من کباب شمایلت هستم




عنوان مجموعه اشعار : ۹۷۴-۳
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : ۹۷۴-۳۱

من آزموده ام که دعا کارساز نیست
در بسته است، نرو، راه باز نیست

من سجده می کنم به خدا، درعمل ولی
سوگند می خورم که نمازم نماز نیست

ما را نکش - به نام خدا - مرده ایم ما
بر باد رفته را که به طوفان نیاز نیست

اینجا کنار من بنشین قصه گوش کن
تلخ است طعم قصه‌ام اما دراز نیست

عطرکباب نیست و خر داغ می کنند
غیر از تهی در آینه ی رمز و راز نیست

پس باش - جان خربزه آب است - فکر نان
بالای پشت‌بام کسی سرفراز نیست

...

علفم لای سبز سَروستان، خار خشکی در اشتعالستان
تیرهایت کمی خطا رفتند، جای قلبم زدی به تابستان

من کباب شمایلت هستم، دنده تا دنده تا به سردَستان
جای توضیح مبلغی تنگ است، جا گرفته ست آن دو تا پ...

مثل خورشید - داغ و مشتعلم، ای خُمارت شراب تاکستان
ای دوایت شفای بیماران، ای شرابت دوای سرمستان

لاله هامان سیاه دل شده اند، کنج سردِ سکوتِ لالستان
چهره هامان گشاده تر بهتر، توی خرماپزان تنگستان

رنج می کشد گلن گدنت، در سکوت شب تفنگستان
جام خُم - پاره را مسلح کن، بچکان در دهان ما پَستان

...

در گردنم، نبودن تو تیک شد چقدر
عکس‌م کنار عکس شما شیک شد چقدر

کارم به جای سخت و غریب‌ی کشیده است
این جاده‌ها به سمت تو باریک شد چقدر

امروز هم بدون تو تعطیل بوده‌ام
عصر است و کوچه‌های تو تاریک شد چقدر

وقتی که می‌رسم به تو تبخیر می‌شوم
آس دل‌م شبیه دویِ پیک شد چقدر

در سایه‌ی نگاه تو آسودگی گم است
دور از تو هم، خیال تو نزدیک شد چقدر

یک راه می‌رسد به تو آن هم که برف‌گیر
یا در هجوم شنبه ترافیک شد چقدر

...


باید گذاشت دست در این ورطه روی دست
یک سو دل شکسته و یک سو غزال مست

تا هست روزگار من و هست چشم تو
این داغ کهنه روی دلم هست و تازه است

وقتی نمی‌شود که ببینی و بگذری
باید که دید و مثل صدا در گلو شکست

قول و قرار، باد هوا بود و دود شد
هر بار دیدمت همه‌ی رشته‌ها گسست

آن آتشی که در جگرم شعله می‌کشید
خاکستری شد آخر و روی سرم نشست

نفرین به روزگار من و آفرین به تو
نفرین به آفتاب دروغین شب‌پرست


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای «مهران عزیزی» را که می خوانیم، با شاعری رو به رو می شویم که دغدغۀ اصلی او نوآوری است. او سعی کرده است در همۀ غزل هایش خود را از محدوده ها و چارچوب های معمول، خارج کند و هر واژه، تصویر و فضای تازه‌ای را در سروده‌هایش تجربه کند. به همین دلیل در شعرهایش کلمات و واژگانی حضور دارد که در غزل امروز از آن‌ها سراغی نمی بینید مثلاً: کباب، خربزه، علف، شیک، ترافیک و ... او همچنین سعی می‌کند در زبان دست ببرد، به زبان معمول چیزی بیفزاید و یا چیزی کم کند تا تأثیرگذاری خود را بر زبان نشان دهد. یکی از نشانه های این تلاش، اصرار شاعر بر ساختن ترکیب‌های تازه است که نمونه هایی از آن در شعرهایش دیده می‌شود، ترکیب هایی مانند اشتعالستان، لالستان و خم-پاره.
این تلاش اصولاً قابل توجه و ارزشمد است. همینکه شاعری در زمینۀ نوآوری تلاش کند، فی نفسه قابل تقدیر است چرا که اصولاً کار هنرمند همین است که به دنبال نوآوری، خلاقیت و ایجاد است اما هرچه به نام خلاقیت، آفریده و به مخاطب ارائه می شود، ارزشمند نیست. خلاقیت وقتی ارزشمند است که براساس و بیناد اصول باشد. برای مثال نمی شود شعر خلاقانه گفت و به بهانۀ خلاقیت، اصول قافیه را یکسره کنار گذاشت. اتفاقی که در غزل دوم شاعر روی داده است. در این شعر قافیه دوبار «ستان» به عنوان پسوند مکان قافیه شده است( تنگستان و اشتعالستان) و دو بار «ان» جمع قافیه شده است (سرمستان و پستان) چنانکه می دانیم این شیوه قافیه قراردادن کلمات درکنار یکدیگر غلط است.
از این مهم تر این است که خلاقیت وقتی ارزشمند است که به نتایجی شایسته در شعر منجر شود. اگر در زبان شعر دست می بریم، اگر ترکیب می سازیم، اگر کلمات تازه وارد شعر می کنیم، اگر به دنبال تصویرهای جدید می رویم به این خاطر است که می خواهیم مفاهیم تازه، فضاهای نو و تصویرهای بدیع در شعر ایجاد کنیم اما اگر نتیجۀ نوآوری، مجموعه ای از کلمات باشند که ارتباط معنایی و دلیل کنار هم نشستن آن ها روشن نباشد، به بیراهه رفته ایم. شعر زمانی می‌تواند مدعی نوآوری باشد که اقلاً توانسته باشد در مخاطب خود تأثیرگذار باشد. یکبار شاعر خود را به جای مخاطب بگذارد و ببیند این مصرع ها در شعر واقعاً مخاطب را به چه معنا و مفهومی هدایت می کند؟
من کباب شمایلت هستم، دنده دنده تا به سردستان
یا:
علفم لای سبز سروستان
یا:
پس باش- جان خربزه آب است- فکر نان
یا:
آس دلم شبیه دوی پیک شد چقدر
در همۀ این موارد، شاعر نتوانسته است همزمان با خلاقیت در سرودن، از پس سختی های زبان و تعقیدهای زبانی شعرش برآید و به همین دلیل شعر دچار آسیب‌هایی شده است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
مهران عزیزی » سه شنبه 26 تیر 1397
سلام و احترام. بسیار سپاسگزارم از لطف و محبت شما عزیز بزرگوار. به نظر خود حقیر هم، ضعف بزرگی‌ست که نمی‌توانم در جایگاه مخاطب نوشته‌هام قرار بگیرم. بخشی از دریافت‌های کُد شده مانع می‌شود که ضعف تألیف را درک کنم. دارم تلاش می‌کنم تکنیک این کار را پیدا کنم که شاید یکی از روش‌ها دوباره خواندن نوشته بعد از گذشت مدتی از زمان نوشته‌شدن باشد. باز هم ممنونم.
آرش شفاعی » دوشنبه 01 مرداد 1397
منتقد شعر
این مسأله که از آن به عنوان ضعف یاد می کنید تا حد زیادی طبیعی است، هرچه تجربۀ شما در سرودن بیشتر شود، این مشکل کمتر و کمتر خواهد شد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.