مرور شيوه هاي شعر



عنوان مجموعه اشعار : شاديزارهاي شبانه
عنوان شعر اول : رسدآدمي به جايي
ميلگرد
سيمان
تيرآهن
ساختمانهاي سربه فلك كشيده
"رسدآدمي به جايي" كه بحز خودش نبيند

عنوان شعر دوم : قنوت
برعكس پاهاي بلندمان
كه به زمين چسبيده اند
دستهاي كوتاهمان را
بالا مي آوريم
تا دريابيم
كه دلها به آسمان نزديكترند

عنوان شعر سوم : كاخ هميشه پابرجا
براي ساختن كاخ
نياز به فروش خاك نيست
خاك را از آخر كه بخواني
قدرش را بيشتر مي داني
خاك
كاخ هميشه پابرحاست
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر چه به طور قاطع نمي توان آثار جناب نظري را كاريكلماتور ناميد اما شباهت بسياري به آن دارند. اين شكل نوشتاري در اواخر دهه ي شصت و در دهه ي هفتاد گويندگان قابل توجهي داشت. بسياري از روزنامه و نشريات با اختصاص ستون هايي بدين شيوه، مقصودات اجتماعي، سياسي و فرهنگي خود را در چنين شكلي ابراز مي كردند. در واقع اين شيوه، گرته برداري از شعر طنز دوره ي مشروطه و پس از آن است كه در قوالب كلاسيك اتفاق افتاد و مخاطبان بسياري نيز پيدا كرد. در شعر امروز نيز بسياري از شاعران از اين ظرفيت سود برده اند و شعر خود را از نمك اين توانش ادبي خوش طعم تر كرده اند:
درد را از هر طرف كه بخواني در است (قيصر)
به آخر جنگ كه رسيديم/ برگشتيم و گنج نصيب مان شد... (موسوي)
و هزار نمونه ي ديگر كه در حوصله ي اين مجال نمي گنجد. آن چه كه آن رويكرد را با اين شيوه متفاوت مي سازد بنا نكردن ساختار شعر بر اين ظرفيت است و در واقع شاعر به واسطه ي اين توان، شعر خود را تعالي مي بخشد و در همين حد و مرز شعرش را متوقف نمي كند اما در شعر جناب نظري اين زبان بازي كه اتفاق مي افتد ديگر شعر به پايان رسيده است و مخاطب بلاتكليف به دنبال شعر مي گردد. به نظر من شاعر در انتخاب موضوع و كشف محتوا به نتايجي خوبي دست پيدا كرده است اما براي انتقال اين داشته ها و دارايي ها نتوانسته است به راه و رسم شاعران اقتدا كند و به روال گويندگان آن چه را كه بي هيچ مراقبت ذهني و تربيت زباني ابراز شده است به عنوان شعر ارائه كرده است. شعر محصول فشردگي تخيل و تحرك زباني است و كسي در اين رويه مي تواند موفق تر باشد كه تخيل خود را به صحيح ترين شكل ممكن و زيباترين شيوه ي ادبي پوشش دهد. قاعدتاً هر مخاطبي با من هم عقيده خواهد بود كه جناب نظري بايد شيوه هاي شاعري را تجربه كند و خميرمايه ي ذهني خود را با ابزار شعر و گرماي زبان به پديده اي دلخواه بدل سازد. پرويز شاپور يكي از نخستين كاريكلماتور نويسان روزگار ما و از مشهورترين چهره هاي اين شكل ادبي است. با قطعيت مي توان گفت در آثار باقي مانده از او نيز آن هايي در خاطرهي مخاطبان و در ياد تاريخ ادبيات باقي مانده است كه از ارزش شعري و جلوه هاي هنري بيشتري برخوردار بوده اند. يك نمونه از اين تلاش پايان بخش توصيه هاي حقير خواهد بود و اميدوارم جناب نظري راه پيش رو را به سرعت بيشتري بپيمايد.
-«در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.»

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
علی نظری سرمازه » جمعه 29 تیر 1397
با سلام ازمنتفدگرامی جناب بهداروند صمیمانه تشکر می کنم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.