هايكو يا شعر كوتاه فارسي !؟




عنوان مجموعه اشعار : ....
شاعر : مجید آذردشتی


عنوان شعر اول : هایکو
باران پاییز
استقبالی بی نظیر
چتر ها

عنوان شعر دوم : شعر کوتاه
رقص انگشتان
چه زیبا دل می برد
پیانیست

عنوان شعر سوم : شعر کوتاه
برای شُدن
لجظه شماری می کند
کرم ابریشم
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
اين كه كوتاه سرايي از مهم ترين جريانات شعر در روزگار ماست و اين كه اين شيوه در واقع پاسخ به نيازهايي اجتماعي و فرهنگي و ادبي ست نه قابل انكار است و نه قابل دست كم گرفتن .
از سوي ديگر سابقه ي كوتاه سرايي چه در شعر كهن ما و چه در شعر معاصر ما به عنوان پشتوانه اي براي سرايش حساب شده تر و سنجيده تر شعرهاي كوتاه در روزگار ما بسيار كارآمد و قابل اعتناست .
همچنين شرايط خاصي نيز كه فضاي مجازي و كيفيت و كميت ارائه ي شعر در آن ايجاد كرده است ، به عنوان عاملي تاثير گذار بر جريان كوتاه سرايي قابل تامل مي باشد .
در نهايت موج ترجمه و توجه جدي به هايكو به عنوان مهم ترين و معروف ترين قالب شعري ژاپني نه تنها در ايران بلكه در تمام كشورهاي شعرخيز جهان موجه تقئيت جريان كوتاه سرايي شده است .
هايكو را مي توان حاصل انجماد يك لحظه دانست كه موجب تامل و جلب توجه و به فكر رفتن مخاطب مي شود . در اين نوع سرايش كه برخي آن را متاثر از فلسفه يا روش زندگي « ذن » مي دانند ، هيچ دخالتي از سوي شاعر براي تغيير جهان صورت نمي گيرد پس اساسا تخيل هايكوسرا ، از ديدگاه شاعر ايراني تخيل شعري نيست و به تخيل داستاني يا داستانكي نزديك تر است .
از اين منظر شعر اول آقاي « مجيد آذردشتي » را نمي توان هايكو دانست بلكه بايد آن را شعري كوتاه دانست زيرا در اين متن « چترها » همچون موجوداتي ذيعقل و ذيشعور از باران پاييزي استقبال مي كنند پس تخيل شاعر در ترسيم و پرداخت صحنه دخالت نموده است . اما مثلا در نگارش زير از همين متن مي توانستيم مدعي سرايش هايكو باشيم :
باران پاییز
ناگهان
چتر ها
و يا اين ورژن :
باران پاییز
باز شدن
چتر ها
و همين ورژن آخري با تغييري خاص به شعري كوتاه بدل مي شد :
باران پاییز
ناگهان
رويش چتر ها
از همين ديدگاه مي توان اثر دوم را چنانچه خود شاعر نام گذاري كرده است شعر كوتاه ناميد . اثري كه در آن حركت انگشتان پيانيست بر كلاويه هاي پيانو به رقص انگشتان تشبيه شده است .
شخصيت تازه بخشيدن به كرم ابريشم ، عامل شعريت متن كوتاه سوم است . در اين شخصيت تازه ، اين موجود حيواني مانند شخصيتي انساني براي تحول و تكامل لحظه شماري مي كند . اما نكته ي قابل ذكر در اين شعر به كار بردن مصدر « شدن » به جاي « رفتن » در سطر نخست است . اما راستي چرا ؟!
در فضاي اين شعر شدن نه تنها به معناي رفتن به كار مي رود و معناي كوچ از پيله به فضاي خارج را مي رساند بلكه دگرديسي از حالت كرم به حالت پروانه را نيز در ذهن تداعي مي كند .
اين طور كه به نظر مي رسد « آذر دشتي » در كوتاه سرايي شاعر نسبتا موفقي ست . كاش مي دانستيم چه ميزان تجربه ي شاعري پشت اين كوتاه سرايي ها ايستاده است !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۲
مجید آذردشتی » شنبه 09 تیر 1397
درود بر شما جناب شکارسری عزیز سپاس از این که وقتتون رو برای شعر بنده گذاشتید قلمتان مانا
حمیدرضا شکارسری » یکشنبه 10 تیر 1397
منتقد شعر
من از شما ممنونم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.