هنر گزينش ، همنشيني و جانشيني كلمات




عنوان مجموعه اشعار : چند شعر کوتاه
شاعر : دلشاد حفیدی


عنوان شعر اول : زندگی
در نقطه صفر وحشی هم وجود دارد
به چشم هایش که خیره میشوم
به اندازه گیری هایم گند میزند
کاش من هم کمی رمانتیک بودم

دلشاد حفیدی

عنوان شعر دوم : نمی گنجم
دیگر تور دامن کوتاه زمان
بی کلاس شده است

عنوان شعر سوم : ساختمان متروکه
همیشه بعضی صدا ها را
بیرون خودم میریزم
حرفی که با حرف ادا نشود
ساختمانی متروکه و نفرین شده را میسازد
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
كلمات در ارتباط با يكديگر معنا مي يابند . بدون قرارگيري كلمات در كنار هم نمي توان معناي درستي از آنها دريافت كرد . كلمه ي « ساختمان » به تنهايي يك دال و يك مفهوم ذهني با مدلول هايي لغزان و به شدت متغير است اما وقتي صحبت از ساختمان غزل يا ساختمان امپاير استيت يا ساختمان مولكول آب مي كنيم ، تازه مصداق آن را در مي يابيم .
توجه به اين خصوصيت زبان و كلماتش به ويژه در شعر داراي اهميتي فراوان است . تنها در صورت توجه به اين نكته است كه مي توان به بهترين گزينش كلمات در شعر رسيد و به ارتباطي بهتر و عميق تر با خواننده دست يافت .
« دلشاد حفيدي » در شعرهاي كوتاهش خصوصا در دو شعر اول كمتر به ارتباط كلمات با يكديگر و ارتباط كلمات با كليت شعر توجه كرده است .
در شعر اول نقطه صفر وحشي كه با تداعي نقطه صفر مرزي ايجاد شده است و ارتباطي قابل تامل با حالت چشم مخاطب راوي هم دارد ، با باقي شعر هيچ ارتباطي برقرار نمي كند . اصلا چه چيزي در آن نقطه وجود دارد ؟ اندازه گيري چه ؟ چرا اين اندازه گيري غلط است ؟ رمانتيسيسيم حتي در مفهوم مبتذل وطني اش چه ربطي به اين فضا دارد ؟
در شعر دوم تصوير ذهني تور دامن كوتاه زمان به چه معني ست ؟ اين تركيب گنگ و مبهم با هر معنايي را بي كلاس شده است ؟ اين مضمون ذهني در كدام بافت موقعيتي معنا و مصداق مي يابد ؟
در دو شعر فوق از هيچ يك از اضلاع معنايي و متداعي و فرهنگي كلمات براي ايجاد ارتباط با يكديگر براي ساختن فضايي يكدست و معنادار استفاده نشده است . كلمات در هوا رها شده اند بي آن كه به عنوان اجزايي خرد در تشكل كليتي واحد و كلان مشاركت داشته باشند .
شعر سوم اما قدري رساتر از آب درآمده است . شايد به اين خاطر كه شاعر به جاي تصويرسازي و مضمون يابي به دنبال گفتن حرفي بوده است : حرفت را نگه ندار و بيرون بريز !!! اما حتي در همين درونمايه ي ساده هم كلمه ي ساختمان بي هوده خرج شده است و مي تواند با هر واژه ي ديگري جايگزين گردد . حرفي كه ادا نشده است مي تواند جزيره اي متروكه و نفرين شده باشد ، مي تواند اتومبيلي متروك و نفرين شده باشد و حتي مي تواند تلفني متروك و نفرين شده باشد و ... كلمه ي ساختمان با هيچ واژه اي مراعات النظير نشده است و به همين دليل پادرهوا مانده است و فونداسيون محكمي ندارد !
« دلشاد حفيدي » در گزينش و همنشيني و جانشيني كلماات در نوشته هايش خيلي بيشتر از اينها بايد دقت و سخت گيري نمايد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.