ديگرگونه ديدن...




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه ای ندارم
شاعر : رها پرهام


عنوان شعر اول : اندوه
به جابجایی اندوه در دست هایم
به خطوط ناقص نرسیدن
برای رسیدن چنگ می زنم

چند خداحافظی
جامانده در دست هایم؟!

چند دست؟!
نه
دست های تو
به اندوه این موها نمی رسد


رها پرهام


عنوان شعر دوم : عکس


فکرم را جمع می کنم
از گوشه عکسی که
تو را پرت می کند
درون چشم هایم.

چشم هایی که قرار بود
روی لب های تو باشد
لب هایی که خستگی دست هایم را
می کشد سمت موهای تو

فکرم را جمع می کنم
یک تکه از خاطره تو کم می شود

عکس ها
حافظه هایمان را قورت داده اند
که هرچه پرت کنم
بازهم
تکه ای از تو
در عکس جا می ماند

رها پرهام

عنوان شعر سوم : خط
گر قرار بر رسیدن باشد
از همین خط های کف دست هایم
به خط های پیشانی ات می رسم
پیشانی که پریشانی ات را زیباتر می کند


اگر قرار بر نرسیدن باشد
تمام خطوط ریل ها را بشمارم
تمام باند فرودگاه ها را
نزدیک خانه تو بکشانم

و چترها روی صورتم بیاندازم
تا زیبایی ام را به تو نزدیک تر کنم
و تمام اعداد تقویم را بدوم
و قرار را
انقدر بین دست هایم فشار دهم
که تو را کمی بیشتر نگه دارم

باز هم روزنه هایی هست
که فرار را به قرارت ترجیح می دهند


رها پرهام
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
ديگرگونه ديدن از مهمترين وظايف شاعر است. وظيفه اي كه اسباب دانايي و اشراف مخاطب را بر پديده هاي پيراموني و اتفاقات اجتماعي ممكن مي سازد. در شعر «رها پرهام» اين ديگرگونه ديدن اتفاق افتاده است و شاعر با نفوذ در اشياء و اتفاقات، حضور و اشراف متمايز خود را به نسبت ديگران ابراز داشته است. براي من به عنوان يك مخاطب عام، تماشاي صحنه ي دست دادن دو نفر به يكديگر چندان جذابيتي نخواهد داشت اما اين هنر شاعر است كه اين روند معمول، به اعجاز كلام و مسحور شدن مخاطب ختم شود. اين كه از همين دست دادن ساده، به تصويري موجز و شگفت هم چون تبادل اندوه برسيم ناشي از توان و كنش ادبي شاعر مي باشد.
آن چه كه بايد خانم پرهام در آفرينش هاي ادبي خود بدان توجه نمايد تسري توان شعري خود در تماميت شعر باشد، به نحوي كه مخاطب بتواند با مجموع ارگانيسم شعر ارتباط برقرار كند و دچار بلاتكليفي محتوايي و تشويش معنايي در ادامه ي شعر و يا پاره اي از آن نشود. در شعر اول از بعد از سطر دوم شعر دچار پراكنده گويي و اضمحلال معني مي شود و شعر صرفاً در خلال سطرهايي عاشقانه و كم ارتباط ادامه مي يابد. در شعر دوم شعر لبريز از توضيحاتي كه در راستاي توجيه ذهن شاعر است تطويل پيدا كرده است و كاركرد معنايي ندارند و در شعر سوم حجم نامطلوبي از تصاوير كه از كم ارتباطي رنج مي برند تدارك ديده شده است.
آن چه كه در مطالعه ي اين سه شعر مي تواند به عنوان نقيصه اي در شعر خانم پرهام بدان اشاره داشت شيفتگي شاعر به برخي واژه ها و بسامد بالاي استفاده از برخي از آن ها مي باشد كه خود به خود در قابل پيش بيني شدن شعرها و ملال آور شدن شعرهاي او موثر خواهد بود. نكته ي ديگر بدفرجامي شعرها مي تواند باشد كه شاعر با دستپاچگي و بدون وسواس آن ها را در هر سه شعر رقم زده است. در واقع مي توان با انتخاب درست مقاطع پاياني شعر و تاثيرگذاري متناسب، سرنوشت شعر را تغيير داد. به عنوان آخرين نكته پيشنهاد مي دهم كه شاعر پس از فراغت از آفرينش اثر كه مطمئنا از رنج كوشش مستمر براي توليد و تكميل اثر خسته كننده نيز خواهد بود مجدداً به سراغ اثر برود و آن را دوباره خواني نمايد. حتما شاعر مي تواند با حذف و تعديل هايي هم كنش هاي شاعرانه تري در شعر پياده نمايد و هم در افزايش بار آوايي و معنايي شعر موثر واقع شود:
به جابجايي اندوه در دست هايم
به خطوط ناقص نرسيدن
(............) چنگ مي زنم
*****
فکرم را جمع می کنم
از گوشه عکسی که
تو را پرت می کند
(.........) به چشم هایم.
*****
گر قرار بر رسیدن باشد
از (..........) خطوط کف دست هایم
به (...........) خطوط پیشانی ات می رسم
پیشانی که پریشانی ات را زیباتر می کند...
به انتظار آثار در راه اين شاعر خواهيم بود

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۲
ارمغان بهداروند » سه شنبه 06 شهریور 1397
منتقد شعر
درود
رها پرهام » سه شنبه 06 شهریور 1397
می آموزم و سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.