اسراف در صنایع ادبی، طناب دار شعر خواهد یود




عنوان مجموعه اشعار : غزليات
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : يك نام
خوابى ست كه بيدارتر از ديده ى بيناست
آبى ست كه سرزنده تر از هستى دنياست

بودى ست كه بر پيكر آن انگ نبود است
رودى ست كه در راه سراپرده ى درياست

نورى ست كه پنهان شده در طيف سياه است
شورى ست كه در محفل آن هلهله برپاست

زردى ست كه در چشم زمان يكسره سبز است
سردى ست كه آنسوى زمين بستر گرماست

ظرفى ست كه دارنده ى اكسير حيات است
حرفى ست كه سازنده ى هر واژه ى شيداست

سازى ست كه در نغمه ى آن موج خيال است
رازى ست كه در چهره ى آن جذبه ى رؤياست

نامى ست كه در دفتر هر پير و جوان است
جامى ست كه سرمست كُنِ جمله ى جانهاست

چاهى است كه سوى دگرش راه رهايى ست
راهى است كه بگشوده به يك گلشن زيباست

رنجى ست كه از روز ازل حكمت اينجاست
گنجى ست كه تا روز ابد حشمت آنجاست

برگ است كه از شاخه جدا ميشود امروز
مرگ است: حيات دگرى در دل فرداست






عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درو تان می گویم
آنچه از شما در معرض دید مخاطب قرار گرفته و آمادگی محک نقد دارد کاری است که از نظر چهارچوب کلی شعر، بی نقص به نظر می-رسد.
همة قواعد ظاهری شعر، شامل موسیقی اعم از کناری(قایفه و ردیف) و بیرونی ( کلیت وزن شعر) درآن رعایت شده است. البته از شاعری با این بهره از دانش و این سابقه درشعر، چنین توقع و انتظاری بجاست و خلاف آن سوال برانگیز بود.
علاوه بر این در مواردی، موسیقی درونی و در پاره¬ای ابیات صنعت ترصیع نیز خودنمایی می¬کند که نشان از دقت نظر شاعر و دلبستگی¬اش به شعر صنعت مدار و آرایه مند است. به خصوص در این بیت:
رنجى ست كه از روز ازل حكمت اينجاست
گنجى ست كه تا روز ابد حشمت آنجاست
چقدر خوب از پس جناس¬ها بر آمده¬اید.
اما آیا این اثر تا چه اندازه از عنصر عاطفه که یکی از عناصر اصلی مقبولیت شعر محسوب می¬شود برخوردار است. گمان می¬کنم اگر به بقیه اثر امتیاز بالایی داده شود باید در نمرة عاطفه، شعر را با تک ماده پذیرفت. یادمان باشد که شعر از دو منظر یا به دو دلیل قابلیت پذیرش خاطر و در نهایت ماندگاری در ذهن ها را خواهد داشت. آن دو منظر، یکی عاطفه است و دیگری تخیل.
تصور می¬کنم شاعری با این درجه توانمندی ، باید روی ایندو بحث بیشتر کار کند.
نکته¬ دوم استفاده از صنایع لفظی و حتی معنوی در شعر است. به اعتقاد همه بزرگان ادب فارسی و همه استادان و نقادان و سخنوران، هرچه شاعر بتواند کلام را از سطح عادی ارتقا ببخشد و با آرایه ها و صنایع لفظی و معنوی آن را متمایز کند کاری شایسته انجام داده است. من هم موافقم. اما از دید من، گاهی صنایع و آرایه به جای آنکه شعر ما را زیبا کنند یا نردبان ترقی آن محسوب شوند، طناب داری برای کشتن شعرخواهند بود و این جایی است که صنعت شعری بیش از خود شعر به چشم بیاید و نخست رخ بنماید.
اگر این اثر زیبا را دوباره مرور کنید خواهید دید که شاعر بیش از آن که خواسته باشد حرف و اندیشه¬اش را در قالبی شاعرانه و با معیارهای زیباشناختی، هنری، مخیل و عاطفه مند ارائه کند؛ خواسته است در چینش کلمات هم¬آوا ¬تلاشی مضاعف از خود نشان بدهد و توانمندی اش را به رخ بکشد. اینجاست که به نظرم صنعت، خودش طناب داری برای شعر به حساب می آید.
پس در یک توصیه کلی باید گفت:
یک - در استفاده و ارائه صنایع ادبی نباید اسراف کرد.
دو- به رغم تعریف مشهور و معروف شعر یعنی " کلام موزون، مقفی و مخیل " اولویت در هنگام سرودن از آخر به اول است یعنی مخیل بودن.
سه – به چینش¬های حساب شده و قاعده¬مند و از پیش تعریف شده نباید خیلی عادت کرد. البته این جمله نباید به باری به هرجهت شعر گفتن تعبیر شود.
چهار_شاعر باید تلاش کند تا در هر بیت و در نهایت در کلیت شعر، به مخاطب هیجان بدهد و یا شوک وارد کند و اگر اینچنین کرد او را با شعرش همراه و همگام خواهد ساخت و الا این شعر از حافظه کوتاه مدت و بلند مدت او پاک خواهد شد بی تردید.
باقی بقایتان.

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۴
سید مهدی منتظری » سه شنبه 05 تیر 1397
اين سروده، تا آنجا كه به نظر من مى آيد، فلسفى ست و در وادى انديشه گام ميزند. پرسش: اصولاً، آيا ميتوان از چنين سروده اى انتظار برجسته سازى عنصر "عاطفه" (احساس) را داشت؟ سپاس بيكران، و بدرود.
سید مهدی منتظری » سه شنبه 05 تیر 1397
سلام و عرض ارادت. از نقد آموزنده ى شما بسيار تشكر ميكنم. اما، گاه با خود مى انديشم كه: آيا صعود "موسيقى" به قله همواره و الزاماً با سقوط "شعريت" به سوى دره همراه است؟ آيا هيچ راهى وجود ندارد كه بتوان همزمان به اين هر دو دست يافت؟ و آيا تلاش براى پيوند اين دو فى نفسه ارزشمند نيست؟ ارادتمندم.
سید مهدی منتظری » سه شنبه 05 تیر 1397
سلام و عرض ارادت. از نقد آموزنده ى شما بسيار تشكر ميكنم. اما، گاه با خود مى انديشم كه: آيا صعود "موسيقى" به قله همواره و الزاماً با سقوط "شعريت" به سوى دره همراه است؟ آيا هيچ راهى وجود ندارد كه بتوان همزمان به اين هر دو دست يافت؟ و آيا تلاش براى پيوند اين دو فى نفسه ارزشمند نيست؟ ارادتمندم.
علی رضا احرامیان پور » یکشنبه 10 تیر 1397
منتقد شعر
با سلام و سپاس از شما. پاسخ هر دو سوال را یجا می نویسم. در باب عاطفه، همانطور که بهتر از من دانید سختترین کلمات و سنگین ترین جملات، اگر در پوشش عاطفه مطرح شوند شنیدنی تر است و قابلیت پذیرش بیشتری دارد.فرمایش خدا به پیامبر هم در عبارت "قولوا لینا" همین است و من این "لین گفتن " را در به عاطفی بودن تعبیر می کنم. اما موسقی و شعر... به فرمایش دکتر شفیعی در کتاب موسیقی شعر، ما مختاریم بر انتخاب یا عدم انتخاب موسیقی، اما چنانچهآان را انتخاب کردیم باید چندان مهارت بورزیم که موسیقی سد راه نشود.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.