صريح اما نه شعاري




عنوان مجموعه اشعار : ۹۷۴-۴
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : ۹۷۴-۴۱

(۱)

پلاس پاره‌ی تنم، دریده و نزار و چاک چاک
زیر کفش‌هاست، سال‌هاست زیر پاست
نیست روی پیکرم، برای زخم تازه، جای دیگری

وَ برّه‌ام؛ همان که گرگ‌ها دریده‌اند و خورده‌اند؛
آن که یاد هیچکس نمانْد از او نوای دیگری،
به جز نوای بع‌بعی که سرخوشانه توی سبزه‌زار ساخت،
آن که هم به ما و هم خودش دروغ گفت،
گفت و گفت تا خودش دریده‌شد ولی نگاه آخرش، همان نگاه سرخوشانه بود!
به انتها رسید با امید احمقانه‌ی «دوباره ابتدا»ی دیگری

وَ شاعرم؛ همان که از خودش نگفته‌است
گفته‌است؛ جور دیگری، به آرزوی دیر و دور دیگری
همان که زیر ابر گرد و خاک سُمّ اسب‌ها و چرخ تانک‌ها و نرخ بانک‌ها،
در میان خون و خنجر و خدا و خدعه و خیانت و خیال،
زنده‌بود با خودش بدون هیچکس
و مُرد، بی‌خودی برای دیگری

وَ روی پیکرم برای زخم تازه‌ای که بی‌گمان برای آن خیال‌های بی‌شمار، محرمانه و ستاره‌دار، پخته‌ای
نگرد، نیست جای دیگری

تمام چشمه‌هام کور شد
امید رفت و رفت و دور شد
شکست عاشقی
نشست خاک بر سرم
از آنچه می‌شود خیال کرد بدترم
گذشته آب از سرم
نه ساحلی
نه قایقی

وَ بوی نفت می‌دهد لباس مهتران و سروران و ایزدانمان
وَ بوی گاز می‌دهد هوای شهرهایمان
و برق می‌رود که... دست‌های خسته‌ی پدر تهی‌ست
دروغ؛ دوغ گازدار روی لقمه‌ی کباب دنده ‌است
دنده‌های ما و لخته‌های خون بسته‌ و دل و زبان و مغز و کله‌پا و سرنگون و قلوه و سکوت و مرگ و سکته و جگر،
وَ چشم‌هایمان
میان سفره‌ی هزاررنگِ دوستانِ(!) جان‌ و مال و نام و نان‌مان

و من امید ناامید خاک جنگلم
که حلقه کرده دست‌های خشک و خسته را به دور ساق و پای آخرین درخت
آن درخت می‌رود
وَ دست‌های من، گشاده رو به هیچ سو
و چشم‌های من گشوده رو به هیچ‌کس
وَ من
درست بعد مرگ‌آخرین درخت
ناگهان تمام می‌شویم

...

(۲)

مثل یک رج آجر
تنگ هم، پشت به هر کس جز تو
روی دیوار بلندی که تو پشتش هستی
چشم من تنها نیست
همه‌ی آجرها
چشم‌ِ بیدارِ تماشای تواَند
مثل یک رج آجر
همه، اینجا با من
سر دیوارِ تماشای تو‌اَند

...

(۳)


