آسان گیری در شعر ممنوع!




عنوان مجموعه اشعار : روز قلم
شاعر : پری طیبی


عنوان شعر اول : روز قلم
تو را از آشیانه بریدند
و تو تولد یافتی
لبخند مونالیزا شدی
بر دیوارها
حافظ را حافظ بودی
شهرتِ اندوه فروغ
و غرورِ شاملو
که افتاده ها
دست بالا می برند
تا گورستان اش


عنوان شعر دوم : ....
....

عنوان شعر سوم : ....
....
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شاید خیلی ها در نگاه اول فکر کنند سرودن شعر سپید از شعر موزون و مقفی راحت تر است. دلیل این تصور این است که آموختن قواعد وزن و قافیه برای بسیاری از کسانی که در ابتدا وارد حوزۀ شعر می شوند، سخت و زمان بر است. این قواعد البته برای کسی که ذهن و گوش موسیقایی قدرتمندی داشته باشد، به سهولت آموخته می شود اما وقتی شاعر بر آن ها تسلط یافت، دستش باز و خیالش آسوده است. دلیل این است که ما در این حوزه با مجموعه ای از قواعد تثبیت شده رو به رو هستیم. برای مثال قاعدۀ قافیۀ شایگان مشخص است و به همین دلیل معیار مشخصی دربارۀ داوری شعر نیز وجود دارد. اگر شاعری در یک شعر موزون و مقفی از این قاعده تخطی کند، این ایراد را می توان به او گوشزد کرد و تأکید کرد که این ایراد را باید اصلاح کند. دربارۀ شعر سپید اما داوری به همین سادگی ممکن نیست چرا که بنیاد این گونه از شعر، بر فرآروی از قاعده های تثبیت شده استوار شده است. در شعر سپید معیار دقیق و همه پسندی دربارۀ اینکه ما با یک شعر رو به رو هستیم یا یک نثر ادبی هم وجود ندارد. برای همین است که معتقدم برخلاف تصور عموم، شعر سپید سخت تر از شعر کلاسیک است چرا که شاعر شعر سپید باید چنان قدرتمند و تأثیرگذار بسراید که مخاطب خود را مجاب کند که با «شعر» طرف است.
شاعر شعر سپید به همین دلیل باید انرژی بیشتری برای شعر بگذارد، بیشتر بکوشد، بیشتر در زبان دقیق شود و در آن تصرف کند، بیشتر به تصویرسازی متکی باشد تا بتواند مخاطب خود را قانع کند. این اتفاق در شعر « روز قلم» نیفتاده است. از شاعر این شعر می‌پرسیم که کدام کارویژه را در زبان صورت داده است که مخاطب را متقاعد کند، او به زبان شعر توجه ویژه‌ای داشته است؟ شاعر حتی زبان عادی و روزمره را هم به درستی استفاده نکرده است. وقتی می توان به سادگی و خوبی گفت: «تو متولد شدی» چرا باید این گونه متکلفانه نوشت که «تو تولد یافتی»؟
نکتۀ مهم تر این است که در این شعر کوتاه با پایان بندی ضعیفی هم رو به رو هستیم. انتظار این بود که شاعر اقلاً برای پایان شعر، تمهیدی مشخص داشت. شعر با تصویری ارجمند پایان می یافت و اقلاً از این منظر شعر در ذهن مخاطب حک می شد. به شاعر این شعر توصیه می کنم مطالعۀ شعرهای خوب شاعران سپیدسرا را با نگاهی به تکنیک‌هایی که آن‌ها در شعر به کار برده اند جدی بگیرد و سعی کند در سرودن شعر، آسان گیری نکند و نیندیشد که هرچه ما به عنوان شعر به مخاطب ارائه کنیم، مخاطب نیز به عنوان شعر از ما می‌پذیرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
پری طیبی » چهارشنبه 27 تیر 1397
و اینکه تولد یافتی برای من حالتی زیباتر و شاعرانه تر داشت تا اینکه بگم متولد شدی اینکه بگم متولد شدی به خودم حس خوبی رو منتقل نمی کنه این قسمت بی اراده از زبان من گفته شده و قصد این نبوده که تکلف گویی کنم به نظرم تکلف هم نیست فقط از جنبه ی زیبایی دوست دارم
پری طیبی » چهارشنبه 27 تیر 1397
درود و سپاس از نقد من معمولا شعر خام و ویرایش نشده در اینجا برای نقد به اشتراک میذارم از اینکه شعر اکثر مشخصه های شعر سپید رو نداره قبول دارم و این به علت کم دانشی و کم کار کردن روی شعر هست اما من این شعر رو دوست دارم اون قسمت که میگه لبخند مونالیزا شدی/بر دیوارها به عقیده خودم این قسمت عمیق و شاعرانه هم هست...باز هم سپاس

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.