هرس شعر و ماندگاري آن




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : زیبا زیلایی


عنوان شعر اول : آستین های دوست داشتنی تو
بی‌فایده است
امروز
هر چقدر خط بکشم
راه راهِ پیراهن تو نمی‌شود
فردا
پیراهن ساده‌تری بپوش
تا آستین‌هایش را گم نکنم
نه آسمانی نه
سبز بپوش.
من از سمت راست می‌آیم
با کفش‌هایی که مال خودم نیست
این بار
تو منتظر بمان
و سر راهم
صندوقی بگذار
آبی
با نقش دو دست بالدار
تا قبل از دیدنت
جیب‌هایم را خالی کنم.
می‌خواهم زود برسم
تو مشتت را باز کنی
حرف‌هایت را بریزی توی فنجان
تا من بنوشم
از همان حرف‌ها
که هر چه هم بزنی
سرد نمی‌شوند.
می‌خواهم دیر برگردیم
آنقدر دیر
که هر چقدر برگردیم
به خانه‌هایمان نرسیم.
تو آستینت را دراز کنی
من دستت را بگیرم
روی خط کشی‌ها قدم بزنیم
پشت چراغ قرمزها نایستیم
از خط‌های ممتد عبور کنیم
روی خط‌های بریده قهر و
باز هم آشتی کنیم.
می‌خواهم زود بهم برسیم
و دیر برگردیم
آنقدر دیر
که اسم‌هایمان را فراموش کنیم
می‌خواهم
دست‌هایم را در آستین‌هایت فرو کنم
و پشت دکمه‌های پیراهنت
قایم بشوم
آنطور
که حتی خودت نتوانی پیدایم کنی.

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شاعر اولين منتقد شعر خود « بايد » باشد . چرا بايد را در اين جاي جمله و داخل گيومه آوردم ؟ تا بر آن تاكيد كنم .
گر چه شاعر با تعصب و علاقه ي بي اختياري كه نسبت به اثر خود دارد ، شايد نتواند نگاهي منصفانه به آن داشته باشد اما از سوي ديگر با اشرافي كه بر كنج ها و زواياي آشكار و نهان شعر دارد مي تواند هم كمبودها و ايرادات و هم ويزگي ها و ظرايف پيدا و پنهان آن را بيابد و نسبت به رفع يا نقويت آن ها بكوشد .
اولين مرحله ي نقد اثر توسط شاعر ، سوال از اجزاء شعر است . كليدي ترين سوال در اين زمينه اين است : تو در شعر من چه مي كني ؟!
هر بخش ، هر سطر ، هر كلمه يا حتي هر حرف اضافه بايد نقشي در كليت اثر ايفا نمايد وگرنه هر چقدر هم كه خوش آهنگ و زيبا به نظر برسد باز هم غيرضروري است . در واقع اگر اجزاء اثر نتوانند به سوال منتقد و شاعر جواب دهند بهتر است حذف شوند . حذف بي رحمانه اي كه موجب ايجاز بيشتر مي شود و تاثير متن را هم بيشتر مي كند .
شعر روايي خانم « زيبا زيلايي » روايت مفصلي ست از سفري عاشقانه و ذهني با معشوق . با فرازهايي زيبا :
می‌خواهم
دست‌هایم را در آستین‌هایت فرو کنم
و پشت دکمه‌های پیراهنت
قایم بشوم
آنطور
که حتی خودت نتوانی پیدایم کنی
اما در اين روايت فرازهايي هم هست كه نقشي در كليت اثر ايفا نمي كنند و تنها به اطناب شعر مي افزايند .
معلوم نيست در اين سفر روحاني (!) نقش پيراهن راه راه و ساده ي معشوق چيست ؟ نقش رنگ سبز اين پيراهن به جاي رنگ آبي آن چه كمكي به تشكل كل اثر مي كند ؟ نقش آ؛ن صندوق آبي با نقش دو دست بالدار چطور ارزيابي مي شود ؟ راستي در اين سغر كه قرار است تماما به پياده روي در راه و بين خط كشي هايش بكذرد ، ريختن حرف ها در فنجان و نوشيدن آن چه محلي از اعراب دارد ؟
پس اين متن شاعرانه است اما به شدت نيازمند ويرايش است . ويرايشي كه حشو و زوايد آن را پاك كند و موجزتر و موثرتر نمايد .
*
اما راجع به سوال خانم « زيلايي » در مورد دليل ديده شدن و خوانده شدن بعضي از شاعران روزگار مان بايد به نكاتي چند اشاره كنم .
عوامل ماندگاري اثر هنري و صاحب اثر هم از نوع متني ست و هم او نوع فرامتني .
در عوامل متني بايد به قوت و استحكام و بداعت اثر توجه نمود . بايد اذعان داشت كه هيچ اثر ضعيف و سستي مگر به عنوان نمونه بد قابل ذكر (!) در طول تاريخ ادبيات ماندگار نبوده است . البته در روزگار ما عوامل فرامتني گاهي مي توانند آثاري ضعيف را نيز معروف و ماندني نمايند .
عوامل فرامتني عبارت اند از شرايط سياسي و اجتماعي و فرهنگي موجود ، جريانات پشتيبان و حمايت كننده ي اثر ، و در روزگار ما پيگيري ها و سماجت هاي شاعر براي ديده شدن ، حضور و بهره مندي از تريبون هاي دولتي و حتي غير دولتي چون رسانه هاي تصويري داخلي و خارجي ، داشتن وجهه ي خاص و ويژه ي سياسي و اجتماعي شاعر ، داشتن ماركتينگ براي ترانه سرايان و داشتن روابط عمومي مطلوب و هوشمندانه و ....
شما از كدام يك از اين عوامل بهره منديد ؟

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.