نخواه رسم وفا از میان ما برود
بگیر دست دلم را که تا فنا برود

شروع کرده نگاه تو قصه را، بگذار
ببالد و ببرد، تا به انتها برود

کبوتری که به این دام و دانه خو بکند
خیال کن که بخواهد، بگو چرا برود؟

مگر در قفسم را دقیقه‌ای بگشایی
که بی‌قرارِ اسیر آمده، رها برود

نه این که جَلد توام؛ می‌روم که برگردم
کبوتر پر و پا بسته‌ات کجا برود؟

به سعی نیست، مگر مروه را در این شب‌ها
زلال من بگذارد که تا صفا برود

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر صريح لزوما شعر ي شعاري نيست اما شعارگونه هست !
شعر نيمايي آقاي « مهران عزيزي » شعري صريح است . عناصر استعاري شعر ، بي واسطه افاده ي معنا مي كنند چون آشنا و كليشه اي اند . با اين حال استفاده از همين استعاره ها متن را غير مستقيم اما شعارگونه ساخته است .
رابطه ي گرگ و بره ، رابطه ي اميد با چشمه و ساحل و ... همگي روابطي آشنايند . تركيب سازي ها هم به همين شعارگونگي بيشتر دامن مي زند . زخم تازه ، چشمه هاي كور ، شكست عاشقي و ... از اين دست تركيب سازي ها هستند .
در اين بين اما شاعر توانسته است با پل زدن بين تصاوير و تعابير و مضامين و تركسژيبات كليشه اي شعرش با عبارات و تركيبات و كلماتي به روز و زنده ، كليت متن را از وضوح بياندازد و تا حدي تازه و شنيدني نمايد . مثل ستاره دار بودن خيال ها در سطرهاي زير :
وَ روی پیکرم برای زخم تازه‌ای که بی‌گمان برای آن خیال‌های بی‌شمار، محرمانه و ستاره‌دار، پخته‌ای
نگرد، نیست جای دیگری
يا تركيبات بوي نفت و گاز در فراز زير :
وَ بوی نفت می‌دهد لباس مهتران و سروران و ایزدانمان
وَ بوی گاز می‌دهد هوای شهرهایمان
و برق می‌رود که... دست‌های خسته‌ی پدر تهی‌ست
پراكندگي حوزه ي تصاوير از مشكلات اين شعر محسويب مي شود . انگار شاعر مدام با تداعي هاي آزاد و البته بي ربط به تداعي هاي پيشين شعر را پيش مي برد و بعد به فراموشي مي سپارد . گفتني ست كه خوشبختانه اين پراكندگي به تزاحم تصاوير منجر نشده است .
تغييرات وزني و تقطيع هاي مشكل دار و مشكل ساز از مسابل مهم اين شعر است كه شاعر بايد به آنها توجه نمايد .
وزن عمومي اين شعر با سطر اول مشخص مي شود كه با تكرار ركن « مفاعلن » شكل مي گيرد . اين وزن در سطر دوم و سطرهايي ديگر به تكرار ركن « فاعلات » تبديل مي شود مگر اين كه دو سطر را پشت سر هم بخوانيم كه در اين صورت قالب نيمايي به بحر طويل تبديل مي شود چنانچه در بخش هايي از شعر همين گونه هم شده است . خطري كه خود « نيما » براي شعر نيمايي پيش بيني كرده بود .
وَ شاعرم؛ همان که از خودش نگفته‌است
گفته‌است؛ جور دیگری، به آرزوی دیر و دور دیگری
همان که زیر ابر گرد و خاک سُمّ اسب‌ها و چرخ تانک‌ها و نرخ بانک‌ها ...
اما در شعر دوم كه باز هم نيمايي ست مشكل تقطيع وجود ندارد . البته در اين شعر هم بعضي سطرها از تكرار ركن فعلاتن و برخي ديگر با تكرار ركن فاعلاتن تشكيل شده اند !
مضمون اصلي اين شعر عاشقانه خيره شدن همگان به معشوق شاعر است . شاعر براي رهايي از كليشه هاي تصويري رايج در اين حوزه خود و ديگر عشاق را به رديف آجرها تشبيه كرده است كه به معضوق خيره مانده اند ! اما دقت نفرموده است كه آيا وجه شبه رديف بودن آجرها و عاشقان براي تشكل اين شعر كافي و رسا و زيباست ؟ چه نسبتي جز همين رديف بودن بين مشبه و مشبه به برقرار شده است ؟ اصلا ديوار و صف آجرهاش را چه نسبتي با معشوق مردم ؟!!
غزل « مهران عزيزي » نسبت غريبي با شعرهاي نيمايي او دارد و هرچقدر نيمايي ها به روز و نوگرايند ، غزل نوقدمايي و حتي قدمايي است . مضامين ابيات اين غزل كهن است و تكراري ولي نكته ي مهم تر اين كه اين مضامين نوعي پراكندگي را بر غزل حاكم نموده است . در دو بيت اول كاراكترها انساني اند ولي مضامين در سه بيت بعد كبوتري مي شود (!) و در بيت آخر به كل تغيير مي كند و صبغه اي ديني مي يابد .
در ضمن بيت چهارم اين غزل هم تعقيد معنايي و ابهامي ناشي از ضعف تاليف دارد و هم اشكال وزني .
مگر در قفسم را دقیقه‌ای بگشایی
که بی‌قرارِ اسیر آمده، رها برود
چنانچه پيداست سطر اول يا مصراع اول اين بيت يك هجا اضافه دارد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۴
زهرا اشرفی » جمعه 12 مرداد 1397
سلام بر جناب عزیزی گرامی شاعر محترم از شعرهای زیبایتان بهره ی فراوان بردم مخصوصا شعر اول که بسیار اجتماعی و بروز بود و با حال و هوای این روزها تناسب کامل داشت پاینده و پویا باشید و ممنون از نقد استاد
مهران عزیزی » شنبه 13 مرداد 1397
سلام و احترام. سپاسگزارم از لطف و محبتی که به بنده و نوشته‌ام دارید بزرگوار گرامی.
مهران عزیزی » سه شنبه 09 مرداد 1397
سلام و احترام. از شما عزیز بزرگوار سپاسگزارم. تمرکزم از این پس، بیش از پیش، بر نکاتی که اشاره فرموده‌اید خواهد بود.
حمیدرضا شکارسری » شنبه 13 مرداد 1397
منتقد شعر
من هم ممنونم بزرگوار

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.