نبض مخاطب




عنوان مجموعه اشعار : قطاری با خاطره...
شاعر : عارفه روئین


عنوان شعر اول : در یک عصر کسالت بار
در یک عصر
کسالت بار
در میان
اندوه نیامدن
جهان از کنارم
می گذرد
و خورشید
خواب درختان را
می دزدد...
وقتی
خواب هیچ پروانه ای
عطرآگین
نمی شود
دیوار ایستاده
جان می دهد...
عارفه روئین

عنوان شعر دوم : چه جریحه دار بود
چه جریحه دار بود
غرور باد
در گندم زار عشق
در بهت شقایق
در سرزمینی بی تو
و
ثانیه ها
در بارش نگاه تو
ماشه هایی بودند
که به طرف ستارگان
چکانده شدند...
عارفه روئین

عنوان شعر سوم : عصیان
شعرها
عصیان کرده اند...
تا
کلمات بچکند
از شیار
گونه هایم...
پنجره ها را
حصار باید زد
تا
عطر نفس هایت
بوزد
در اتاقی که
رویایش تویی...
عارفه روئین
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شاعر براي به دست گرفتن نبض مخاطب خويش بايد بيشترين تلاش خود را در آغازين سطرهاي شعر خرج كند تا دعوت به بازخواني شعر به واسطه ي اين تلاش ها با اقبال مواجه شود. خانم رويين با انتخاب سرسري اسم شعرها از روي سطرهاي اول شعرهاي خود اولين ضربه را به شعرهاي خود وارد كرده است كه پيشنهاد مي كنم براي نام گزيني توجه بيشتري به متن و مفاهيم شعر داشته باشد تا سهل انگاري در انتخاب نام شعر باعث آسيب وارد كردن به كليت شعر نشود. شعر با يك توصيف دم دستي و دقيقا مطابق با گفتگوهاي روزانه شروع مي شود: در يك عصر كسالت بار/ در ميان اندوه نيامدن... كه بي هيچ توضيح اضافه اي، ملال آفرين است و مي توانست تاثيرگذارتر آفريده شود. مواجهه شدن با عباراتي مثل: «خورشيد/ خواب درختان را مي دزد» از اين جهت مي تواند اهميت داشته باشد كه اگر نتيجه ي تلاش شاعر باشد پس مي تواند از اين دست توانمندي را در شعرش بيشتر تعميم دهد و اگر نتيجه ي مطالعه تجربيات ديگران است بايد هوشمندانه تر استفاده شود و از مجراي ذهنيت شاعر بازآفريني شود تا فاصله ي اجرايي اين سطر با ديگر سطور چندان مشهود نباشد. در اين شعر آن چه كه بايد بدان توجه داشت ميزان موفقيت شاعر در ارتباط زنجيره اي سطرها با يكديگر است. قطعاً او با من موافق است كه عطرآگين نشدن خواب پروانه ها نمي تواند دليل قانع كننده و توجيه پذيري براي ايستاده جان درختان باشد. براي توجيه شاعر در باب شبكه زنجيره اي ارتباط پديده ها و مناسبات در شعر به نكته اي در شعر نيما يوشيج بسنده مي كنم: در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر/ به پاي سرو كوهي دام...
در اين شعر نيما با مطالعه ي دقيق طبيعت اقليم خويش و با استفاده از روابط طبيعي حركت گل مرداب كه معمولاً در جهت افقي صورت مي گيرد را با پيوند دادن آن به سرو كه نماد سربلندي و راست قامتي است معني دار مي كند و اين مفهوم را دامن مي زند كه گل كه نماد كوتاهي عمر و نازكي است با وصل كردن خويش به درخت سرو به جاودانگي مي انديشد و شاعر خود را هم چون همان گل نيولفر مي داند كه مي خواهد با درآويختن به سرو معشوقه خود را جاودانه سازد.
نكته ي مهم ديگر اين شعر عدم توجه شاعر و يا ناآگاهي او به تقطيع در شعر آزاد است. همين بي توجهي باعث شده است كه سطرها بي دليل شكسته شوند و در درست خواني شعر اختلال ايجاد شود:
در يك عصر كسالت بار
در ميان اندوه نيامدن
جهان از كنارم مي گذرد
و خورشيد
خواب درختان را مي دزد
وقتي خواب هيچ پروانه اي عطرآگين نمي شود
دويار
ايستاده جان مي دهد...
براي شاعر آرزوي موفقيت دارمو چشم انتظار شعرهي بهتر او خواهم بود.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
عارفه روئین » دوشنبه 11 تیر 1397
عرض سلام و تشکر. جناب آقای بهداروند از این که نظرتان را در رابطه با شعر من فرمودید بسیار سپاسگزارم. در رابطه با نام شعر هیچ کدام از شعرهایم به دلیل کوتاهی اسمی ندارند اما چون باید در ارسال، نامی ذکر می شد من هم همان اول شعرهایم را به عنوان اسم شعر وارد کردم. اما واقعیت این است که اسم ندارند. دو تا شعر بعدی من نقد نشده اند آیا این نقدی که فرمودید شامل حال دو شعر بعدی هم می شود؟سپاس و با آرزوی موفقیت برای شما.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.