده هم توجه داشته باشید. پیشنهاد دیگرم این است که با توجه به اینکه در یکی دو اثر کوتاهی که از شما دیده‌ام ـ از جمله سروده‌ی سوم همین نوبت ـ موفق‌تر بوده‌اید، این تجربه‌ها را جدی‌تر بگیرید. اینکه در دو بیت بتوانید تا این حد صمیمانه حرفتان را با منطقی شاعرانه بزنید، خیلی بهتر از این است که خودتان را درگیر قافیه‌های تنگ و کم‌کاربرد کنید.
بخشی از آنچه باید درباره‌ی سروده‌ی دوم هم به شکل مفصل‌تر و سختگیرانه‌تری بگویم، همان چیزهایی‌ست که درباره‌ی وزن سروده‌ی اول گفته شد. شما در این سروده جایی بین جدی و شوخی گیر کرده‌اید و همین وضعیت، کل اثر را متزلزل کرده؛ طوری که مثلا مشخص نیست وزن، قرار است عامیانه باشد یا عروضی و... . نکته‌ی مثبتی که در این اثر دیده می‌شود این است که سراینده تلاش کرده با پرهیز از موضوعات همیشگی، فضای شخصی خودش را بنویسد و در ضمن آن، به برخی نکات محتوایی مهم هم اشاره کند.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
ابوالفضل محمدی » سه شنبه 09 مرداد 1397
بسیار ممنونم از نقد دقیق استاد اراضی عزیز و همیشه همراه

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.