ریزه کاری ها را جدی بگیرید




عنوان مجموعه اشعار : تو راه می‌روی و رود شکل می‌گیرد
شاعر : مسعود کیانی


عنوان شعر اول : غزل ۴
در شبی از جنس باران یک خیابان پیشکش
پالتو بارانیت زیباست باران پیشکش

من سکوت کوچەی خیسم تو فریاد اتاق
از سکوت کوچه تا فریاد طوفان پیشکش

با حضورت عشق در ماشین من بو می‌دهد
شوق اینکه با منی در این اتوبان پیشکش

من برایت اشک می‌خواهم بریزم درک کن
چشم بعد از گریه کردن از دل و جان پیشکش

راه بین باغ تا جنگل صدایت می‌زند
اسب،کوچه،باغ،جنگل،یک دلیجان پیشکش

از کتاب " تو راه می‌روی و رود شکل می‌گیرد"
#مسعود_کیانی
#غزل_معاصر
#شعر_کرمانشاه

عنوان شعر دوم : غزل ۵
تو با آن ساعت خوابیده در مچ دیر خواهی کرد
مرا هم با قرار باطل خود پیر خواهی کرد

برای لغو یک امروز دیگر نقشه‌ات عالی است
مرا در چارراه تازه‌ای تصویر خواهی کرد

برای تو دلم تنگ است این هم جمله‌ای زیبا است
تو حتی یک طلوع تازه را دلگیر خواهی کرد

فرستادم برایت نامه‌ای را خالی از لکنت
اگر خواندیش چندین بار در آن گیر خواهی کرد

اگر این قدر در این دوستت دارم تو مشکوکی
چرا نام مرا بر سینه‌ات زنجیر خواهی کرد

ولی فردا کمی دیگر میان خواب می‌مانم
برای آنکه می‌دانم تو هم تأخیر خواهی کرد

از کتاب " تو راه می‌روی و رود شکل می‌گیرد"
#مسعود_کیانی
#غزل_معاصر
#شعر_کرمانشاه

عنوان شعر سوم : غزل ۶
خانه روشن بود و من هم فکر می‌کردم
از ستاره تا به شبنم فکر می‌کردم

از حدود خنده تا باران اشک چشم
تا شروع گریه نم‌نم فکر می‌کردم

ذهن من آینه‌ی آن شاد بودن‌هاست
تا شکست نور با غم فکر می‌کردم

خوب در آن عالم تنهایی بی‌کس
من به اوجی تازه کم‌کم فکر می کردم

روزهایم با شماها سخت می‌رفتند
شب ولی تنها به خوبم فکر می‌کردم

از کتاب " تو راه می‌روی و رود شکل می‌گیرد"
#مسعود_کیانی
#غزل_معاصر
#شعر_کرمانشاه
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل هایی از شاعر خوب کرمانشاهی «مسعود کیانی» می خوانیم و از لذت غزل هایی عاشقانه و تازه و تر به شیرینی زبانی امروزین، سرشار می شویم. این غزل ها بخصوص از آن جایی طعم تازگی و حس خوبی دارند که شاعر در پرداخت آنها جزیی نگرانه و با حوصله به فراز و فرودهای زندگی یک انسان امروزین پرداخته است. شما در این غزل ها، تصویری از یک عاشق مغرور قرن هفتم و هشتمی را نمی بینید که حتی در برخورد با عشق و دلدادگی هم مراقب فخامت زبان شعری خود است بلکه شاعری می بینید که از همۀ اسباب و عناصر سازندۀ شعر به شکلی کاملاً معاصر استفاده کرده است. ردیف های او دقیقاً براساس ساختار زبانی امروز است و به همین دلیل به شاعر فرصت می دهد که مانند انسان امروز و با همان ساختار آشنای زبان روزمره صحبت کند. این از تیزهوشی شاعر است که ردیف هایی مانند پیشکش یا فکر می کردم را انتخاب کرده است. البته باید این را هم اضافه کرد که همین انتخاب مشکلاتی را برای شعر ایجاد کرده است. وقتی شما از ابتدا تا انتهای شعر مجبورید در هر یبت یک پیشکش یا یک فکر کردم بیاورید، عملاً دست و پای خود را برای تنوع فضا و حرف بسته اید. در این شعرها هم با همین مشکل روبه رو هستیم. یک ساختار نحوی در تمام بیت ها تکرار می شود و شاعر نمی تواند از این دایرۀ محدود که خودش برای خودش ایجاد کرده است، فراتر برود.
شاعر در شعرهایش نشان داده است به شعر با همۀ جزئیات و کلیاتش توجه دارد و برای ارتقای شعر خود با حوصله و دقت سعی در انتخاب کلمات دارد ولی بعضی جاهای شعر، چیزهایی از دستش در رفته است که تعجب برانگیز است. مثلاً در همان بیت اول جایی که می گوید: پالتوی بارانی ات زیباست، باران پیشکش. به نظر می رسد کلمۀ پالتو حشو است چرا که وقتی در زبان عادی از کلمۀ «بارانی» استفاده می کنیم، همه تصویری از نوعی پالتوی ضد آب به ذهنشان می رسد و دیگر نیازی به جداکردن بارانی از رستۀ دیگر پوشاک و قراردادن آن در ذیل پالتو نبود.
در همین شعر شاعر مصرعی دارد که نشان می دهد گاهی شاعر وقت و انرژی کافی برای تراش دادن شعر نمی گذارد. « با حضورت عشق در ماشین من بو می دهد» احتمالاً منظورش این بوده که با آمدن تو به ماشین من، ماشین بوی عشق می گیرد. اما ساختاری که برای انتقال این مفهوم چیده شده است، دچار تعقید و کژتابی است. اگر به معنای کنایی و نامناسب بودادن توجه کنیم متوجه می شویم که اصلاً شاعر ناخواسته معشوق را هجو کرده است. توجه به این ریزه کاری های زبانی، توقعی است که از شاعری با تجربۀ انتشار مجموعه شعر می رود و در این خصوص «مسعود کیانی» باید ویرایش شعر بعد از سرودن را جدی تر بگیرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
مهران عزیزی » دوشنبه 15 مرداد 1397
سلام و احترام به منتقد بزرگوار و شاعر محترم این سه شعر. کرمانشاه شاعران تناوری دارد و سخت است غزل ساختن در جمع‌شان و آقای کیانی از خوب‌هاست به استناد این سه شعر و تبریک می‌گویم. پیش از آن که نقد را بخوانم سعی کردم نکته‌ها را در شعرها پیدا کنم، به عنوان یک مخاطب عام و عادی، که کم و بیش به همین‌ها رسیدم که بعد در نقد هم آمد و این یعنی این که همه‌مان باید ویرایش بعد از سرودن را خیلی جدی انجام بدهیم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.