مخاطب امروزی را دریابید




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : نیره سپهری


عنوان شعر اول : .
Nayereh Sepehri:
باز آرامش ایوان و من و ....ای کاش تو
چای سردی ته فنجان و من و ....ای کاش تو

یاد آن خنده ی مشتاق و غروبی آتشین
چشم تر از نم لرزان و من و....ای کاش تو

دست در دست و جوانی و نهال آرزو
باد و گیسوی پریشان و من و ....ای کاش تو

گرم "ها"ی نفسی پچ پچ نرمی بوسه ای
شورش داغ خیابان و من و....ای کاش تو

آه سردی شب مهتاب و کمی دلواپسی
خش خش برگ گریزان و من و....ای کاش تو

جای سبز تو در این گوشه ی دل گلدانی است
یک خزان چک چک باران و من و ....ای کاش تو

عنوان شعر دوم : .
Nayereh Sepehri:
چکید ابر و ببارید شوق و‌نم نم کرد
ستاره ای مژه بر هم زد و غمی رم کرد !

زمین تر از دم باران، هوا طرب آلود
نسیم بوسه ی تردی نثار مریم کرد

به شاخ بید پدیدار شد نگینی سبز
ز گوش طرّه بیاویخت ، زلف در هم کرد

پرنده بال گشود و به روی گل بنشست
ز جام و ساغر غنچه ، شراب شبنم کرد

سپیده سر زد و شب با حریر پر نقشش
کشید بال و به روشن پگاه ، سر خم کرد

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا دوردتان می گویم
با دو غزل از شاعری روبروییم که من شناختی از وی ندارم و این، کار را از جهتی سخت می¬کند. دلیلش فراز و فرودی است که در دو غزل وجود دارد. ( در توضیحات، نوشته شده ایشان دکترا دارند. اگر هر دکترایی بجز ادبیات فارسی باشد راه به جایی دارد اما در غیر اینصورت ممکن است بتوان سختگیرانه¬تر در مورد آن حرف زد.)
نکته بارز این دو غزل، عاطفه مثبت نهفته در آنهاست. خواستگاه هر دو شعر کاملاً عاطفی است و می¬دانید که یک شعر اگر عاطفی نباشد سخت بر دلها می¬نشیند. پس از این منظر، تلاش شاعر را باید ارج نهاد. اما همه شعر، عاطفه نیست.
تلاش می¬کنم عناصر شعری را در دو غزل ایشان به صورت تیتروار مرور کنم.
اندیشه یا محتوا: مشهود است که شعر نخست، عاشقانه است. اما غزل دوم از این نظر، در پوسته¬ای از ابهام قرار دارد. یعنی به نظر می¬رسد نوعی شعر ناتورالیستی(طبیعت گرا) باشد؛ شاید هم شاعر، موقعیت مکانی و زمانی خاصی را به زبان شعر وصف کرده است که برای او خاطره انگیز است. با اینحال چون شاعر، آدرس درستی نمی¬دهد و از همه مهمتر، تمام کننده خوبی ندارد می¬شود گفت نارساست.
موسیقی: در مورد موسیقی با یک دوگانگی تمام عیار مواجهیم. غزل اول با عروض "فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فاعلن" شروع می¬شود که به خاطر رکن آخر، کمی نامانوس و کم کاربرد به نظر می¬رسد. با اینحال این عروض سخت را تا انتها ادامه داده است(اگر مصراع اول بیت آخر را با تلفظ همزه فعل "است" بخوانیم و نخوانیم گلدانیست).
انصافاً باید گفت شاعر کار سختی را بنیان نهاده و پی گرفته است؛ هرچند من شخصاً این وزن نوساخته را نمی پسندم.
در غزل دوم: وزن" مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان" -که از وزن¬های رایج و مشهور ادبیات فارسی است- بستر مناسبی برای بیان اندیشه شاعر فراهم کرده است.
