طاقتم بی طاق شده




عنوان مجموعه اشعار : یاد یار
شاعر : علی اسماعیلی


عنوان شعر اول : آتش داغ
آب تُنگِ شادی‌ام امسال خالی‌تر شده‌
رفتی و بازار غم بسیار عالی‌تر شده‌

با تو حتی زخمها مفهوم مرهم داشتند
بی تو مرهم هم امیدش پارسالی‌تر شده

موجب دلگرمیم بودی در این تنهای سرد
شعله‌ی داغت به جانم پر چگالی‌تر شده

روزها سیل غم و شب ها تماشای فراق
لحظه‌ها بیجان و جانم لاابالی‌تر شده

طاقتم بی طاق و مثل تاق دائم روشنم
ماه من رفتی ندیدی تن هلالی‌تر شده‌

تُنگِ تَنگِ پر ترک دیگر نمی ارزد به هیچ
خاصه اینکه اینطرفها خشکسالی‌تر شده



عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
قالب های کلاسیک شعر، خوبی ها و بدی هایی دارند. انتخاب شاعر برای سرودن یک شعر در قالب کلاسیک، در حقیقت پذیرش این مشکلات، در کنار محاسن آن است. دربارۀ محاسن قالب های کلاسیک بسیار نوشته و گفته‌اند و لابد آقای اسماعیلی نیز به این محاسن واقف است که سعی کرده در این قالب شعر بگوید. معایبی که از آن سخن گفتیم چند مورد است که در این شعر خود را نشان داده است. یکی از این ایرادات، دنباله روی شاعر از وزن و قافیه است. اگر شاعر در شعر کاملاً تحت تأثیر وزن، قافیه و ردیف باشد؛ ان مسأله ایرادی است که خود را در شعر نشان می دهد. برای مثال در این شعر انتخاب ردیف «تر شده» باعث شده است شاعر از ابتدا تا انتهای شعر یک فضا، یک مضمون و یک حرف را به شکل های مختلفی تکرار کند. همچنین باعث شده است، حشو به عنوان یک ایراد شعری مهم خود را در شعر نشان دهد. برای مثال در بیت اول وقتی شاعر می‌گوید:« رفتی و بازار غم بسیار عالی تر شده» ما با حشو رو به روییم. روال طبیعی و درست این سخن این است که: بازار غم بسیار عالی شده یا بازار غم عالی تر شده . وقتی بسیار و عالی تر کنار هم می نشینند، شاهد حشو در شعر هستیم. همچنین است بیت آخر که «خاصه اینکه این طرفها خشکسالی تر شده» و به نظر می رسد «تر» در ردیف این مصرع جواب نمی دهد.
شاعر سعی کرده است برای ایجاد طراوت و شاعرانگی در شعر، از آرایه های ادبی استفاده کند. این تکنیک، می توانست راهی خوب برای ایجاد فضایی هنرمندانه در شعر باشد اما شاعر نتوانسته است در استفاده از این تکنیک، جانب تعادل را رعایت کند و در برخی مصرع ها به وضوح تلاش شاعر برای ایجاد آرایه ها مشخص است. آرایه های ادبی مانند نمک غذاست و اگر از حدی بیشتر شود، باعث شوری و بدمزگی غذا می شود. همین مثال در شعر «یاد یار» قابل بررسی است. برای مثال وقتی شاعر می گوید:« طاقتم بی طاق و مثل تاق دائم روشنم» این تلاش به شکلی اغراق آمیز در شعر دیده می شود و دست شاعر پیش مخاطب، رو می شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
علی اسماعیلی » یکشنبه 17 تیر 1397
سلام صمیمانه سپاسگزارم امیدورام با این همه راهنمایی مرحله ابتدایی سرودن رو طی کنم ضمنا من میخواستم بگم که بازار غم بخاطر باران اشک خیلی خیلی "تر" شده

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.