سرنوشت شعر




عنوان مجموعه اشعار : سپیده ها
شاعر : اسما زارع دوست


عنوان شعر اول : مسیر سرنوشت
قدم قدم راه میروم
زانۅ هایم را میگیرم و گوشه اۍ مینشینم
دستی به موهای جو گندمی ام میڪشم
سینه ام خِس خِس میڪند
چه راه بدی بود!
سرنوشٺ را میگویم
طولانی و پرپیچ و خم
ڪه هر قدم از آں سفید ڪرد
دانه ای از موهایم را...

عنوان شعر دوم : تیر خلاص
كلاشينكوف را بردار
هدف بگير افكارم را
شليك كن!
بي درنگ
خود كه رفته اي…
خاطراتت را هم ببر
آسوده ام كن به يك باره
تو چه ميداني؟
سخت است مرگ تدریجی

عنوان شعر سوم : ناگهان،برگردی!
و هر روز از پشت پنجره نظاره گر عبور تو از خيابان باشم
ناگهان
برگردۍ
نگاهت قافلگيرم كند
زندگۍ زير چهار چوب نگاهت عجب مزه اۍ دارد…
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
يكي از مقصد و مقصودهاي شعر، آرامش بخشي به خود شاعر است. آرامشي كه در اثر مواجهه ي با درون و برون شاعر خدشه دار شده است و شاعر با نوشتن و نوشتن قصد مقابله با اين مواجهه را دارد و قطعاً هر چه قدر اين نوشته بهتر و زيباتر و نزديك تر به واقعيت باشد آرامش بيشتري ايجاد مي كند. اما چه وقت اين نوشته مي تواند اين حس خوشايند را ايجاد نمايد؟ قاعدتاً وقتي شاعر بتواند از تخيل و عاطفه و ابزارهاي ادبي براي بيان مفهوم مد نظر خود به درستي استفاده كند و سود ببرد. چون خانم زارع دوست آغاز شاعري و علاقمندي خود به قوالب سپيد و كلاسيك را مطرح نموده بودند بايد به اهميت اين مولفه ها در آفرينش ادبي بيشتر توجه داشته باشند. اگر فقط به شعر اول ايشان كه به نام «مسير سرنوشت» مي باشد بيشتر توجه كنيم متوجه مي شويم ميان آن چه در واقعيت وجود دارد با آن چه شاعر پس از عينيت خود نگاشته است تفاوتي محسوس نيست و شاعر دقيقاً واقعيت نگاري كرده است و همين روايت بي كم و كاست صحنه، باعث شده است كه مخاطب احساس كند در حال خواندن نثري داستاني است كه نويسنده تلاش مي كند موقعيتي را ثبت و ضبط كند. براي اين كه شاعر بتواند مفهوم دقيق اين توصيه را درك كند به نمونه شعري اكتفاء مي كنم كه تربيت ذهني شاعر باعث شده است كه عينيت پيش رو به ذهنيت شاعرانه اي بدل شود. شاعر از تماشاي مراسم كفن و دفني كه در آن پس از به خاك سپردن جنازه بر روي آن سنگ لحد مي گذارند و... چنين ذهنيتي را در شعر پياده كرده است:
«برايم سنگ تمام گذاشت
و از قبرستان برگشت...»
در واقع شاعر با استفاده از دگرگوني معنايي و ديگرگونه ديدن تلاش كرده است اتفاق شاعرانه اي بيافريند. به چگونگي استفاده از سنگ و حسن انتخاب واژه ي«تمام» در سطر نخست توجه شود و به اين موضوع كه شاعر چگونه با تجميع وضعيت و تلخيص واقعيت توانسته است به ارزش ادبي اثر خود بيفزايد.
برگرديم به اثر شاعر و اين كه شاعر اگر به دوباره خواني شعر خود همت نمايد متوجه اضافه بودن برخي سطرها در شعر مي شود كه هيچ گونه كمكي به اصل وضعيت نمي كنند. بايد براي آفرينش يك وضعيت، به درستي آن وضعيت را پوشش داد تا مخاطب بتواند خود را در آن فضا حاضر ببيند و با حواس شاعر همذات پنداري كند. در خلال اين سطرها و در اثر توضيحات شاعر، نه آن خستگي و پيري مشهود است و نه آن راه طولاني و پر پيچ و خم. اين را از آن رو متذكر شدم كه شاعر بايد با انتخاب درست واژگان و توجه به همنشيني آنها سرنوشت بهتري براي شعر ايجاد نمايد. چشم در راه آثار تازه تر شاعر خواهيم بود.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۱
اسما زارع دوست » شنبه 16 تیر 1397
مچکرم جناب بهداروند

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.