در توصیف نمانید




عنوان مجموعه اشعار : چنگیزِ دل‌انگیز _____ حسادت!
شاعر : سین. قاف


عنوان شعر اول : چنگیزِ دل‌انگیز
من طوطیِ بازرگان
تو، حال و هوایِ هند
من خشک و کویر و تَفت
تو، بَرکتِ رودِ سِند

من یک شبِ بی رُوزَن
تو، صبحِ نِشابوری
من ارگِ بمِ ویران
تو دولتِ مَنصوری

تو، بامِ جهانی و
تو، قلّه‌یِ پامیری
من دامنه‌یِ یک کوه
در اوجِ سرازیری!

تو، اوجِ شکوفایی
تو، شوکتِ دارایی
من دهکده‌ای مَتروک
تو نورِ اَهورایی

من شب‌پره‌ای بی تاب
تو، شمعِ دل‌اَفروزی
می‌بازم و می‌سازم
می‌سوزی و می‌سوزی

من کورترین بودم
تو دورترین بودی
وای از دلِ دیوانه
مغرورترین بودی

چنگیزِ دل‌اَنگیزَم
من خاکِ نِشابورَم
ای قلّه‌یِ قافِ عشق
ای دورتر از دورَم

فروردین 97



عنوان شعر دوم : حسادت!
حسادت می‌کُنَم هر شب
حسادت می‌کُنَم هر روز*
به خورشید و به ماه و نور
که می‌بینَن تو رو از دور

به این پیراهنِ مَخمَل
که لمسِت می‌کُنه بی مَن
شکنجه‌گاهِ من می‌شه
شکنج و چینِ این دامن

حسادت می‌کُنَم گاهی
به تکخالِ رویِ سینه‌ت
به گردنبندِ زرّینِت
به این دنیایِ بی‌کینَه‌ت

حسادت می‌کُنم انگار
به تصویرت توو آیینه
به قطره اشکِ معصومی
که توو چشمِ تو می‌شینه

حسادت می‌کنم حتّی
به تصویرِ خودَم توو قاب
به عکسَم در کنارِ تو
که می‌بوسه تو رو بی‌تاب

حسادت می‌کنم اِی وای!
خدا وقتی تو رو می‌ساخت
دَمید از عشق توو روحِت
تو رو با عشق می‌پَرداخت...

زمستان 91


عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر قرار است چه کند؟ آیا شعر کارکردی دارد؟ به این سؤال در طول تاریخ ادبیات فارسی و از آن بالاتر در ادبیات جهان پاسخ های بسیاری داده شده است. برخی معتقدند شعر هیچ کارکرد ویژه ای ندارد و همین که شاعر بتواند باعث ایجاد لذت زیبایی شناسانه در مخاطب بشود، کار خود را انجام داده است و دیگر نیازی نیست شعر اندیشه ویژه ای را هم به مخاطب منتقل کند. در برابر؛ عده ای می گویند توصیف تنها نقطۀ آغاز کار شاعر است. شاعری که فقط مانند دوربین عکاسی عمل می کند و از طبیعت، زندگی و پیرامون خود عکس های زیبایی می گیرد اما پشت این عکس ها، نگاه و اندیشه ای نیست در مقایسه با شاعری که از مرحلۀ توصیف گذشته است و به بیان دردها و اندیشه های والا رسیده است، در مرتبۀ پایین تری قرار دارد.
همۀ ما وقتی می خواهیم از شاعران بزرگ شعر فارسی صحبت کنیم از شاعرانی مانند سعدی، مولانا، حافظ، خیام و فردوسی حرف می زنیم. ممکن است عده ای از این جمع یکی را حذف کنند و دیگری را اضافه کنند اما سؤال اینجاست که نقطۀ مشترک این شاعران چیست؟ به نظر من این است که همۀ آن ها علاوه بر قدرت شاعری، دارای یک منظومۀ فکری مشخص و قابل توجه بوده اند. شما می توانید مثلاً با اندیشه های خیام موافق نباشید اما نمی توانید منکر این باشید که خیام شاعری اندیشمند بوده است و حرف هایی برای گفتن داشته است و دلیل اصلی ماندگاری وی به عنوان یک شاعر درجۀ یک نه تنها در ایران، بلکه در جهان همین تفکر او بوده است. تا به حال با خود پرسیده اید چرا ما در این انتخاب ها مثلاً کمتر یاد شاعری مانند منوچهری دامغانی می افتیم؟ با وجود اینکه منوچهری در تصویرسازی، در توصیف و در گرفتن عکس های بی مانند شاعرانه از طبیعت، به راستی یک استاد است. شاید دلیل این باشد که منوچهری در تمام دوران شاعری اش تنها به دنبال توصیف بوده است اما حرف بزرگ و مهمی در شعرهایش نمی توان یافت. منوچهری را شاعری دارای یک منظومۀ فکری نمی شناسیم و به همین دلیل او در صف نخست شاعران فارسی زبان نمی ایستد. حالا انتخاب با شماست. شما هم می توانید مانند منوچهری تمام شعرهایتان پر باشد از توصیف. پر از تشبیه و تصویرسازی اما هنگامی که مخاطب شعرهایتان را می خواند در پایان با خودش بگوید : خب که چی؟ به فکر این باشید که شعر از مرحلۀ توصیف بگذرید و حرفی هم برای گفتن داشته باشد. باور کنید در ژانر عاشقانه هم می شود حرف های بزرگ و انسانی زد، می گویید نه؟ غزل های سعدی و حافظ را دقیق تر بخوانید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
سین. قاف » سه شنبه 12 تیر 1397
از توصیه و راهنمایی شما ممنونم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.