از هنر و ادبيات و شعر چه مي خواهيم ؟




عنوان مجموعه اشعار : كوتاه ها
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : ضمير
شمعى روشن شد

يك اول شخص مفرد ديگر
به سوم شخص جمع
پيوسته بود

عنوان شعر دوم : حادثه
دلتنگى ام را شعرى خواندم بر:

آب: درياى خروشان شد
باد: طوفان پريشان شد
خاك: زمين لرزان شد
آتش: آذرخش سوزان شد

و زمان: تا ابد گريزان شد
..............
تو
در يك كلام
حادثه اى

عنوان شعر سوم : -
نگاه
خنياگر گناه
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
از شعر چه مي خواهيم ؟
اين سوالي ست كه نه تنها در مورد شعر بلكه در مورد هر هنر ديگري مطرح مي شود . به راستي از هنر و ادبيات چه مي خواهيم ؟ چرا هنر ؟ چرا ادبيات ؟
از رويارويي با هنر لذت مي بريم ؟ بله بي ترديد از رويارويي با آثارهنري و ادبي لذت مي بريم اما اين تمام ماجرا نيست . راه هاي بسيار كم دردسرتري براي لذت بردن داريم . چرا يك فيلم سطحي كمدي نگاه نكنيم و غش غش نكنيم به جاي ديدن فيلمي از وودي آلن ؟ چرا ترانه اي از نانسي عجرم گوش نكنيم به جاي تصنيفي از محمدرضا شجريان ؟ چرا شعري از مريم حيدرزاده نخوانيم به جاي شعري از احمدرضا احمدي و يدالله رويايي و حتي قيصر امين پور ؟ و اصلا چه كسي مي تواند مدعي شوند همه بايد از يك چيز لذت ببرند ؟ اصلا لذت چيست و چگونه حاصل مي شود ؟ اصلا كدام لذت از كدام لذت برتر است ؟ اصلا كدام برتري ؟!
از رويارويي با هنر چيزي مي آموزيم ؟ بله شايد از رويارويي با آثار هنري و ادبي چيزي بياموزيم اما اين هم تمام ماجرا نيست . چه بسيار آثار هنري كه نه تنها چيزي به ما نمي آموزند بلكه انگار ما را دچار غفلت و فراموشي مي كنند و اساسا بدآموز هستند !
از رويارويي با هنر ، جهان و مشكلاتش را فراموش مي كنيم ؟ بله شايد هنر و ادبيات مفري باشند براي غفلت و رهايي هر چند موقت از بند مشكلات و مصائب جهان اما اين هم تمام ماجرا نيست . آن وقت با خيل عظيم آثار هنري و ادبي جهان كه سرشار از انديشه و فلسفه اند چه بايد كرد ؟
از رويارويي با هنر به احساسات . عواطف هنرمند اشراف مي يابيم و او را مي شناسيم ؟ امروزه ديگر كسي با اين نيت با آثار هنري و ادبي روبرو نمي شود . امروزه ديگر شخصيت راوي و شخصيت هنرمند را از هم جدا مي دانند .
پس اين هنر و ادبيات به چه درد مي خورد ؟!
هنر و ادبيات بيش و پيش از هر چير مخاطب را با تجربه ي هنرمند از حسي انساني شريك مي سازد كه جز در قالب اثر هنري قابل ارائه نيست . مخاطب جز در قالب آن غزل با تجربه ي مبارك شب قدر حافظ نمي تواند شريك شود . مخاطب نمي تواند جز در قالب سمفوني هاي بتهوون با تجربه ي او از اصوات شريك شود . مخاطب نمي تواند جز در قالب فيلم سرگيجه با تجربه ي هيچكاك از تعليق و دلهره شريك شود . در اين اشتراك تجربه ممكن است لذت و آموزش و شناخت باشد اما ممكن هم هست كه نباشد ! مهم اشتراك تجربه ي ما با نيم رخ هاي تمام نماي پيكاسوست . مهم اشتراك تجربه ي ما با مرگان ، كاراكتر اصلي رمان جاي خالي سلوچ محمود دولت آبادي ست و نه سرمشق گرفتن از سرسختي او در زندگي (هرچند شايد سرمشق هم بگيريم !)
در شعر ما با تجربه ي خاص شاعر در كار با ربان روبرو مي شويم . معنا و محتوايي كه جز در فرم و قالب اثر ادبي قابل انتقال و به اشتراك گذاري نيست . حاصل كار اثري ست بديع و تجربه نشده و نامنتظره ، يا در فرم و قالب ، يا در معنا و محتوا و موضوع و درونمايه و يا در هر دو .
پس در رويارويي با سه شعر كوتاه آقاي « سيدمهدي منتظري » به اين كار ندارم كه از اثر لذت مي برم يا نه ؟ از آن چيزي مي آموزم يا نه ؟ مشكلات و دشواري هاي زندگي ام را موقتا فراموش مي كنم يا نه ؟ مي خواهم بدانم با چه تجربه ي تازه اي از زبان روبرو شده ام ؟ (چه در حيطه ي معنا و محتوا و چه در حيطه ي فرم و قالب و صورت زبان)
در شعر اول با تصوير يا تعبير تازه اي از شمع روبروييم . شمع ، ضمير اول شخص مفردي ست كه به ضمير سوم شخص جمع (آنها) پيوسته است . آنها كيستند ؟ پيوستن شمع به آنها چگونه است ؟ چه سابقه اي از شمع به درك و فهم مخاطب از اين تعبير كمك مي كند ؟ اثر گنگ و مبهم است و به همين دليل آن اشتراك تجربه صورت نمي گيرد .
شعر دوم مفهوم و فرم و بيان تازه اي در بر ندارد . و شعر سوم اساسا برداشتي شخصي و سطحي از يك واژه است . آيا نگاه تننها خنياگر گناه است ؟! آيا تمام نگاه ها چنين اند ؟ اگر شاعر چنين ادعايي دارد چگونه آن را اثبات مي كند و با چه منطقي چنين ادعايي را براي مخاطب باورپذير مي نمايد ؟
از اين سه شعر هيچ كدام از نيات ما در هنگام رويارويي با آثار هنري و ادبي برآورده نمي شود يا حداقل نگارنده ي اين سطرها خود را در پايان قرائت اين سه شعر كامروا نمي يابد !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۲
حمیدرضا شکارسری » یکشنبه 10 تیر 1397
منتقد شعر
ارادت و احترام
سید مهدی منتظری » سه شنبه 05 تیر 1397
سلام و عرض تشكر بيكران از دقت نظر و موشكافى منتقد گرامى. تنها نكته اى كه بيان اش را لازم ميدانم آن است كه شايد بتوان سروده ى نخست را در يك واژه خلاصه كرد: مرگ. ارادتمندم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.