اشراف بر شكل




عنوان مجموعه اشعار : ترانه های شب بارانی
شاعر : بهرام قاضی جهانی


عنوان شعر اول : کودکی
پشت دیوار بلند دل من
کودکی پنهان است
بادبادک در دست
در پی پنجرهای میگردد
تا فرستد به هوا
همه ی کودکی گم شده در جان مرا.....

عنوان شعر دوم : فقط یک شعر
بعدا ارسال میشود

عنوان شعر سوم : فقط یک شعر
بعدا ارسال میشود
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
با يك شعر كوتاه از شفيعي كدكني به دوست شاعرم جناب «قاضي جهاني» درود مي فرستم:
آخرين برگ سفرنامه ي باران اين است
كه زمين چركين است...
اين شعر مي تواند مصداق مطلوبي براي تمايز بين دو شيوه ي ادبي يك شاعر باشد. شفيعي كدكني، در سال هاي سرودن اين شعر بيشتر به شاعر كلاسيك شهرت داشت اما بنا به آشنايي او با روش و منش شعر نو تلاش كرد در اين شكل از شعر فارسي نيز خود را بيازمايد. آن چه كه مهمترين تمايز شعرهاي كلاسيك و آزاد او مي تواند عنوان شود همين تفاوت زبان و بهره مند بودن هر دو شكل شعر از طبيعت كلامي و واژه گزيني متناسب با آن است. در واقع به بيان ساده تر شاعر سعي نكرده است كه تجربيات خود در شعر كلاسيك را بي هيچ تغيير و بهبودي به شعر آزاد وارد نمايد و از همان شيوه ها در آفرينش شعر استفاده كند. از مهمترين اين تمايزات مي توان به مديريت وزن توسط شاعر و محيط بودن موسيقي در كمند شاعر اشاره كرد. در واقع تغيير فرم شعر در تئوري نيما اسباب آزادي و سهولت شاعر در انتقال مفاهيم ذهني را ممكن نموده است و اگر از همين تغيير بدوي نتوانيم به درستي استفاده كنيم از درك اصل تئوري نيما كه تغيير در محتوا و افزايش مولفه هاي ارتباطي شعر مي باشد محروم خواهيم ماند.
اگر بخواهيم عمارت شعر «سفرنامه» شفيعي كدكني را به اميد امكان حذف و تعديلي بازنگري كنيم قطعاً نخواهيم توانست فرصتي براي بهبود موسيقي و جايگزيني واژه پيدا كنيم. همه چيز در اوج درستي و بلاغت و معاصرت هست و اين شاعر است كه با در اختيار داشتن امكانات شكلي شعر و توسعه ي محتوايي توانسته است خالق اثري ماندگار باشد. همه ي اين تمايزات شكلي را اگر پيوست هوشمندي شاعر در به كارگيري قافيه كه به قول نيما زنگ مطلب است كنيم متوجه مي شويم كه به مدد همين خلاقيت هاي كوچك اين شعر به عنوان يك مثل ساير در زبان مردمان اين روزگار قاعدتاً ديگر روزگاران باقي مانده است.
اگر بخواهيم به اين مصداق به شعر دوست عزيز بازگرديم قطعا اولين توصيه ي من به ايشان مطالعه ي كتاب بدعت ها و بدايع نيما يوشيج است كه اخوان ثالث آن را نگاشته است و به مولفه هاي ادبي تئوري و شعر نيما پرداخته است. دغدغه ي من در مواجهه ي با اين شعر دغدغه ي محتوايي نيست و براي من مسجل است كه شاعر در اين شعر بيشتر به دنبال خودآزمايي بوده است. با اشراف بر ويژگي هاي متفاوت اين شكل از شعر فارسي و نيز تاكيد بر جنبه هاي محتوايي و معنايي شعر كه الگوي انساني متفاوتي از ديروز را به نمايش گذاشته است مي توان اميدوار بود كه آثار درخورتري از ايشان را شاهد باشيم. براي كاربردي تر كردن عرائضم چند نكتع نيز در خصوص اصلح همين شعر درج مي كنم:
- در پي چيزي گشتن دقيقاً به كار بردن نحو كلاسيك زبان است و همين شعر را در شكل زباني دچار اختلال مي كند.
- سطرهاي سانتيمتري اين شعر نشان مي دهد كه شاعر بر ابزارهاي وزني و موسيقايي شعر تسلط كافي ندارد و از همين است كه در برخي سطرها اختلال موسيقيايي مشاهده مي شود و شعر به رواني خوانده نمي شود: «تا فرستد به هوا»
- اگر قرار باشد اين شعر را دوباره نويسي كنيم بايد بسياري از واژه ها و سطرهاي اين شعر حذف گردد كه اين تمرين را به خود شعر وا مي گذاريم.
- محتواي شعر نمي تواند يك محتواي جدي و متناسب به تجربه شاعر باشد و قاعدتاً همين ناهمنوايي باعث شده است كه شعر جدي گرفته نشود.
منتظر آثار بهتر اين دوست عزيز خواهيم بود.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.