ظرفیت واژگان در ردیف




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : زهرا علیزاده


عنوان شعر اول : رهایی
فکر رهایی را مکن،آسان نمیبخشد
یک روز خواهی مرد در زندان،نمیبخشد...

دست از دعا کردن بکش ای گل!که مدت هاست
این آسمان باران به هر گلدان نمیبخشد

رودیم و در غربت به حال خویش میگرییم
دریا چرا ما را سر و سامان نمیبخشد؟

ای کاش جانم را نمی کردم فدا وقتی،
عیسای عشقش مرده ای را جان نمیبخشد

دوران تنهایی نمی آید به سر،ای ماه!
تا قصه اش را زندگی پایان نمی بخشد...

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
يكي از تمرين‌هايي كه در دوره‌ي تثبيت تجربههاي سرايندگان تازه‌نفس شعر موزون، مي‌تواند بسيار مبارك و موثر باشد، ظرفيت‌سنجي ساخت‌ها و گروه‌هاي دستوري در اجزاي موسيقي كناري و خصوصا رديف است؛ چراكه رديف به عنوان ركن تكرارشونده در جملات پياپي، مي‌تواند با ايفاي نقش‌هاي مختلف، در عين تكرار به عنوان يك عنصر موسيقايي، به لحاظ معنايي و نحوي، متنوع عمل كند. در چنين تمرين‌هايي، شايد بيشترين ظرفيت‌ها وقتي نمود داشته باشد كه رديف، به عنوان بخش معين فعل مركب عمل میكند؛ چراكه علاوه بر تنوع معنايي رديف، تنوع ظرفيت‌هاي آن در ساخت افعال متفاوت نيز مطرح است و مي‌توان از آن بهره‌هاي گوناگون برد؛ به عنوان مثال در غزل بالا «میبخشد» علاوه بر اينكه در معناهاي «عفو نمیکند»، «هديه نمیکند» و نیز «نمیدهد» به كار گرفته شده، گاهی فعل مستقل است و گاهی در جایگاه فعل معین عمل میکند و این تنوع، ناخودآگاه، سراینده را در موقعیتهای مختلفی قرار میدهد و میآزماید که میتواند به تجربهها و آگاهیهای او بیفزاید؛ پس انتخاب و دستورزی در این طرح، بذاته مبارک است و میتوان بابت آن به سراینده، «خسته نباشید» گفت. اما مهمترین پرسشی که پس از خواندن مصراع اول این غزل به ذهن مخاطب میرسد و در پایان بیت، مضاعف هم میشود این است که «آن که نمیبخشد، کیست؟». درست است که این پرسش، تعلیق ایجاد میکند و مخاطب را به دنبالکردن متن فرامیخواند ولی این تعلیق، نمیتواند بدون هیچ دلیلی، بیاید و رها بماند و به تعقید تبدیل شود؛ تعقیدی که مهمترین کلیدهای ما برای گشودن آن، «رهایی» و «زندان» است؛ در حالی که در بیت دوم، بدون اینکه از پلی به تداعی عبور کرده باشیم، به فضای «گل» و «گلدان» و «باران» و «آسمان» میرسیم (از اسارت به تشنگی) و در بیت سوم هم، صحبت از «دریا» و «سر و سامان بخشیدن» به رود است (از تشنگی به سرگردانی)؛ پس عملا در این دو بیت، سنگ نشانی برای رسیدن به مقصدی که در بیت اول، مبهم مانده است وجود ندارد. اما به نظر میرسد که بیت چهارم، تقاطع مشترکی با بیت اول داشته باشد؛ چراکه مرجع نامشخص ضمیر سومشخص در ردیف، میتواند همان نهاد نامعلوم بیت اول باشد! ولی این امیدواری، چندان نمیپاید؛ زیرا نهاد بیت پنجم، کاملا مستقل و مشخص است (زندگی) و نمیتواند کمکی به گشودهشدن گره این روایت بکند! پس میشود به مخاطب حق داد که اولا متوجه منظور راوی در بیتهای اول و چهارم نشود و ثانیا نتواند ارتباط عمودی را به خوبی و درستی در این سروده، احساس و کشف کند. خانم علیزاده گرامی! چنین کاستیهایی در مرحلهای که شما آن را سپری میکنید، کاملا طبیعیست اما باید بهمرور، رفع شود. یادتان باشد که یک غزل، یک واحد شعریست و قرار نیست هر بخش آن یا هر بیت آن، به حال خودش رها باشد. البته قرار نیست بیتها یک حکایت کاملا پیوسته و مرتب و خطکشیشده را زنجیروار ادامه بدهند؛ نه! شما میتوانید رشتهی کار را به دست ناخودآگاه خود بسپارید و از پلهای تداعی و... به جایجای خیال خود سرک بکشید و مطمئن باشید که اگر این کار را بهدرستی انجام دهید، مخاطب هم میتواند پشت سر شما بپرد و بدود اما اگر قرار باشد قافیه و ردیف، تصمیمگیرندگان اصلی باشند، نتیجه، همین «نظم پریشان»ی خواهد بود که میبینید!
از این مسألهی اساسی که بگذریم، باید به چند نکتهی ریز دیگر هم که بیشتر به ظرایف اجرا مربوط است، اشاره کنم:
ـ کاراکتری که صحبت از اوست، بنا به قراین، «قطعا» نمیبخشد؛ پس جای پای قافیهی «آسان» چندان محکم نیست. در مفهوم مصراع دوم، قطعیت «خواهی مرد» بر این دریافت، تاکید میکند؛ اگرچه در اجرا، یک قید تاکید، لازم است.
ـ «دعاکردن» در بیت دوم، فقط گفته شده و به تصویر عینی قابل دریافت، نرسیده است.
ـ در مصراع اول بیت سوم، تصویر «رود»، تنها افتاده و پرداخت نشده است؛ حتی صحبت از «نرسیدن» نشده که نشاندهندهی فاصله با «دریا» باشد. تصویر «میگرییم» حکایت از جاریبودن دارد که نهایت آن، رسیدن است؛ رسیدن به دریا و سروسامانگرفتن! پس لازم است تغییراتی در تصویر و مضمون داده شود تا ارتباط افقی، صورت درستی پیدا کند.
ـ در مصراع پایانی هم بنا به منطق جمله، لازم است که وجه فعل، التزامی باشد؛ «تا وقتی که زندگی، قصهاش را پایان نبخشد...»؛ ضمن اینکه در این بیت، جابهجایی ارکان جمله، قدری از رسایی آن کاسته است.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.