بيان ملموس انديشه ها و احساسات




عنوان مجموعه اشعار : ترانه های شب بارانی
شاعر : بهرام قاضی جهانی


عنوان شعر اول : برزخ
به دیدار تو می آیم
در آن هنگام کز لالایی سکر آور مهتاب
در این تاریکی وهم آور شب
کوچه ها خوابند
به دیدار تو می آیم.....

دلم تنگ است و بی تابم
کنار آیه های برگ می مانم
و شعر نور می خوانم....

چه غمگینم چه بی تابم چه آشوب
تو را چون نیمه ی گم گشته ی خود می سرایم
و در تاریکی جانکاه این راه شبانگاه
سراغت از هوا و آب می گیرم.....

بیا آغوش خود وا کن
رسیده هم گناهت بر در برزخ
و با یک چرخش انگشت جادویت
به دوزخ یا بهشتت جاودان در سجده خواهد ماند......

عنوان شعر دوم : بعدا ارسال میشود
بعدا ارسال میشود

عنوان شعر سوم : بعدا ارسال میشود
بعدا ارسال میشود
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست گرامي، آقاي قاضي جهاني، يك شعر نيمايي فرستاده اند. پيش از اين نيز يك شعر نيمايي ديگر و يك غزل به شيوه ي كهن ارسال كرده بودند كه دوستان منتقد، نكات خوب و دقيقي را در نقد آن ها نگاشته اند.
شعر نيمايي «برزخ» را خواندم. وزن شعر نسبتاً خالي از اشكال است. البته در چند مصراع، ايرادهايي به لحاظ پايان بندي مصراع ها وجود دارد كه با تمرين بيشتر در زمينه ي شعر نيمايي و مطالعه ي قواعد و اصول وزن نيمايي، به مرور برطرف خواهد شد. ( اين قواعد را مهدي اخوان ثالث در كتاب بدعت ها و بدايع نيما يوشيج توضيح داده است.)
اما سوالي كه در مواجهه با چنين شعرهايي مطرح مي شود اين است كه آيا انتخاب يك قالب نو، مي تواند شعر ما را نو و امروزي كند؟
قالب هاي شعر فارسي را به قالب هاي كهن و نو تقسيم بندي كرده اند، اما حقيقت اين است كه قالب تنها يك ظرف است، آنچه شعر ما را متمايز مي كند، حرف، انديشه و احساسي است كه به وسيله ي واژه ها و با استفاده از صورت هاي خيال و آرايه هاي ادبي، در قالبي خاص مي ريزيم. همان طور كه قالب غزل يا مثنوي يا رباعي، - كه در دسته بندي كهن قرار مي گيرند- امروزه هم مورد استقبال شاعران قرار گرفته اند و نمونه هاي بسيار تازه و معاصري در اين قالب ها داريم. پس صرف انتخاب يك قالب نمي تواند ملاك و معيار امروزي بودن يا كهن بودن شعر باشد. چه بسا ما در قالب سپيد يا نيمايي شعر بگوييم اما حرف هايمان تكرار حرف گذشتگان و تصاوير شعري مان كليشه اي و تكراري باشد و يا زبان ، واژگان و ساختار نحوي و دستوري شعرمان به شيوه ي گذشتگان باشد.
شعر «برزخ» در قالبي امروزي و نو سروده شده اما در برخي از سطرها، زبان و بيان شاعر، امروزي نيست. مثل استفاده از شكل مخفف واژه ها ( كز به جاي كه از) و از آن مهم تر نگاه شاعر به موضوع است. در شعر قديم ما نگاه شاعر به پديده ها معمولاً نگاهي كلي و ذهني بود اما یکی از بزرگترین کارهایی که نیما در شعر امروز ایران صورت داد، این بود که شعر را از سلطه ي مطلق ذهنیت نجات داد. او به شاعران آموخت که باید از کلی گویی و ذهنی گویی دست بردارند و متكي به تجربه هاي ملموس، عيني و روزمره ي خود باشند. اين نگاه در شعر نيمايي آقاي قاضي جهاني وجود ندارد. در اينجا هم مثل شعر قديم با مجموعه اي از توصيف هاي كلي كه گاه به شدت هم كليشه اي شده اند، رو به رو هستيم. به اين تركيب ها توجه كنيد:
لالايي سكر آور مهتاب/ تاريكي جانكاه اين راه شبانگاه/ آيه هاي برگ/ شعر نور....
شاعر وقتي خواسته احساس خود را بيان كند گفته:
دلم تنگ است و بی تابم...
با شنيدن اين جمله، مخاطب نمی تواند تصویری ملموس، حسی و قابل درک از حرف های شاعر ببيند. چون او در مورد دلتنگي خود بسيار كلي و ذهني حرف زده است. ببينيد شاعري مثل اخوان ثالث همين حس را چقدر ملموس و قابل درك سروده است:
ابرهاي همه عالم شب و روز/ در دلم مي گريند...
و يا سيمين بهبهاني حس دلتنگي و اندوه خود را اين گونه و با اين تصوير شاعرانه بيان مي كند:
ستاره ها نهفتم در آسمان ابري/ دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من....
به دوست خوش ذوق شاعرمان توصيه مي كنم شعر شاعران مطرح و برجسته ي امروز را بيشتر و بيشتر بخوانند. مطالعه ي مستمر و هدفمند در كنار تمرين و ممارست دائم، راز موفقيت و شكوفايي در اين عرصه است.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.