چالش اول: قافیه!




عنوان مجموعه اشعار : ..
شاعر : محمد اردکانی


عنوان شعر اول : ..
چشمم تو را گرفت ، و قلبم ز هم گسست
وقتش رسیده بود، روانم ز هم گسست

تا خواستم به بند کشمت در حصار تن
دیدم که بند بند وجودم ز هم گسست

تقدیر من ، به بند کشیدنت در حروف و وزن
وقتی که حرف حرفِ قافیه ها هم ز هم گسست

یک دایره به شکل سوختگی در میان دست
نالید و گفت، نقشه فالم ز هم گسست

می خواستم عميق ببویم تو را که شرم
دستی به در زد و رشته خوابم ز هم گسست

اینبار وقتی که واهمه ها واقعی شدند،
انگار نوبت من بود، "من" هم ز هم گسست

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر تازه ای که برای ما فرستاده بودید و نقد دوست شاعر و منتقدمان آقای محمدجواد آسمان را بر شعر شما خواندم. به نظرم همچنان مهم ترین آسیبی که در شعر شما وجود دارد و باید برای رفع این مشکل، مطالعه و تمرین بیشتری کنید؛ مشکل ایرادات قافیه در شعر شماست. برای اینکه قافیه را به درستی فرابگیرید هیچ راهی جز مطالعۀ کتاب هایی که در زمینۀ آموزش اصول و فنون قافیه نوشته شده است، ندارید. آموختن وزن شاید با تمرین از راه خواندن شعر و ملکه شدن وزن در ذهن قابل دستیابی باشد ولی برای آموختن قافیه هیچ راه دیگری جز این نیست که کتاب هایی آموزش علم قافیه را فراهم کنید، بخوانید و در این حوزه تمرین کنید. در همین شعر ایراد مهمی که شما متوجهش نشده اید این است که «م» مالکیت در قلبم، روانم، وجودم و ... را جزو قافیه گرفته اید درصورتیکه اگر بر اصول و فنون قافیه تسلط داشتید، همان ابتدا متوجه می شدید که این ضمیر متصل جزو قافیه نمی تواند باشد و درحقیقت بخشی از ردیف شعر شماست. به همین دلیل همۀ قافیه هایی که به کار برده اید اشتباه است. بعد از حذف میم مالکیت، برای مثال کلمه هایی مانند روان، وجود، فال و خواب در شعر شما قافیه شده است.
این درحالی است که مثلاً کلمه روان با کلمه هایی مانند جان، جوان، چنان و زمان قافیه می شود. فال را می توان با حال، خال، مثال و ... قافیه کرد. از طرف دیگر وجود را می شود با سجود، رود، دود و مانند آن قافیه کرد. قافیه هایی هم که برای خواب می توان پیشنهاد کرد کلماتی مانند آب، ناب، جواب و... اند. پس همچنان که می بینید در استفاده از قافیه به طور کامل مسیر را اشتباه رفته اید و تصحیح این ایراد مستلزم این است که مطالعۀ کاملتری در حوزۀ قافیه داشته باشید. اما پرسیده اید اصلاً چیز جالب در شعرتان وجود دارد یا نه؟ راستش را بخواهید نمی توان دربارۀ شاعری که هنوز یک سال از تجربه شاعری اش گذشته است، نظر درستی داد. دوستداران بسیاری را می شناسم که با ذوق و علاقه پای به وادی شعر گذاشتند و بعد از چند ماه یا چند سال وقتی سختی های مسیر را دیدند، ترجیح دادند از شاعری خداحافظی کنند و به دنبال کار بهتری باشند! قضاوت کردن دربارۀ اینکه شما از این دسته افراد هستید یا نه، هنوز زود است. زمانی می توان دربارۀ شعر شما نظر درستی داد که علاقه، ذوق و حوصلۀ خود را در مسیر شاعری اثبات کنید. فعلاً اولین اولویت و ضرورت این است که قافیه را بیاموزید. این چالش اول شماست. ببینیم با این چالش چگونه رو در رو می شوید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
محمد اردکانی » شنبه 09 تیر 1397
خیلی ممنون بابت نقد و ممنون از وقتی که گذاشتید، چشم حتما روی این مسئله کار می کنم تا ریزه کاری های مختلف رو بفهمم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.