موسیقی کناری شعر، چندان به چشم نمی¬آید؛ یعنی هم در غزل اول و هم در شعر دوم، قافیه¬ها اولاً قافیه های آسانی و پر تکراری هستند و ثانیاً بعضاً خوب جانیفتاده¬اند.
از نظر موسیقی دورنی، شواهد قابل ارائه بیشتری وجود دارد که یا آگاهانه انتخاب شده و یا ضمیر ناخود آگاه شاعر، آنها را رقم زده است. مثل هم¬آوایی سه واج: آ / را/ وا د دو کلمه آرامش و ایوان در مصراع اول و چک چک باران در بیت آخر غزل اول.
و این نمونه ها در غزل دوم :
چکید و بارید در مصراع اول
زمین تر از... هوا طرب ... و تُردی در بیت دوم
بید و پدید... در بیت سوم
واج آرایی چهار "شین" در بیت چهارم
"سر زد" و "سر خم کرد" و نیز تکرار پنج شین در بیت آخر
این موارد خواسته یا ناخواسته شعر را خوش طنین و خوش آوا می کنند.
زبان: بی¬تردید زبان این شعرها موافق و همراه زبان امروز جامعه ادبی و اجتماع عامه نیست. در واقع شاعر به زبان چند قرن پیش سخن می¬گوید؛ بخصوص در غزل دوم. زیرا در شعر نخست حداقل استفاده از عناصر چای، فنجان، خیابان ، پچ پچ و ... کمی آن را به زبان امروز نزدیک تر کرده است.
کاربرد کلمات و افعال "ببارید، طرّه، بیاویخت، بنشست، جام، ساغر، پگاه و..." انتظار مخاطب امروزی را برآورده نمی¬کند. این نوع بیان، اگرچه بسیار سخت است؛ اما شعرهای خاقانی را به ذهن متبادر می کند.
تخیل: مشخص است که شاعر در هر دو شعر، پرنده خیالش را به پرواز در آورده؛ اما جز آنکه شرح موقعیت یا لوکیشن را خوب ترسیم کرده از عناصر خیال به خوبی بهره نبرده است، یعنی بسامد تشبیه، استعاره، کنایه و ... در شعر خیلی زیاد نیست. ضمن آنکه کشف شاعرانه¬ای صورت نگرفته است که خواننده را به شگفتی وا دارد.
می¬توان این واکاوی را با چند توصیه به سرانجام رساند:
نخست آنکه: انتظار دارد با شعر امروز بیشتر مؤانست کنید. بگذارید ظرافت¬ها و شیرینی¬های شعر معاصر بیشتر در جانتان بنشیند و بر ذهنتان غلبه کند. مخاطب امروزی دوست دارد حرف امروزش را از زبان شاعرانه شما بشنود.
دو دیگر اینکه: برای شعر گفتن الزاماً نباید سخت سخن گفت. روانی و شیوایی و تُرد گفتن- همانگونه که در شعرتان به آن اشاره کرده¬اید- باعث می¬شود شعر شما پر مخاطب¬تر و ماندگارتر باشد.
سومین توصیه¬ام نوآوری و خلق و کشف های شاعرانه است. کتاب ارجمند" گونه¬های نوآوری در شعر معاصر" (اگر عنوان را دقیق نوشته باشم) اثر جناب دکتر کاووس حسن لی استاد دانشگاه شیراز و متخلص به فلق، می¬تواند به شما در این مورد خیلی کمک کند. مطالعه آنرا از دست ندهید.
نکته آخر: موسیقی ها و اوزان خاص برای مضمون¬های خاص ساخته شده¬اند. به انتخاب موسیقی برای بیان هر شعر به صورت جداگانه توجه کنید.
راستی! تا فراموش نکرده¬ام در شعریتان برای مطلع و بیت خاتمه بیش از دیگر ابیات وقت بگذارید. بیت مطلع، پیشانی شعر شماست و دست آخر، شعر اگر تمام کنندة خوب نداشته باشد ابتر می¬ماند و ذهن مخاطب را نارسیده به هدف در خماری و سرگردانی رها می¬کند.
باقی بقایتان.

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.