تصويرهاي ديروزي، قافيه هاي امروزي




عنوان مجموعه اشعار : عاشقانه ها
شاعر : بهار خانقلی


عنوان شعر اول : غزل 1
دلم گرفته از این روزهای تکراری

از این همه تب و حسرت ، جنون و بیماری

تهی است جان من از شور زندگی ، جایش

مذاب درد شده در رگان من جاری

دو چشم غرق سکوتم دو چشمه ی خونند

که ابرهای جهان را نشانده در زاری

چه زخم ها زده ام بر خودم به دشنه ی غم

رسولم و شده اعجاز من خودآزاری

کویر خواب شبانه پناه گاهم شد

که نیست جز گل حسرت به باغ بیداری

دلم گرفته و از داغ و غصه لبریز است

مرا مخوان به سکوت و به خویشتنداری

عنوان شعر دوم : غزل 2
چنان پر از غم و اندوه و حسرت و گله ام

که نیست صبر و قرار و مدار و حوصله ام

به کوچه گردی خود خو گرفته ام بی تو

که مانده در دل هر کوچه رد آبله ام

کشانده ام همه ی ابرهای عالم را

به شب نشینی غم در هوای نافله ام

خراب و با دل لبریز هق هق آمده ام

که شانه های صبور تو را چو زلزله ام

بیا مرا برهان از اسارت پاییز

ببخش بال و پر تازه ای به چلچله ام

مخواه از تو جدا - نیمه جان - بمانم باز

مخواه دور و غریب و اسیر فاصله ام

عنوان شعر سوم : غزل 3
غصه پشت غصه هی تکرار شد

هر چه روزن بود چون دیوار شد

خشت خشت درد بالا رفت و باز

بر سر هر لحظه ام آوار شد

رشته های آرزویم یک به یک

بر گلویم ریسمان دار شد

در هجوم بی کسی ، دلواپسی

چشم تر بود و نگاهم تار شد

با دو چشم ابری و بارانی ام

ابر دلگیر سیاهی یار شد

بارش یکریز پاییزی مدام

در تمام فصل ها تکرار شد

روزها و ماه ها و سال ها

می گذشت و ... داغ دل بسیار شد

خواستم با نام تو لب وا کنم

بغض خفته در گلو بیدار شد
نقد این شعر از : انسیه موسویان
از سابقه ي شاعري و تجربه هاي شعري خانم بهار خانقلي اطلاعات زيادي نداريم اما سه غزل ارسالي ايشان به ما مي گويد:
شاعر اين غزل ها اولاً اصول و مقدمات سرودن شعر را مي داند و رعايت مي كند و قالب غزل را هم به خوبي مي شناسد.
به علاوه به نظر مي رسد مطالعات نسبتاً خوبي در زمينه ي قالب هاي كهن دارد.
زبان اين شعرها هم اگرچه در برخي ابيات به زبان كهن نزديك تر است اما مي توان گفت زباني روان، شسته رفته و كم نقص است.
همه ي اين نكات مثبت را گفتم كه در ادامه بگويم از شاعري با اين ويژگي ها توقع و انتظار بيشتري مي رود كه در آينده ي نزديك شعرهاي زيباتر و پخته تري بسرايد.
غزل هاي خانم خانقلي بين سنت هاي شعري ديروز و امروز در نوسان است. شاعر از يك طرف تركيب ها، استعاره ها و صورت هاي خيالي در شعرش به كار گرفته كه متعلق به شعر گذشته است و از فرط تكرار، تأثير و زيبايي خود را از دست داده در نتيجه به تصاويري كليشه اي تبديل شده اند. تركيب هايي نظير اين ها:
دشنه ي غم/ گل حسرت/ باغ بيداري/ رشته ي آرزو و ...
از سوي ديگر گاه قافيه هايي بسيار امروزي و تازه را به كار مي گيرد كه اين انرژي و پتانسيل را دارد تا از طريق آن،تصويرهايي امروزي و خلاقانه بيافريند. مثل قافيه هاي غزل دوم:
زلزله/ حوصله/ چلچله/ گله ....
اين دوگانگي و نوسان، به يكدستي غزل ها لطمه زده است. به نظر مي رسد اگر ايشان مطالعه ي بيشتر و عميق تر غزل هاي شاعران برجسته ي امروز را در برنامه ي خود بگنجاند، قطعاً مي تواند غزل هاي بهتر و قابل قبول تري بسرايد. آثار شاعراني چون حسين منزوي، سيمين بهبهاني، هوشنگ ابتهاج، قيصر امين پور و ...
از اين ها كه بگذريم مي ماند رعايت برخي ظرافت ها و دقايق قالب غزل كه به مرور و با تمرين و ممارست فراوان، قابل دستيابي ست و در نقدهاي بعدي حتماً به آن نكات خواهيم پرداخت.با آرزوي روزهايي شاد، پر اميد و سرشار از شكوفايي براي اين دوست گرانقدر.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
بهار خانقلی » دوشنبه 25 تیر 1397
درود بر شما بزرگوار و ممنون از نظرات ارزشمندتان البته همان طور که مستحضرید در آثار شاعرانی هم که شما از آن ها یاد کردید نمونه های بیشماری از استفاده واژگان و ترکیبات کهنه به چشم می خورد که دکتر محمدرضا روزبه در کتاب سیر تحول غزل فارسی از مشروطیت تا انقلاب قسمت ویژگی های غزل نئوکلاسیک با ذکر مثال به آن ها اشاره می کند .
انسیه موسویان » سه شنبه 26 تیر 1397
منتقد شعر
سلام بر شما دوست گرانقدرم. بله درست مي فرماييد. صرف استفاده از واژگان كهن در شعر نمي تواند دليلي بر ضعف يا قوت آن باشد؛ آنچه مهم است نوع نگاه شاعر ( كليشه اي يا خلاقانه) و چگونگي كاربرد و استفاده از اين واژگان و تركيب ها در بافت شعر است. ممنون از توجه شما.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.