از ايده ي شعر تا شعر



عنوان مجموعه اشعار : _
عنوان شعر اول : کلید قفس دست کدامتان بود
من طوطی را میشناسم
که تمام آفتاب گردانهای شهر را به هوای بوییدن غارت کرده است
و تمام بقالان را به شب جادو
و که میداند طعمه ی بعدی او خورشید است

عنوان شعر دوم : چند قدم تا پرنده شدن
بادبادک ها
خیال بر سر می اندازند که فصل کوچ است
و سوزن منطق زندگیشان را کوک میزند

عنوان شعر سوم : کفش ها مقدمه اند
با این دلواپسی های تا به تا
که جلوی در جفت شده اند
چگونه تا شجاعت جمله ی دوستت دارم بدوم
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
زبان نه تنها به قول « هايدگر » خانه ي هستي ست ( كه جاي بحث و توضيح دارد !) بلكه اتاق خواب شعر محسوب مي شود !
نمي تواني كاربرد زبان را نداني و شاعر باشي . نمي تواني زبان را نشناسي و با شكستن هنجارهاي آن به زبان شاعرانه برسي . نمي تواني به چم و خم زبان وارد نباشي و از گردنه ي آن بگذري و به ديار شعر برسي . نمي تواني ...
بهترين طرح ها و ايده هاي شاعرانه بدون همراهي زبان فرصت بروز و ظهور نمي يابند . درست مثل انسان نخستين كه به خاطر نداشتن زبان نمي توانست ايده ها و تفكراتش را بيان كند و در تنيجه پيشرفت و تكاملش بسيار بسيار كند بود . درست مثل كودكي كه به خاطر عدم تسلط بر زبان مادري نمي تواند منظورش را به والدين و اطرافيانش برساند و به همين دليل گاه زندگي اش به خطر مي افتد .
« زهرا فروغيان مرقي » هنوز بر زبان و كاربرد و كاركردهاي آن و طبعا بر ظرفيت هاي زيباشناختي آن نه تنها تسلطي ندارد بلكه هنوز از آن شناخت درستي هم ندارد . اين عدم شناخت نه تنها در رساندن معنا و مفهوم مورد نظرش به مخاطب ايجاد اختلال مي كند بلكه در گزينش كلمات هم تاثير منفي مي گذارد .
مثلا ايده ي تشبيه خورشيد به گل آفتابگردان يا برعكس ، اگر چه چندان تازه نيست ، طرح جالبي به نظر مي رسد اما چون با بيان شاعرانه اي همراه نشده است تاثير خوبي بر مخاطب نمي گذارد و موجب لذت او نمي شود . فقط يه طور مثال به حذف فعل سطر سوم دقت بفرماييد تا به نقص زبان و بيان در اين شعر برسيد .
از مهم ترين ملاحظات زبان شاعرانه ايجاز است كه در شعر هاي « فروغيان » اصلا جايي ندارد . به عبارت ديگر شعرهاي كوتاه او علي رغم سطرهايي معدود اصلا كوتاه نيست !
بادبادک ها
خیال بر سر می اندازند که فصل کوچ است ...
مي توان دو سطر فوق را چنين در هم برد و ساده تر و كوتاه تر و رساتر نوشت :
بادبادك ها با خيال كوچ در سر ...
در شعر سوم نيز همين بي دقتي و بي ظرافتي ، دريافت شاعرانه ي دو سطر اول را ضايع ساخته است . تعبير دلواپسي هاي تا به تا براي كفش هاي ولو شده در جلوي در خيلي شاعرانه است اما در سطر سوم با انباشتي از كلمات غير ضروري روبرو مي شويم . در اين سطر هم واژه ي « شجاعت » حشو و اضافه است و هم كلمه ي « جمله » . پس مي توان اين سطر را هم چنين نوشت :
چگونه تا دوستت دارم بدوم
« زهرا فروغيان مرقي » استعداد شعري خوبي دارد ولي تا شاعر شدن فاصله ي زيادي دارد . فاصله اي به اندازه ي « زبان شاعرانه »

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۲
ابراهیم حسنلو » سه شنبه 27 شهریور 1397
درودبراستادشکارسری
فرزاد خدنگ » شنبه 16 تیر 1397
درسته این شعر تقطیع سطری مناسبی نداره، اما ایجاز با حذف کردن به دست نمیاد که با حذف کلمات یا فعل بخوایم به ایجاز برسیم. حالا بحث ایجاز خیلی مفصله اما همون هایدگر وقتی میخواد معنی یک کلمه رو بررسی کنه به کلمه قبل و بعدش و بعد سطر یا جمله ای که داخلشه رجوع میکنه و اینگونه معناسازی رو انجام میده اما با پیشنهاداتی که شما برای شاعر داشتید به نظرم نه تنها ایجازی صورت نمیگیره بلکه باعث حذف تصویر و در پی اون حذف صورت های معنایی رخ میده....

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.